در حال بارگذاری...

عکاسی صنعتی و عکاسی تبلیغاتی ناین

عکاسی صنعتی,عکاسی تبلیغاتی,عکاسی معماری,عکاسی غذایی - منتخب ۳۵۰ برند معتبر کشور

عکاسی صنعتی و تبلیغاتی از محصولات کارخانه ایستک
Industrial Photography : Istak Company
عکاسی صنعتی و تبلیغاتی از محصولات کارخانه ایستک
عکاسی معماری و تبلیغاتی از هتل و رستوران مجلل اسکان تهران
Architectural Photography of : Skan Hotel
عکسبرداری معماری از مجموعه هتل اسکان تهران
استودیو عکس صنعتی و تبلیغاتی ناین 9 واحد برگزیده بزرگترین برندهای معتبر صنعت کشور
عکاسی معماری از نمایشگاه شرکت ایگر
Architectural Photography of : Eger Company
عکاسی معماری از تجهیزات آشپزخانه شرکت ایگر
همکـاری بـا بیش از 300 برند صنعتی معتبـر در کشـور
عکاسی صنعتی از کارخانه سیم کو
Industrial Photography of : Simco Company
عکسبرداری صنعتی و تبلیغاتی از کارخانه سیمکو
عکاسی با بهترین دوربین Medium فرمت دنیا
عکاسی صنعتی از ماشین آلات کاترپیلار
Industrial Photography of : Caterpilar Products
عکاسی صنعتی از ماشین آلات کاترپیلار
قدرتمندترین تیم عکاسـی صنعتی در منطقه خاورمیانـه
همکـاری بـا بیش از 300 برند صنعتی معتبـر در کشـور
عکاسی معماری از رستوران گردان برج میلاد
Architectural Photography of : Milad Tower
عکاسی معماری از رستوران گردان برج میلاد
استودیو عکس صنعتی و تبلیغاتی 9 واحد برگزیده بزرگترین برندهای معتبر صنعت کشور
عکاسی غذایی و تبلیغاتی از محصولات کارخانه یک و یک
Industrial Photography of : Yek & Yek Company
عکاسی غذایی و تبلیغاتی از محصولات کارخانه یک و یک
مجهز به پیشرفته ترین و تخصصی ترین تجهیزات عکاسی صنعتی و نورپردازی روز دنیا
عکاسی صنعتی و تبلیغاتی از خطوط تولید کارخانه صانع روی زنجان
Industrial Photography of : Sane Roy Company
عکاسی صنعتی از خطوط تولید کارخانه صانع روی زنجان
استودیو تخصصی عکس صنعتی ناین
برند برتر عکاسی صنعتی کشور
IMAGINE MORE
عکاسی صنعتی و تبلیغاتی از :
خطوط تولید ،محصولات ، قطعات صنعتی ، محصولات غذایی
محیطهای اداری،معماری،دکوراسیون همراه با تکنیکهای خاص
عکاسی صنعتی و تبلیغاتی از محصولات کارخانه نوری تازه
Industrial Photography of : Nori Taze Company
عکاسی صنعتی و تبلیغاتی از محصولات کارخانه نوری تازه

GREAT STORIES START HERE

Discover over 10K of industrial Photography & Advertising Photography

زمینه فعالیت عکاسی صنعتی و تبلیغاتی ناین

زمینه های مختلف فعالیت استودیو عکاسی صنعتی و تبلیغاتی که در هر کدام تجربیات بیشماری کسب نموده ایم را در بخش زیر ملاحظه فرمایید

واحد بازرگانی عکاسی صنعتی ناین

جهت مشاوره در خصوص عکاسی صنعتی و تبلیغاتی با شماره های مندرج در بخش زیر تماس حاصل فرمایید

سبک و تکنیک های قابل اجرا در عکاسی صنعتی ناین

تکنیکها و سبک های مختلف در عکاسی صنعتی و تبلیغاتی که توسط عکاسی صنعتی ناین قابل اجرا می باشد را در زیر می توانید با کلیک بر روی هر کدام به صفحه مورد نظر هدایت شوید

ثبت فیش واریزی

ثبت فیش واریزی

پس از ثبت سفارش و دریافت نام کاربری و کلمه عبور از این طریق وارد پنل کاربری خود شوید.

پنل ورودی کارفرمایان

پنل ورودی کارفرمایان

پس از ثبت سفارش و دریافت نام کاربری و کلمه عبور از این طریق وارد پنل کاربری خود شوید.

آمار سفارشات عکاسی صنعتی ناین

آمار ارائه شده با توجه به تعداد سفارشات استودیو تخصصی عکس صنعتی ناین از ابتدای سال 1396 می باشد

5

RESERVED PROJECT

پروژه های رزرو شده

6

PROJECTIN PROCESS

پروژه های در حال اجرا

9

READY PROJECT

پروژه های آماده تحویل

93

FINISHED Project

پروژه های پایان یافته

سوالات متداول عکاسی صنعتی

سوالاتی در زمینه عکاسی صنعتی که در تماس های اولیه عنوان می شود.

جهت تهیه پیش فاکتور به دو روش میتوان اقدام نمود :
روش اول : با مراجعه به بخش محاسبه قیمت و صدور پیش فاکتور آنی خود سایت که در منو اصلی سایت قابل رویت می باشد.
روش دوم : تماس با واحد فروش و سفارشات مجموعه که پس از دریافت اطلاعات اولیه در مورد نوع خدمات و فعالیت کاری شما و بعد از ارزیابی نهایی پیش فاکتور صادر و به شماره فکس اعلامی ارسال خواهد شد.
بله - استودیو عکاسی صنعتی و تبلیغاتی ناین با در اختیار داشتن چند گروه مجرب و تجهیزات استودیو سیار آمادگی کامل جهت برپایی و عکاسی صنعتی در خارج از محل استودیو را داشته و کلیه نیازهای کارفرمایان گرامی را در این بخش مرتفع می سازد. لازم به ذکر است که حمل و برپایی استودیو سیار عکاسی صنعتی در محل مورد نظر کارفرما شامل هزینه اندکی خواهد بود که در بخش محاسبات و تعرفه قیمت ها میتوانید ملاحظه فرمایید.
همانطور که در بخش های گوناگون این وب سایت بصورت کامل آمده است - استودیو عکس صنعتی ناین با در اختیار داشتن بهترین برندهای معتبر کشور و انجام خدمات مختلف در طی سالهای گذشته و نیز با تجهیز بروزترین امکانات عکسبرداری صنعتی دنیا در کنار تنوع بالای خدمات در صنایع مختلف و تجربیات کسب شده و نیز دارابودن استودیوهای مختلف و اختصاصی در تهران و استان البرز این واحد را نسبت به دیگر رقبا متمایز ساخته و همین امر باعث سفارشات بیشمار از سراسر این و حتی کشورهای دیگر گشته است .
بله - تیم اجرایی استودیو عکاسی صنعتی ناین آماده ثبت و انجام سفارشات در کانادا - امارات - اسپانیا - ایتالیا و دیگر کشورهای اروپایی با توجه به نمایندگان فعال حاضر در کشورهای مذکور می باشد و ممانعتی جهت انجام خدمات در موارد ذکر شده وجود ندارد.

کلیدهای میانبر

کلید های میانبر صفحات پرکاربرد استودیو عکاسی صنعتی ناین

تعرفه و محاسبه قیمت
تعرفه و محاسبه قیمت
خدمات و صدور پیش فاکتور
پنل ورودی مشتریان
پنل ورودی مشتریان
ورود پس از اولین سفارش

خدمات تخصصی عکاسی صنعتی ناین

بخش خدمات تخصصی اصلاح و رتوش استودیو عکاسی صنعتی ناین شامل موارد زیر می باشد

مقالات هنر عکاسی صنعتی و عکاسی تبلیغاتی

مقالاتی که در زیر آمده است حاصل تلاش تیم استودیو عکاسی صنعتی ناین درباره هنر عکاسی صنعتی - عکاسی تبلیغاتی و نیز هرآنچه که مخاطب مرتبط با این رشته می بایست اطلاعات داشته باشد تهیه و درج گردیده است.
هرگونه کپی برداری از مطالب مذکور توسط همکاران گرامی و مخاطبین با درج نام مولف و لینک منبع آن ( 
https://www.studio9.co ) بلامانع می باشد.
 


کلامی درباره هنر و صنعت عکاسی و همچنین عکاسی صنعتی و عکاسی تبلیغاتی

شاید سال ها پیش از میلاد مسیح، زمانی که ارسطو و اقلیدوس پشت دوربین سوراخ سوزانی خود قرار گرفتند ، هرگز در عمیق ترین رویاهای خویش نیز نمی دیدند که روزی انسان با ثبت وقایع و مناظر بتواند لحظه ای را ماندگار کند؛ و شاید " ژوزف نیسه فور نیپس " (Nicéphore Niépce) نیز که او را اولین عکاس جهان مینامند ، پس از تلاش ۹ ساعته خود ( یکی از دلایل نام گذاری استودیو ناین ) که منجر به ثبت اولین عکس تاریخ شد ، هرگز گمان نمیبرد که وسیله اش روزی یکی از بزرگترین اختراعاتی باشد که نوع بشر در صنعت، تجارت، هنر و سرگرمی اش از آن بهره خواهد برد.
پس از " فور نیپس" تلاش های بسیار زیادی در زمینه عکاسی صورت گرفت که سال ها بعد با گسترش فن آوری، روز به روز عکاسی به علم و صنعت روز دنیا بدل شد.
امروزه عکاسی شاخه های بیشماری دارد که هر کدام، با تجهیزات مرتبط به خود، تخصص خاص خود را نیز داراست.
 در
عکاسی ژورنالیستی یا عکاسی خبری، عکاس با بهرمندی از تجربه بالا، تیز بینی و شم بالای خود در پیش بینی و موقعیت سنجی عکسی به یاد ماندنی را ثبت میکند. عکاسی خبری یکی از پر طرفدارترین و شناخته شده ترین رشته های عکاسی در دنیاست.
عکاسی مدلینگ که از درهم تنیدگی تجهیزات، دید و تجربه عکاس به همراه استعداد مدل در انتقال حس، شکل گرفته است را شاید بتوان شناخته شده ترین و محبوب ترین نوع عکاسی نامید. کار سخت عکاس آنجایی است که می بایست حس خود را به مدل منتقل کند و مدل نیز آن حس را به بیننده القا نماید؛ که این انتقال احساسات، چالشی است که عکاس را همیشه درگیر خود کرده و بسته به انعطاف مدل عکاسی، گاه بسیار طاقت فرسا و خسته کننده است. اما با این حال، همواره طرفداران پر شماری را داشته است.
یکی دیگر از شاخه های عکاسی،
عکاسی مستند است که عدم نیاز به تجهیزات گرانقیمت و دوربین تخصصی، آن را به همه گیرترین شاخه از هنر عکاسی تبدیل کرده است. شاید شما بتوانید با یک دوربین ساده خانگی، یک شاهکار عکاسی از اتفاق خاصی که در حال انجام است بسازید. احساس، تیزبینی و اشتیاق به عکاسی، فارغ از هرگونه تجهیزاتی، به تمام قد در این رشته از عکاسی اهمیت دارد.
یکی از رشته های خاص عکاسی،
عکاسی نجومی است. این شاخه از عکاسی که یکی از گرانترین آنها نیز به شمار میرود، به طور کامل وابسته به تجهیزات و امکانات حرفه ای و البته گران قیمت است. شما هرگز نمیتوانید دوربین خانگی خود را بردارید و بدون داشتن لنزهای حرفه ای و با کیفیت، سه پایه عکاسی، ریموت کنترل و... عکسی از آسمان و کهکشانمان بگیرید. عکاس این شاخه نیز باید بی اندازه با تجربه و حرفه ای باشد.
 یکی دیگر از شاخه های تقریبا گران قیمت عکاسی،
عکاسی ورزشی است. در این شاخه، شما می بایست یک دوربین گران قیمت به علاوه لنزهای حرفه ای در دست داشته باشید تا هیچ صحنه ای را از یک مسابقه ورزشی از دست ندهید. دوربین هایی که در کسری از ثانیه میتوانند تعداد بسیاری شات به شما تحویل دهند. عکاسی ورزشی از پرطرفدارترین شاخه های عکاسی است.
و اما در بین شاخه های گوناگون عکاسی؛ پرکاربردترین، متنوع ترین، تخصصی ترین و در عین حال گران ترین آنها ،
عکاسی صنعتی یا عکاسی تبلیغاتی است که گاه با نام عکاسی تجاری نیز شناخته میشود.
شاید بتوان
عکاسی صنعتی یا عکاسی تبلیغاتی را بجای شاخه ، به ساقه و حتی تنه ی علم عکاسی تشبیه کرد. چرا که در این نوع از عکاسی شاخه های دیگر عکاسی نیز میتوانند گنجانده شوند. گاهی یک عکاس صنعتی و یا عکاس تبلیغاتی باید در تمام شاخه های عکاسی از نظر علمی و تجربی شناخت داشته باشد.
عکاسی صنعتی در حقیقت علم به نمایش در آوردن تمام جزئیات و زوایای یک محصول صنعتی است؛ به گونه ای که از لحاظ کارشناسانه و زیباشناسانه در حدی باشد که توجه بیننده را جلب کرده و برای چند ثانیه اندیشه بیننده را درگیر خود نماید.
هر محصول تولیدی یک ویژگی منحصر به فرد دارد که رسالت
عکاس صنعتی یا عکاس تبلیغاتی در به نمایش درآوردن ویژگی خاص آن محصول است. تفاوتی ندارد که محصول تولیدی یک ماشین سنگین ترانزیتی باشد یا یک گوشواره بسیار کوچک و یا حتی یک دانه ی گرانول (مواد اولیه تولیدات پلاستیکی)؛ همه و همه ی این محصولات، زوایا و پیچیدگی های خاص خود را دارند که با چنین گستردگی و تنوع محصولی ، واضح است که یک عکاس صنعتی حرفه ای نیاز به دانشی شگرف از هر نوع صنعت و محصولی دارد تا بتواند با تجربه و توانایی اش بهترین نتیجه ممکن را به دست آورد.
عکاسی صنعتی علم جان دادن به جسم بی جان و بی لبی است که حرف هایش را با هنر و توانایی عکاسش بیان میکند؛ عکاس صنعتی و یا عکاس تبلیغاتی درست به مانند رهبر ارکستری که با تمرکز، موسیقی و صحنه را در کنترل خویش دارد؛ با تجربه و دانش خود از شناخت تجهیزات نورپردازی، انواع لنزها و سایر مواردی که در ثبت نهایی یک تصویر موثر است؛ یک تصویر را رهبری میکند.
صنعت عکاسی میتواند یک صنعت تمام و کمال باشد بی آنکه بشر دخالتی در آن داشته باشد. یک دوربین متصل به یک ماهواره فضایی را در نظر داشته باشید که با مکانیزمی از پیش طراحی شده در پریود زمانی خاصی اقدام به عکاسی از سطح زمین میکند،عاری از ذوق بشری. این در حالی است که یک
عکس صنعتی جدا از بهره مندی از تکنیک، کیفیت، نور و سایر عناصر تکنیکی وظیفه مهمی در انتقال پیام و مفهوم را نیز داراست و این مهم برآورده نخواهد شد مگر با هوش، اندیشه و تجربه عکاس صنعتی یا عکاسی تبلیغاتی.
پس میتوان عکاسی صنعتی و تبلیغاتی را در تعریفی ساده، برایندی از تجربه ، تجهیزات و اندیشه دانست که در راستای هرچه بهتر و با کیفیت نشان دادن ابعاد ، زوایا و خواص منحصر به فرد یک محصول تولیدی حرکت میکند.
در عکاسی صنعتی و تبلیغاتی، عکاس صنعتی با شناخت خواص نور و انواع نورپردازی، کادربندی و ترکیب بندی،
تکنیک های عکاسی که تاثیر بسزایی در اثر گذاری عکس صنعتی دارند، لنزهای متنوع و دیگر عوامل موثر دیگر بر کیفیت عکس صنعتی، سعی میکند با انتخاب بهترین زاویه و کاربردی ترین آن، محصول تولیدی را به بهترین کیفیت ارائه دهد به گونه ای که ماهیت و بافت محصول به طور کامل نمایش داده شود تا علاوه بر کارایی، زیبایی تصویر نیز چشم نواز و ترقیب کننده باشد.
عکاسی صنعتی عصای دست طراحان گرافیک است. چرا که در هرگونه تبلیغات چاپی، رسانه ای و شبکه های اجتماعی، طراح نیازمند استفاده از عکس باکیفیت محصول مورد تبلیغ است و بدین ترتیب عکاسی از هرگونه شرکت تولیدی یا خدماتی، خطوط تولید کارخانجات صنعتی، ارگان های دولتی، بخش های اقتصادی بازرگانی، سازمان های تبلیغاتی، مواد غذایی و خوراکی، مهندسان و معماران، طلا و جواهر و زیورآلات، هنرمندان، خودرو سازان و در کل عکاسی برای تمام مشاغلی که محصولی صنعتی، کالای هنری، مواد غذایی، بناهای معماری و یا هرچیزی که برای نمایش داشته باشند در حیطه عکاسی صنعتی و یا عکاسی تبلیغاتی قرار میگیرند که عکاس صنعتی با ارائه دادن چهره ای زیبا و جلوه ای خاص به محصول صنعتگر ، معمار، مهندس و یا هنرمند، کمک حال آن ها در ارائه اثر یا فروش محصول آنهاست.
این تنوع زیاد در
عکاسی صنعتی، باعث به وجود آمدن تجهیزات بسیار گوناگون و البته گران قیمتی شده که امروزه یک عکاس صنعتی میبایست برای هر تنوع جنسی، تجهیزات خاصی را تهیه کرده و با توجه به دانشش درباره آن تجهیزات، از آنها بهره ببرد. برای مثال عکاسی از یک جاروبرقی پلاستیکی با روکش مات بسیار متفاوت است با عکاسی از همان جاروبرقی با روکش پلاستیکی براق و همینطور عکاسی از همان جارو برقی با روکش استیل براق و روکش فلزی مات. یک محصول و چهار روکش متفاوت که هر کدام از این روکش ها نیازمند نورپردازی خاص خود است و این بدان معنی است که هرکدام نیازمند تجهیزات خاص و دانش خاص خود است. حال که عکاسی صنعتی یا تبلیغاتی از جاروبرقی به پایان رسیده است قصد عکاسی از یک جام بلورین را داریم، آیا با همان نورپردازی و صحنه آرایی میتوان یک بلور را عکاسی کرد!؟ جواب واضح است، خیر.
بدین ترتیب برای یک عکس حرفه ای علاوه بر دانش و آگاهی
عکاس صنعتی و تسلط او بر تکنیک های عکاسی، همواره عامل بسیار اثر گذار بر کیفیت عکس خروجی تجهیزات اوست. ما هرگز نمیتوانیم با یک دوربین و یک فلاش از یک دست مبلمان چیده شده در یک خانه عکاسی کنیم. برای عکاسی از چنین صحنه ای به یک عکاس باتجربه و کاربلد نیاز است تا بتواند با طراحی نورپردازی، حال و هوایی خاص به عکس مورد نظر بدهد و برای این مهم نیز نیاز به منابع نوری گوناگون دارد تا بتواند نور صحنه را یکنواخت کرده و از تیرگی و روشنی های ناخواسته دوری کند؛ همین طور نیاز به یک لنز و
افتخاراتاید مشهود است و البته بنا به کیفیت مد نظر یک دوربین حرفه ای نیز نقش اصلی را ایفا میکند، که این دوربین میتواند یک دوربین فول فریم صنعتی باشد و یا در سطح بسیار حرفه ای یک دوربین قطع متوسط ( مدیوم فرمت ). شاید بدانید که قیمت تجهیزات مورد استفاده در صحنه ای که شرح داده شد گاه با یک اتومبیل شاسی بلند آخرین مدل برابری میکند! حال اگر مقصودمان از عکاسی بین این مبلمان، تنها یک مبل یک نفره باشد، پس میبایست لنزی داشته باشیم که نمای بسته تری را برای ما ثبت کند که بدین منظور میبایست از یک لنز نرمال و یا لنز واید استفاده کنیم و یا اگر عکاسی از بافت مبل نیز نیاز باشد جای یک لنز ماکرو نمیتواند خالی باشد و این بدین معنی است که در کیف دوربین ما میبایست حداقل سه لنز حرفه ای و با کیفیت وجود داشته باشد که تنها همین سه لنز میتواند هم سطح خودروی سواری خودمان قیمت داشته باشد.
این تنوع در تجهیزات گران قیمت عکاسی صنعتی، این هنر را به هنری گران تر نسبت به سایر شاخه های عکاسی بدل کرده است و همین امر باعث بالاتر بودن
تعرفه عکاسی صنعتی در مقایسه با دیگر شاخه های عکاسی شده است.
پس از تهیه کردن تجهیزات، یکی از اصلی ترین چالش های موجود در
عکاسی صنعتی، تقابل سلیقه هاست! در هر حرفه ای تنوع سلیقه بین کارفرما و مجری از بزرگترین چالش هاست. در عکاسی صنعتی این امر بسیار پر اهمیت می باشد، چرا که نظر کارفرما همواره در کار دخیل است؛ این موضوع اگر چه حق کارفرماست، اما باید توجه کرد که یک دیدگاه غیر حرفه ای در نهایت منجر به نتیجه ای غیر حرفه ای خواهد شد. یک عکاس صنعتی حرفه ای با تجزیه و تحلیل نظرات کارفرما و هم سو کردن آن با نکات حرفه ای، نتیجه ای به مراتب بهتر و حرفه ای تر خواهد گرفت. گاهی نیز کارفرما با یک نظر دقیق و کارشناسانه از محصول خود، دید عکاس را بازتر کرده و توجه او را به ویژگی های آن محصول جلب میکند. چه بسیارند عکاسانی که با غرور خود نکات بیان شده توسط کارفرما را مد نظر قرار نداده و با سلیقه شخصی اقدام به عکاسی نموده اند و درنهایت با دورشدن از نتیجه مطلوب باعث نارضایتی و رنجش خاطر کارفرما شده اند. این در حالیست که جهان پیشرفته و منعطف امروز به این باور رسیده است که تصمیم گیری ها توسط خرد جمعی به مراتب اثر بخش تر است تا تکیه بر تصمیمی انفرادی. این امر در عکاسی صنعتی نیز امری به مراتب اثر بخش خواهد بود؛ با کمک و راهنمایی کارفرما که از تجربیات پیشین او به دست آمده است، در کنار تیم اجرایی که در چیدمان ها و تنظیم صحنه کمک میکنند، عکاس با تمرکز بیشتری روی نورپردازی و سایر مسائل تکنیکی کار کرده و نتیجه به مراتب بهتری به دست خواهد آمد.

اگر بخواهیم
عکاسی صنعتی را به طور کلی بررسی کنیم شاید در حق آن کوتاهی کرده باشیم؛ عکاسی صنعتی خود نیز به تخصص های گوناگونی تقسیم میشود:
عکاسی از ساختمان ها و مکان های خاص که
عکاسی معماری نامیده میشود؛ عکاسی از بناهای معماری، به علت ویژگی منحصر به فردی که دارند (زاویه دید از پایین و ابعاد بزرگتر از گنجایش دید لنز نرمال) به مانند دیگر انواع عکاسی صنعتی نیازمند تخصص و تجهیزات خاص خود هستند. یک عکاس ساختمان یا عکاس معماری با استفاده از دانش و تجربه خود، پس از انتخاب بهترین زوایای بنا، محل استقرار خود و همینطور در نظر گرفتن زمان عکاسی به سراغ تجهیزات خود میرود و با استفاده از انواع لنزهای واید، سوپر واید و تیلت شیفت و تجهیزات دیگر، با کاهش مقدار دفرمگی، استقامت و زیبایی بنا را به تصویر میکشد. تجربه عکاس معماری بسیار در نقش بستن تصویر نهایی موثر است، چرا که در انتخاب سرعت شاتر دوربین، انتخاب دیافراگم مناسب، تراز سفیدی و سایر موارد تکنیکال، برای بدست آوردن نورها و رنگ های دقیق مناطق نورپردازی شده بنا و مقدار مناسب تیرگی و روشنی ها، راهنمای او تجربه و دانش اوست. گاه نیز عکاس معماری، خود مجبور به استفاده از نورهای اکسترنالیست که بتواند کمبود نوری برخی از قسمت ها را جبران نماید که این مهم نیز نیازمند فلاش های پر قدرت و البته پرتابل قابل حمل است. یکی از موارد مهم و تاثیر گذار در این ژانر از عکاسی، مهارت ادیت و جلا دادن به عکس نهایی است که نیازمند به تجربه بسیار بالای عکاس یا ادیتور در ویرایش عکس خروجی است.
یکی دیگر از تخصص های خاص
عکاسی صنعتی، عکاسی مواد غذایی است؛ عکاس مواد غذایی، به علت حساسیت بالای مواد غذایی، بخصوص مواد غذایی طبخ شدنی که میبایست با رنگ و لعاب خاص خود چشم و ذهن بیننده را درگیر کرده و اشتهای او را برانگیزد، میبایست بسیار با تجربه و متخصص باشد. مواد غذایی به علت داشتن رنگ های شاد و متنوع در عین زیبایی بسیار خطرناک نیز هستند. یک عکاس مواد غذایی باید بداند که تابش نور از چه سمتی بهترین کنتراست و رنگ را برای تصویر ایجاد میکند. گاهی نورهای اضافی باعث یک سطح شدن تصویر شده و جذابیت را از آن میگیرد. نورپردازی و البته ویرایش نهایی در کنار شفافیت و تازگی مواد خوراکی و تزیینی، از مهترین نکات در عکاسی مواد غذایی است.
عکاسی طلا جواهر و زیور آلات نیز در سطح حرفه ای بسیار تخصصی و دشوار است، چرا که نمایش یک جسم کوچک براق که تمام آن در قسمت وضوح و یا فوکس قرار داشته باشد نیازمند تجربه، تخصص، تجهیزات و دانش تکنیکال عکاس است و این موضوعی نیست که البته به صورت حرفه ای، به راحتی و با یک دوربین عادی به دست آید؛
عکاس طلا و جواهر در سطح حرفه ای میداند که چطور رفله های مزاحم را از روی زیورآلات بردارد، چه مقدار نور برای رنگ طلا مناسب است، با کدامین دیافراگم شارپ ترین حالت ممکن در عکس پدیدار میشود، و میداند که سیاهی ها و تیرگی را چطور به روشنی و براقی برساند.
عکاسی خودرو نیز از مواردیست که در بین تخصص های
عکاسی صنعتی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. عکاسی از خودرو را شاید بتوان گران ترین تخصص عکاسی دانست. برای عکاسی از یک خودرو تجهیزات خاصی نیاز است که حتی شاید در بین عکاسان حرفه ای صنعتی نیز نتوان آنها را یافت. انواع سافت باکس های غول پیکر یا به اصطلاح هیوج باکس ها، انواع دفیوزرها یا نرم کننده های نور که ابعادی بزرگ دارند، فلاش های دقیق و حرفه ای، دوربین قطع متوسط و لنزهای گرانقیمت و البته به این موارد یک سوله بزرگ نیز اضافه کنید، سوله ای که خودرو به راحتی داخل آن آمده تا امکان نورپردازی از آن میسر گردد. البته استودیو های عکاسی صنعتی در تهران و شهرهای بزرگ که داخل شهر هستند در صورت دارا بودن تجهیزات مورد نیاز، معمولا برای عکاسی از خودرو از سوله های خارج از محدوده شهری استفاده میکنند. دانستن این نکته خالی از لطف نیست که، نرخ عکاسی صنعتی در این ژانر به طور معمول و طبیعی بالاتر از موارد دیگر است، چراکه همواره، قیمت عکاسی صنعتی را قیمت تجهیزات مورد استفاده در آن ژانر تعیین میکنند و اصولا استودیوهای مجهز و حرفه ای، برای عکاسی از محصولات خاص، قیمتی گران تر نسبت به عکاسانی که تخصص آنها عکاسی صنعتی نیست و آتلیه های غیر تخصصی عکس صنعتی، طلب میکنند؛ چرا که تجهیزات گران قیمتی را تهیه کرده اند تا به صورت تخصصی در حرفه عکاسی صنعتی فعالیت نمایند.
و اما
عکاسی صنعتی به عکاسی از محصولات صنعتی و تولیدی خلاصه نمیگردد؛ عکاسی خط تولید نیز یکی از پرکاربرد ترین و پیچیده ترین وظایف عکاس این شاخه است. عکاسی از خط تولید کارخانه ها و مراکز صنعتی که بسیار نیز مورد تقاضای صنعتگران است، به طور معمول با پیچیدگی ها و دشواری های زیادی انجام میگیرد. یک عکاس خط تولید باید بداند که نیاز کارفرما و صنعتگر از نمایش خط تولیدش چیست. هر ماشین چه عملیاتی را انجام میدهد و وظیفه هر اپراتور چیست. عکاس در مرحله نخست میبایست تمامی اطلاعات مربوط به خط را از صنعتگر گرفته و ساز و کار هر دستگاه و فرد را بداند و در نهایت با طرح یک برنامه کاری، با کاهش سردرگمی، به نظم فکری خود و کارفرما جهت بخشد . برنامه ای که در آن نقطه شروع و پایان عکاسی مشخص باشد؛ ماشین آلات هدف برای تمیزکاری معین گردد؛ مرحله به مرحله نظافت خطوط برنامه ریزی شده باشد تا در نهایت طبق برنامه، کار پیش رفته و به اتمام برسد.


نگارش : مهندس نیما ابوالقاسمی
هرگونه کپی برداری مقاله بالا، تنها با ذکر و لینک منبع ( 
https://www.studio9.co ) بلامانع است .
 
 

عکاس کیست و آیا عکاس های ژانرهای مختلف با هم متفاوتند؟

شاید همه ما در طول زندگی خود بارها مطالبی را درباره هنر و یا امروزه صنعت عکاسی شنیده باشیم و یا مقالات بسیاری را درباره عکاسی، عکاسی صنعتی یا تخصص های دیگر این هنر خوانده باشیم؛ اما درباره عکاس ها چه میدانیم؟ آیا هر فردی که دوربینی دارد عکاس است؟ آیا ما با داشتن یک دوربین عکاسی حرفه ای، عکاس خواهیم بود؟ آیا هر هنرمند عکاسی بر تمامی تخصص های عکاسی مسلط است؟ آیا یک عکاس حرفه ای مدلینگ، یک عکاس حرفه ای صنعتی نیز هست؟ آیا یک عکاس حرفه ای صنعتی، میتواند در مناطق جنگی یک عکس خبری ناب بگیرد؟
و هزاران آیا که به رقم دانش نا کافی ما از حرفه های اطرافمان برای همه ما پیش می آید. چه بسیارند کسانی که از یک مهندس مکانیک انتظار دارند که کارهای مکانیکی اتومبیل خودش را به خودی خود انجام دهد. از یک مهندس تاسیسات انتظار دارند که لوله کشی بداند. از یک مهندس الکترونیک میخواهند که برق کشی داخل ساختمان را نیز به خوبی انجام دهد. حتی در هنر انتظار دارند که یک بازیگر سینمایی خوب، یک بازیگر تاتر درجه یک باشد و از یک
عکاس حرفه ای انتظار دارند که فیلم برداری حرفه ای بداند!!
ما باید درک درستی از تخصص داشته باشیم. یکی از مهمترین عوامل پیشرفت در کشورهای سطح اول دنیا، دسته بندی و جدا سازی تخصص است؛ امری که متاسفانه در کشور ما هنوز جایگاه والای خود را نیافته است. ما اگر کارهایمان را به افراد متخصص میدادیم، امروز در کنار بزرگان جهان ایستاده بودیم.
تخصص در رشته عکاسی نیز مانند رشته های دیگر نیازمند تجربه، دانش، تجهیزات و روحیه عکاس دارد. شاید یک عکاس مدلینگ هرگز حاضر نباشد برای گرفتن عکسی متفاوت دقایقی را بر روی جرثقیل سقفی کارخانه در ارتفاع بگذراند؛ و شاید با دل و جرئت ترین
عکاس صنعتی دنیا، حاضر به اعزام و عکاسی در جبهه جنگ نباشد؛ یا روحیه یک عکاس خبری با حضور در آتلیه ها و لوکیشن های مختلف همراه با یک مدل و القای یک حس به او، سازگار نباشد.
هر تخصصی در عکاسی، بنا بر سوژه عکاسی و روحیه عکاس تعیین میگردد. شما هرگز نمیتوانید یک عروسی با آن هیجانش را، با همان حس و حالی که در هنگام عکاسی از یک اجاق گاز داشتید، به تصویر بکشید. تازه اگر حس و حال و روحیه خود را متمرکز کنید، تجهیزات متفاوتی نیاز خواهید داشت.
یک عکاس مدلینگ حرفه ای آنقدر تواناست که درست در لحظه ای ماشه دوربین را میچکاند که باید؛ تمام حس آن لحظه در آن عکس نهفته است. نوع لبخند، زاویه نگاه چشم، نوع قرار گیری متوازن سوژه در قاب، نور تابیده شده به صحنه و همه مواردی که میتواند حس یک عکس داشته باشد باید در  یک لحظه ثبت شود، که کنترل این عوامل تخصص بالایی نیاز دارد که یک عکاس مدلینگ متخصص و حرفه ای، بدون فکر و تمرکز، به راحتی این کار را انجام میدهد.
اما آیا همین عکاس بسیار حرفه ای در مواجه با یک جسم بی جان کوچک نیز میتواند به راحتی و در لحظه از آن سوژه عکاسی کند!؟ بدون چیدمان نور و نورپردازی، بدون تجربه در زوایای موثر، بدون تجربه در ادیت یک
عکس صنعتی و...
شاید بتوان برای درک بهتر، تفاوت در
ژانرهای مختلف عکاسی صنعتی و تبلیغاتی را به راندن یک لیفتراک صنعتی تشبیه کرد!
خیلی از  ما راننده های خوبی هستیم. اما برای راندن یک لیفتراک کافیست؟ شاید بتوانیم با گرفتن کمی اطلاعات از نحوه راندن و دنده ها، لیفتراک را برانیم. اما آیا قدرت مانور در انباری تنگ را داریم؟ آیا به راحتی محصولات و پالت ها را میتوانیم جابجا کنیم؟ شاید با مقداری تمرکز، امکان این را داشته باشیم، اما آیا راننده لیفتراک با تمرکز خاصی این کارها را به انجام میرساند!؟ او برای تعویض دنده فکر میکند!؟ برای چرخش به راست، نخست فکر میکند و بعد فرمان را به چپ می چرخاند؟ بسته ای را که ما در طول ۱۰ دقیقه و با زحمت جابجا کرده و در نهایت به صورت مورب در قفسه گذاشته ایم را خود راننده لیفتراک زیر ۲دقیقه به راحتی انجام نمیدهد!؟
عکاس صنعتی حرفه ای برای عکاسی از یک سوژه که بارها دیده و از آن عکاسی کرده است فکر نمیکند، به سرعت عمل کرده و سوژه را در بهترین شرایط نور پردازی و کیفی عکاسی میکند.
یک
عکاس صنعتی برای عکاسی از یک جسم بلورین به ساعت ها آزمون و خطا نیازی ندارد؛ او با تجربه بالایش بلافاصله نورپردازی را آغاز کرده و با بهترین زاویه و نور عکس را میگیرد.
یک عکاس صنعتی حرفه ای، زمانش را در خط تولید یک کارخانه از دست نمیدهد و با زمانبر کردن پروژه موجب رنجش مدیران و کارگران نمیشود. او از پیش میداند چه میخواهد و چگونه باید پروژه را به پیش ببرد.
او میداند که برای یک ادیت یا ویرایش صنعتی از چه ابزاری باید بهره ببرد تا بهترین نتیجه را در ویرایش نهایی بدست آورد.

عکاس صنعتی حرفه ای به خوبی تجهیزات را می شناسد و با استفاده از تجربه های پیشین خود، به سراغ ابزار و تجهیزات کارآمد میرود.
در پایان، باید این نکته را اضافه نمود که در
آموزش عکاسی صنعتی و به صورت تخصصی تر آموزش عکاسی تبلیغاتی یا صنعتی به این موارد اشاره میگردد، اما نباید از این نکته غافل شد که تجربه، همیشه در هر حرفه و تخصصی بر هر چیزی مقدم است و با تیشه تجربه است که پیکره یک متخصص تراشیده میشود. ما همیشه در کلاس عکاسی تبلیغاتی و صنعتی گفته ایم که هر چه بدانید باز هم نمیدانید و از دریای هنر هر چه بنوشید تشنه تر خواهید شد.



نگارش : مهندس نیما ابوالقاسمی
هرگونه کپی برداری مقاله بالا، تنها با ذکر و لینک منبع ( https://www.studio9.co ) بلامانع است .

عکاس صنعتی کیست؟

‍‍پیش از آنکه بخواهیم درباره عکاس صنعتی صحبت کنیم، باید درباره واژه عکاس بدانیم. در جهان امروز با پیشرفت روزافزون تکنولوژی بسیاری از کارها و حرفه ها به سمت سادگی رفته است. هنر عکاسی نیز به واسطه تکنولوژی دست خوش تغیراتی شده است که اگر چه کیفیت تصاویر خروجی به مراتب و به صورت چشم گیری افزایش یافته است اما متاسفانه هنر عکاسی کم کم به صنعت عکاسی بدل گشته است. سال ها پیش یک عکاس برای عکاسی مجبور به استفاده از فیلم های عکاسی بود و این اتفاق به معنی آن بود که عکاس به تعدادی که فیلم دارد می تواند عکاسی کند. به طور مثال یک فیلم ۳۶ عددی تنها ۳۶ بار این امکان را به عکاس می داد تا دکمه شاتر را بفشارد. این موضوع برای کسی که به صورت تفریحی و از روی علاقه عکاسی میکرد شاید دغدغه بسیار بزرگی نبود. او اگر تمام فیلمش را هم می سوزاند به سراغ فیلم دیگری می رفت، اما این مساله برای یک عکاس در سطح حرفه ای که عکاسی، حرفه اش بود دغدغه بسیار بزرگی بود. یک عکاس صنعتی اگر از محصولی عکاسی می کرد، نتیجه کارش را می بایست در اتاق تاریک نظاره میکرد و پس از اتمام فیلم دوربینش. این وضعیت به سطح حرفه ای بودن آن عکاس بسیار مرتبط می شد. یک عکاس صنعتی را در نظر بگیرید که در خط تولید کارخانه ای مشغول عکاسی باشد و پس از هر عکس امکان بازبینی آن را نداشته است، پس می بایست پیش از فشردن دکمه شاتر تمام صحنه را عاری از عیب می کرد و در همان حال، با تجربه و تخصص خود میزان نور دهی را برای دوربین تعیین می کرد و پس از عکاسی کامل از خط تولید، در تاریک خانه فیلم هایش را ظاهر می کرد و سپس نتیجه را می دید. حال تصور کنید عکسی را که در آن بین از کیفیت مطلوب برخوردار نبود یا خللی در عکس وجود داشت، که در این صورت قابل جبران نبود.
متاسفانه با پیشرفت تکنولوژی استاتید عکاسی جای خود را به آزمون و خطاهای عکاسان نابلدی دادند که برای به دست آوردن یک عکس گاهی تا ۱۰۰ ها عکس را می آزمایند و در نهایت هم کاری ارزشمند از خروجی دوربین آنها بیرون نمی آید. متاسفانه امروز هر شخصی گمان می برد که عکاسی یعنی داشتن یک دوربین خوب و حرفه ای و واژه عکاس دیگر آن معنی اصیل خود را از دست داده است.
شاید عکاس صنعتی در کشور ما واژه ای غریب باشد. شاید حتی عکاسی صنعتی خود نیز به مانند شاخه های دیگر عکاسی شناخته شده نباشد.
عکاسی صنعتی و عکاس صنعتی را گاه در کشور ما همان عکاسی تبلیغاتی و عکاسش را نیز عکاس تبلیغاتی می دانند و این در حالیست که اینها با هم متفاوتند، هم در سبک عکاسی و هم در هدف نهایی شان.
یک
عکس صنعتی عکسی خالصانه صنعتی است بدون هیچ بزرگنمایی و سیقلی. به طور معمول در عکس تبلیغاتی ما به دنبال تبلیغ محصول خود هستیم و در این راه با استفاده از ابزارها و ترفندهای گوناگون در تلاش برای رسانیدن هدفی به مخاطب خود هستیم که این امر یا با دکوربندی ها صورت میگیرد یا با تکنیک های خاص عکاسی و ادیت. در همین راستا گاه طراح گرافیک به عکس چیزی می افزاید یا از آن می کاهد تا مفهومی را القا کند. این در حالی است که عکاس صنعتی در جستجوی واقعیت هاست، واقعیت هایی که در اصل وجود دارند و مجازی نیستند. عکاس صنعتی در خطوط تولید به سراغ زیبایی های طبیعی آن حرفه می رود و با تکنیک های خاص خود سعی بر عکاسی ای متفاوت از یک صحنه صنعتی دارد و به طور عمده این عکس ها، خود به همان صورت که عکاسی میگردد زیبا و قابل استفاده اند. در یک عکس صنعتی، عکاسی صنعتی سعی دارد صحنه ای واقعی ولی زیبا را در لحظه ای خاص ثبت کند. ولی در عکاسی تبلیغاتی، عکاس تبلیغاتی سعی میکند با ابزار، تجهیزات، تفکر و البته با استفاده از ترفندهای گوناگون صحنه ای زیبا و گاه فرا واقعی خلق کند.
تقاوتی آشکار است میان ثبت و خلق.
عکاس صنعتی به دنبال خلق و تفکری فرا حقیقی نیست، او به دنبال زیبایی های حقیقی رفته تا از میان هزاران صحنه ای که اتفاق می افتد، یک صحنه خاص آن را ثبت کند. به طور مثال در صنعت ریختگری، تخلیه مذاب بارها و بارها اتفاق می افتد، اما عکاس صنعتی منتظر میماند. بارها این تصویر را نگاه میکند و با بررسی تمامی عوامل، آن لحظه ای را ثبت میکند که فیگور مذاب ریز و پاتیل و زنجیرش در بهترین و زیبا ترین حالت باشد و خود مذاب نیز بهترین رنگ و حالت را داشته باشد.
این موضوع در عکاسی از محصولات صنعتی نیز صادق است و آشکار. یک عکاس صنعتی، با تخصص و نورپردازی حرفه ای، تصویری از یک محصول را در بهترین حالت آن محصول به نمایش در می آورد، ولی ساده و بی آلایش و بی هیچ دکور و اضافاتی در تصویر.
پس می توان عکاس صنعتی را اینگونه معرفی کرد:
عکاس صنعتی فردی است که با شکیبایی، زیباترین لحظه از اتفاقی را به تصویر میکشد که کاملا حقیقی و در حال انجام است، بی آنکه بزرگنمایی یا حتی ترفندی در میان باشد و این اصلی ترین تفاوتی است که میان او و یک عکاس تبلیغاتی وجود دارد.



عکاس تبلیغاتی کیست؟

با پیشرفت روز افزون علم و تکنولوژی در ساخت دوربین ها، هنر عکاسی متاسفانه کم کم به صنعت عکاسی تبدیل شد. استادان عکاسی کم کم جای خود را به تکنولوژی های نهفته در دوربین ها دادند. امروز این دوربین ها هستند که با محاسبه میزان نور، تنظیمات دوربین را برای صاحبان دوربین ها فراهم می کنند. امروزه هر دوربینی از آماتور ترین تا پیشرفته ترین آنها میتوانند با محاسبات خود، راه عکاسی را برای صاحبانشان هموار کنند. اما آیا همین کافیست؟ همین که ما با فشردن شاسی شاتر دوربینمان تصویری را ثبت کنیم، عکاس شده ایم؟ شاید بسیاری جوابشان آری باشد و به اشتباه گمان کنند که یک دوربین حرفه ای کافیست تا صاحب آن را عکاس بدانیم.
عکاسی هنر لحظه هاست، هنر تخلیه احساس، هنر آمیختن تکنیک و دانش با هیجان و احساسات. متاسفانه باید این مطلب را پذیرفت که از دید عموم مردم، مخصوصا در کشور ما، ساده ترین حرفه در جهان عکاسی است! خود ما بارها و بارها این جمله را در ساعات نخست آغاز پروژه هایمان شنیده ایم که : خوشا به حال شما که با یک دوربین و فشردن دکمه شاتر آن، هم تفریح میکنید و هم کسب درآمد و خوشبختانه همیشه در پایان پروژه ها به طور کامل این دید از میان میرود. اما چند درصد از مردم امکان مواجه و دیدن یک پروژه
عکاسی صنعتی را دارند؟
یک عکاس حرفه ای، راه دشواری را طی نموده است تا از دریای بیکران هنر عکاسی جرعه ای بنوشد و این مصداق بارز جمله ایست که در عین سادگی بسیار مفهومی عمیق را میرساند که : هنر به گاه جدی شدنش، بسیار سخت می گردد.
این تعریفی مختصر از عکاس بود. اما باید دانست، یک عکاس که در شاخه عکاسی خود حرفه ایست، لزوما نباید در شاخه دیگر نیز بسیار حرفه ای باشد. نمیتوان از یک
عکاس خبری انتظار داشته باشیم که یک محصول صنعتی را به مانند یک عکاس صنعتی، حرفه ای عکاسی کند و بالعکس. متاسفانه در کشور ما جایگاهی برای تخصص تعریف نشده است و هر شخصی با اندک اطلاعاتی که در یک حرفه دارد خود را صاحب نظر دانسته و اقدام به کار در آن حرفه می نماید و با دریافت مبالغی بسیار کمتر از متخصص آن کار، هم به کارفرما آسیب می رسانند و هم به میزان کیفیت جامعه.
در کشور ما از دید عموم فرقی میان عکاس ها نیست، و هر آن کس که دوربین حرفه ای داشته باشد کافیست تا سفارش ما را به انجام برساند و این در حالیست که در کشورهای پیشرفته و سطح اول دنیا، با تقسیم تخصص ها، هم بستری برای پیشرفت متخصص هر حرفه باز است و هم سطح کیفی جامعه به طور چشم گیری بالاست.
در میان شاخه های عکاسی دو تخصص بسیار نزدیک به هم وجود دارد که معمولا با هم یکی فرض میگردند. عکاس صنعتی و عکاس تبلیغاتی.
در توضیحی مختصر در بحث مربوط به عکاس صنعتی گفتیم که
عکاس صنعتی، با شکیبایی، سعی در ثبت لحظه ای زیبا از اتفاقی دارد که کاملا حقیقی و در حال انجام است، و در این تصویر، بزرگنمایی و ترفندی در میان نیست و واقعه را همانگونه که هست، اما با تکنیکی چشم نواز بر ما نمایان میکند و این اصلی ترین تفاوت او با یک عکاس تبلیغاتی است.
بله ترفند... یک عکاس تبلیغاتی با در دست داشتن ترفندهایی جادویی، به مانند یک شعبده باز، بعد دیگری از یک محصول یا صحنه را به نشان می دهد. ما در
عکس تبلیغاتی یک چای، استکانی را می بینیم که در حال افتادن است و چای داخل آن به شکل زیبایی بین میز و هوا معلق است. در یک بیلبورد شهری، تبلیغ مبلمانی را می بینیم که فقط قسمتی از دسته مبل و پارچه اش عکاسی شده است. و یا در تبلیغ یک چسب قطره ای میزی را میبینیم که از یک نقطه به دیوار چسبیده است و معلق میان زمین و سقف مانده است.
این وظیفه بر عهده
عکاس تبلیغاتی است، که یک عکس تبلیغاتی را به گونه ای کارگردانی کند که با خلق یک فضای فرا واقعی دید بیننده را به خود گره زده و افکار او را مدتی درگیر نماید.
یک
عکس تبلیغاتی معمولا عکسی مفهومی است، که عکاس آن با شناخت ویژگی های یک محصول و بزرگنمایی آن با ترفند های مختلف به گونه ای دیگر و بسیار متفاوت آن را اجرا میکند.
متاسفانه هنوز در کشور ما تبلیغات به صورت مفهومی جایگاه خود را نیافته است و در این راه عکاس تبلیغاتی نیز کمتر از نبوغ و استعدادش در خلق یک اثر مفهومی بهره برده و عمدتا در مسیر
عکاسی صنعتی گام بر میدارد و این امر باعث در هم آمیختگی این دو شاخه متفاوت از هنر ارزشمند عکاسی شده است.


نگارش : مهندس نیما ابوالقاسمی
هرگونه کپی برداری مقاله بالا، تنها با ذکر و لینک منبع ( 
https://www.studio9.co ) بلامانع است .

 
عکاسی تبلیغاتی

در بحث عکاسی تجاری یک موضوع بسیار پر اهمیت وجود دارد و آن، تفاوت میان عکاسی صنعتی و عکاسی تبلیغاتی است.
در کشور ما معمولا تفاوتی بین این سبک کاملا متفاوت قایل نیستند و هر دوی این سبک ها یا عکاسی صنعتی شناخته می شوند و یا از آن به عنوان عکاسی تبلیغاتی نام برده می شود. این موضوع، موضوعی مهم و قابل بحس است. در صنعت ما، معمولا صنعتگران مایل به نمایش مستقیم محصولات خود هستند و تمایل چندانی به چالش نشان نمی دهند و این کاملا متفاوت است با نوع دید و تبلیغاتی است که کشورهای سطح اول جهان در حال وقوع است. در کشورهای پیشرفته، یک کارخانه بزرگ نوشابه سازی، برای ترغیب مشتریان خود از بیلبوردی استفاده نمیکند که یک قوطی بزرگ ساده در مرکز تابلو و انبوهی از نوشتنی ها و توصیفات در آن نمایان باشد، بلکه با یک عکس مفهومی خاص، نخست نظر بیننده را به تابلو جلب کرده و با ترغیب بیننده به فکر کردن می کوشد تا پیام تبلیغاتی خود را تنها با یک جمله به مخاطب انتقال دهد.  
وظیفه عکاسی صنعتی نمایش یک محصول است به طوری که دقیق، با کیفیت و از لحاظ ظاهری بی عیب و نقص باشد. عکاس در
عکاسی صنعتی تلاش می کند تا با نورپردازی حرفه ای عکسی دقیق و با کیفیت از محصول ارايه دهد به طوری که تمامی خواص و ویژگی های محصول نمایان باشد. هدف در عکاسی صنعتی معرفی کالاست. به صورتی که بیننده و مشتری از تمامی جهات آن محصول را مورد بررسی قرار داده و در تهیه آن محصول اقدام نماید. یک عکس صنعتی باید از تمامی جهات ویژگی های کالای مورد نظر را در بر بگیرد و با عکسی دقیق و با کیفیت هم بافت و جنس را نمایش دهد و همه خصوصیات ظاهری کالا را به طور کامل پوشش دهد.
این در صورتی است که در عکاسی تبلیغاتی هدف، چیز دیگری است. در این سبک هدف اصلی ترغیب و جذب بیننده به عکس است، در عکاسی تبلیغاتی، عکاس در تلاش است تا با ترفند ها و تکنیک های گوناگون تصویری متفاوت از کالا به نمایش درآورد. عکاس تبلیغاتی سعی می کند تصاویرش جذاب و بیشتر فرا واقعی به نظر برسند تا تصویری ساده از یک کالا در یک زمینه سفید. هدف یک عکس تبلیغاتی استفاده شدن به روی جعبه و یا در یک وبسایت جهت معرفی کالا نیست، بلکه هدف فرای معرفی، استفاده شدن در تابلوهای شهری، پوسترها، جلد کاتالوگ ها و حتی تزیینات وب سایت هاست.
عکاسی تبلیغاتی بر خلاف
عکاسی صنعتی که بر پایه واقعیت بنا شده است، سعی بر عبور از واقعیت دارد و پا را فراتر از اصل موجودیت یک کالا یا فرایند گذاشته و به دنیای زیبای رویا نزدیک می شود. حتی در عکاسی مواد غذایی، عکاسی تبلیغاتی سفره ای را تدارک می بیند که شاید در واقعیت هرگز چنین سفره مفصل و مجللی برپا نشود. این انتقال حس رویا گونه به بیننده باعث تحریک ادراک او شده و بیننده را تبدیل به یک مشتری می نماید.
در تعریفی متفاوت تر از عکاسی تبلیغاتی، می توان آن را تیزری ثابت نامید که با سبکی متفاوت از یک تیزر تلوزیونی، همان مسیر را رفته و هدفی مشابه آن دارد.



عکس تبلیغاتی چیست؟

عکس تبلیغاتی برای نخستین بار بر روی دیوار غارها نمایان شد! از همان آن زمان که انسان به ارتباط اندیشید، و این اندیشه نخستین گام در هنر تبلیغات بود.
انسان های نخستین با نقاشی بر پیکر دیوارها، منظور و هدف خود را به زیبایی و شکوهمندی بیان می کردند. با خلق صحنه های جذابی از شکار، نوع همزیستی، تصاویری از اشیا پیرامونشان، تجمع ها و خانواده ها را به تصویر کشیدند و بی آنکه کلامی گفته باشند یا کلمه ای نوشته باشند، ما را به کشف سبک زندگی و تجسم حقایق اجدادمان رهنمون ساخته اند.
با پیشرفت صنعت عکاسی و با راه یابی دوربین های تک لنزی اولیه به بازار، عکاسی به هنری ارزانتر و قابل دسترس تر تبدیل شد و در این مسیر، راه پر فراز و نشیبی را تا به امروز پیموده است. عکس های بجای مانده از جنگ های جهانی، کارگران و صنعتگران پیشین و بسیاری عکس های قدیمی، خود تابلوی بزرگیست برای تبلیغات. شاید این تصاویر هر یک نخستین عکس تبلیغاتی انسان در عصر حاضرند. تبلیغاتی اگرچه گاهی تلخ و شیرین، تبلیغاتی علیه جنگ، تبلیغاتی از آغاز صنایع و تکنولوژی های نو، و در این راه، حق عکاسان بیشماری بر گردن ما است. چه بسیار عکاسانی که در این راه جان خود را از دست داده اند تا هنر عکاسی را به هنری پایدار بدل کنند. درست است عکس های بجا مانده از آنان هرگز با نام و هدف
عکاسی تبلیغاتی ثبت نشده بود، اما هرگز نمی توان تاثیر بسزای آن ها را در شکل گیری عکاسی تبلیغاتی انکار کرد. این عکس ها چنان در جوامع و محافل سیاسی و اقتصادی آن زمان اثر گذار بود که شاید بتوان نطفه پیشرفت تکنولوژی با دوری از جنگ را در پام های آن عکاسن جستجو کرد. 
ام
ا عکاسی تبلیغاتی به شکل شناخته شده امروز را می توان کودک جنگ نامید و دوران رشد و شکوفایی اش را پس از جنگ جهانی دوم دانست. پس از پایان جنگ جهانی دوم، اروپای ویران شده با مشکلی جدی مواجه بود و آن نیز رکود بازار تولید بود. کارخانجات یا تخریب شده بودند یا تعطیل و یا تبدیل به کارخانجات ادوات جنگی. پس از جنگ نیاز مردم اروپا به تامین مایحتاج زندگی معذلی بی سابقه بود، گویا بشر به دوران پارینه سنگی باز گشته و مجبور به از نوع آغاز کردن بود. این آشفتگی به بازار مناسبی برای اجناس و کارخانجات آمریکایی مبدل گشت که با عرضه سراسری محصولاتشان به اروپا راه را برای تبلیغات وسیع صنعتی باز کنند. در این میان عکاسی که هنری نوپا بود به هنر نخست آن روزگار تبدیل شد و ققنوسی به نام عکاسی تبلیغاتی از خاکستر خرابه های اروپا سر برآورد. محصولات آمریکایی با زرق و برقی خیره کننده توسط عکس تبلیغاتی خود یکی پس از دیگری رو نمایی می شدند و با رنگ لعابی چشم نواز مناظر خاکستری شهرهای ویران شده را می آراستند. اواسط دهه چهل میلادی ( بین سال های ۱۹۴۰ تا ۱۹۵۰ ) را که دوران مجله و چاپ گلاسه های رنگی می دانند، سال های موفقی برای چاپ عکس های تبلیغاتی رنگارنگ در مجلات و پوسترها بود و این تصاویر زیبا با تازگی خود رونقی خاص بر کسب و کارها داده بود.
در آن سالها چهره ها و مدیران هنری بسیاری در این زمینه پیشرو بودند که یکی از آنان مردی به نام ویلیام برن باخ بود. او بر این عقیده بود که تبلیغات به معنای متقاعدکنندگی است و این متقاعد کنندگی نه یک علم، بلکه هنری است ناب.
والتر نورنبرگ که او را نیز از بزرگان و پیشروترین عکاسان تبلیغاتی تاریخ میدانند، عکس تبلیغاتی را بدون ایده عکسی ساده می پنداشت و معتقد بود که عکس تبلیغاتی می بایست یک ایده را چنان ترجه کند که به صورت ملموس برای بیننده آشکار شود و نشان دهنده موضوع و هدف سوژه مورد فروش باشد.
تصاویر، بی آنکه کلمه یا جمله ای آن ها را احاطه کند، بهترین و گویاترین نوع از ایجاد ارتباط اند. در زندگی انسان امروز، وقت کم و حوصله نیز نایاب است. نوشتار به تنهایی، دیگر توان جذب مخاطب را نداشته و این وظیفه بر عهده تصاویر است که بیننده را سر ذوق آورده و او را مجذوب هدف کند و شاید بتوان گفت که همین امر، رسالت عکس تبلیغاتی و در کل هنر تبلیغات در هزاره سوم است.
در دنیای امروز که فرصت مطالعه کم و حوصله ها بسیار کوتاه است، رسانیدن مفهوم و مقصودی، آن هم تبلیغاتی، تنها توسط نوشتار، فکر سنجیده ای نیست و اینگونه به نظر می رسد که عکاسی تبلیغاتی در این شرایط، ایده بهتری است، تا یک پیام تبلیغاتی توسط یک
عکس تبلیغاتی موفق در زمانی کوتاه و با یک نگاه بر ذهن مخاطب بنشیند، چرا که انسان همواره مجذوب تصویر بوده و هست. در این شرایط می توان گفت که عکس تبلیغاتی نوعی سرمایه گذاری روی ذهن مخاطب است، زیرا گاهی با یک تصویر می توان مشتری را برای همیشه از آن خود کرد. بیان و تاثیرگذاری یک عکس خوب به حدی است که ذهن مشتری با یک بار دیدن آن تصویر درگیر شده و در آینده نیز در هر مکان و زمان دیگری، با دیدن آن، به یاد نام تجاری آن عکس می افتد و اینگونه آن شرکت در ذهن او جاودانه خواهد ماند.
وقتی نام عکس تبلیغاتی را می شنویم نا خودآگاه این نام، یادآور تصاویری خوش رنگ، ساده و کوتاه در ذهن ما است. و این شاید مهمترین اصل و ویژگی اینگونه عکس هاست که در کسری از ثانیه، تاثیر خود را در ذهن می گذارد.
یک راننده را تصور کنید که با سرعت در حال گذر از یک بزرگراه است، اثرگذارترین عنصر بر روی ذهن او، یک
عکس تبلیغاتی ساده است که مفهومی را در دل خود جای دهد. عکاس اگر هنرمند باشد جزییات پنهان محصول را با ریزبینی و دقت بررسی کرده و آن را به گونه ای بازگو می کند که بیننده با یک نگاه موضوع و هدف عکس را فهمیده و آن را حس کند. تجربه نشان داده است که در یک تابلوی تبلیغاتی که از یک عکس به همراه یک متن تشکیل شده است، بیننده نخست نگاهی گذرا به عکس انداخته سپس به سراغ متن میرود و در نهایت با بازگشت به عکس به طور معما گونه ای در تصویر به دنبال هدف آن نوشته میگردد ومدتی به عکس تبلیغاتی آن محصول خیره می ماند تا مفهوم کلی را دریابد و این تجربه، شاه کلید موفقیت در یک پکیج تبلیغاتی است. یک عکاس تبلیغاتی حرفه ای، میداند که چگونه با حفظ جذابیت های بصری یک تصویر ، معمایی آسان اما لذت بخش در آن بگنجاند که بیننده هم به سرعت و با کمی تفکر به جواب برسد و هم در این مدت، تصویر چنان زیبا و هیجان انگیز باشد که موجب خستگی ذهنی او نگردد.
عکس تبلیغاتی آنجایی که یک متن، نیازمند تقویت است نمود می کند و با ترفندهایی جذاب، تصویری را در ذهن مخاطب به یادگار می گذارد که شاید تا سال ها بادیدن دوباره آن تصویر ، نا خودآگاه خاطره نخستین دیدارش از آن زنده شود.
امروز ه صنایع غذایی و محصولات صنعتی بیش از دیگر موضوعات از
عکاسی تبلیغاتی بهره می برند. عکاس غذایی با کمک صحنه سازی های خوش رنگ و لعاب به یک محصول خوراکی رنگ و بویی دیگر داده و با تکنیک های اصولی، طعم دلخواه را در ذهن مخاطب تداعی می کند.
بسیار مهم است که یک عکس تبلیغاتی به چه منظوری گرفته می شود و بستر تبلیغاتی اش کجاست. یک تابلوی شهری بستر متفاوتی از یک مجله برای تبلیغات دارد. یک تابلوی شهری، راننده ای را هدف قرار داده است که فرصت مطالعه و خواندن متون را ندارد، پس عکس تبلیغاتی بکار رفته در آن تابلو باید به گونه ای باشد که با سادگی هرچه تمام تر و بدون تکیه بر متن، مفهوم خود را به طور واضح و با گیرایی خاصی بیان کند و این با صفحه ای در یک مجله متفاوت است. یک پیام در یک مجله برای کسی است که فرصت لازم برای مطالعه را دارد و می تواند علاوه بر دیدن تصویر و تجزیه و تحلیل آن، متون آن صفحه را نیز خوانده و با کمی تامل به رازهای پنهان آگهی دست یابد.
در یک
عکس تبلیغاتی هدف نهایی، کارایی محصول مورد نظر است و در این راه نیازی به مستند سازی از یک کالا نیست. می توان با صحنه پردازی ها و حتی با رویاگونه کردن تصاویر، ذهن بیننده را از جزییات محصول رها کرده و او را غرق در مفهوم کلی و تمایز آن محصول با دیگر رقبایش کرد. و این تفاوت آشکار یک عکس تبلیغاتی با یک عکس صنعتی است.


نگارش : مهندس نیما ابوالقاسمی
هرگونه کپی برداری مقاله بالا، تنها با ذکر و لینک منبع ( 
https://www.studio9.co ) بلامانع است .
 
عکاسی صنعتی

در دنیای عکاسی، سبک های بیشماری را می توان با توجه به مفهوم و مضمون هرکدام دسته بندی کرد. عکس های مستند، مناظر طبیعی، سبک های مختلف زندگی، حیات وحش، ورزشی، مدلینگ ها، خبری و بسیار بسیار دسته های متنوع عکاسی که هر کدام نیز با نبوغ عکاسان هر ژانر به دسته و انواع مختلفی تقسیم میشوند. در این میان شاخه ای از هنر عکاسی که از شاخه های اصلی متمایز است، سبکی معروف به عکاسی تجاری است.
هرگونه عکسی که در صنعت، تجارت، تبلیغات و حرفه هایی از این دست و با هدفی خاص عکاسی میگردد و در کسب و کارها نقش به سزایی را ایفا می کند را عکس تجاری و به سبک آن،
عکاسی تجاری می گویند که خود، به دو سبک عکاسی صنعتی و عکاسی تبلیغاتی تقسیم می گردد.
متاسفانه عکاسی صنعتی که به منظور نمایش ابعاد متفاوت صنعت شکل گرفته است را گاه با عکاسی تبلیغاتی یکی می دانند و این در حالی است که بین این دو سبک تفاوت های قابل ملاحظه ای وجود دارد. 
درباره عکاسی تبلیغاتی و تفاوت های آن با عکاسی صنعتی در نوشتاری جدا گانه در سایت استودیو ناین ۹ صحبت کرده ایم. اینک سعی داریم با توضیح مختصری از هنر عکاسی صنعتی بگوییم.
همانگونه که از نامش پیداست، عکاسی صنعتی در پی نشان دادن واقعیت یک صنعت، یا محصول صنعتی، به همان شکل واقعی خود است. و همانطور که در مقاله درباره
عکاسی تبلیغاتی صحبت کردیم، اصلی ترین تفاوت میان این دو سبک همین مستند سازی است.
یک کارخانه صنعتی یا واحد تولیدی، همواره نیازمند معرفی خود و قطعات تولیدی اش به یک کارخانه بزرگ تر است. برای مثال یک کارگاه کوچک را در نظر بگیرید که بازار هدفش کارخانه یا کارگاه های بزرگ تر قطعه سازی است و بازار هدف آن قطعه سازی نیز کارخانه های تولید خودرو یا ماشین سازی است. در این زنجیره تولید، هر یک از این مراکز می بایست به معرفی خود به کارخانه های بالادست بپردازند.  این معرفی شامل بسیاری مولفه می گردند که به طور عمده عبارتند از: وسعت و توانمندی کارگاه، تعداد دستگاه ها و ماشین آلات، تعداد پرسنل، نظم کارگاهی، وسعت انبار و دپوی مواد، سازمان اداری و نوع خدماتی که ارایه میدهند.
یک عکاس صنعتی، با ورود به
خطوط تولید، با استفاده از تکنیک های گوناگون عکاسی به شکلی جذاب و هیجان انگیز، اقدام به مستند سازی از آن واحد تولیدی می نماید. عکاسی صنعتی از خط تولید، عکاسی از پرسنل کارخانه، عکاسی هوایی از کارخانه، عکاسی از خدمات صنعتی، عکاسی از ماشین آلات صنعتی و سایر خدماتی که آن کارخانه یا کارگاه ارایه می دهند بر عهده عکاس خط تولید است.پروژه عکاسی صنعتی از خط تولید که پروسه ای طاغت فرساست بنا به وسعت کارخانه می تواند از چند ساعت تا هفته ها به طول انجامد.معمولا در این سبک، سعی می شود که زیباترین حالات از اتفاقات در حال وقوع به شکل مستند گونه ای ثبت گردد به گونه ای که برای مخاطب جذاب نیز باشد. عکاس خط تولید باید آنچنان در حرفه اش متخصص باشد که تمام اتفاقات را پوشش دهد و در این راه نیز ،دانش او از انواع تکنیک های عکاسی بسیار می تواند در پیشبرد اهدافش اثر گذار باشد.

همانطور که اشاره شد، هدف معرفی است.
این معرفی تنها به معرفی خط تولید و روند صنعت محدود نمی شود بلکه عکاسی صنعتی از قطعات صنعتی و کالاهای تجاری نیز مستقیم در نوک پیکان این سبک از عکاسی قرار می گیرد. امروزه با گسترش فضای مجازی و کسب و کارهای اینترنتی یکی از گستره های عظیم فعالیت عکاسی و به خصوص
عکاسی صنعتی و عکاسی تبلیغاتی به این پدیده مربوط می شود. هر کالایی برای دیده شدن نیاز اساسی به یک عکس با کیفیت دارد. عکسی که بتواند هم جنبه های زیباشناسانه و مجذوب کننده را در بر بگیرد و از لحاظ کیفی بتواند مشخصه های کالای مورد نظر را چه از لحاظ ابعاد ظاهری و چه از دید فنی به مخاطب عرضه کند. اینگونه عکس ها با استفاده از دوربین های قدرتمند صنعتی که هم دوربین های فول فریم و با کیفتی مثل دوربین های برندهای Nikon و Canon و هم دوربین های قطع متوسط ( مدیوم فرمت ) از برندهای مطرحی مانند Hasselblad و Pentax را شامل می شود به همراه تجهیزات نورپردازی حرفه ای مانند فلاش های Profoto که کیفیت بسیار بالایی در جنس نور ارايه میدهند، به دست می آیند. لازم به ذکر است که  برای تهیه این تجهیزات حرفه ای بهایی به نسبت سنگین را هم باید پرداخت. می توان عکاسی صنعتی از یک کالای تجاری را نیز به مانند عکاسی از خطوط تولید، مستند سازی نامید با این تفاوت که در اینجا سوژه، یک محصول است و محل کار درون استودیوی صنعتی و کار در استودیو بسیار متفاوت از کار در فضای باز و یا یک خط تولید است و همینطور مولفه های عکس و کاربرد آنها. معمولا محصولاتی که با این سبک عکاسی می شوند در نهایت با برش از زمینه جدا شده و در موارد گوناگونی مانند قرارگیری روی جعبه ها، معرفی در وب سایت ها، شبکه های اجتماعی و یا برای معرفی خود کالا استفاده می گردند. برای مثال یک گوشی تلفن همراه که برای رونمایی نهایی، عکاسی حرفه ای می گردد.
پس می توان
عکاسی صنعتی را به صورت خلاصه، عکاسی بی غل و غشی دانست که به ساده ترین، زیباترین و کاربردی ترین شکل ممکن خطوط تولید، فرایندی صنعتی و یا یک محصول را نمایش می دهد و با مستند سازی، به صورتی حرفه ای به معرفی سوژه مورد نظر می پردازد.


  عکس صنعتی

پس از اختراع دوربین توسط جوزف نیسه فور نیپس و ثبت اولین نگاتیو در سال ۱۸۲۲ میلادی ، تلاش های بیشماری در راستای ارتقا و پیشرفت علم عکاسی صورت گرفت. عکاسی یا فوتوگرافی که به زبان لاتین به معنای ثبت نور است از طریق علم در میان جامعه آن زمان وارد شد و توسط دانشمندانی که پس از فورنیپس تلاش میکردند تا هر یک به نوبه خود سهمی در این علم داشته باشند کم کم تبدیل به یک صنعت شد. اما در ادامه راه، با نبوغ هنرمندانی که از این صنعت به عنوان یک هنر استفاده میکردند، باعث شد که این صنعت جوان، به عنوان هنری نوپا جای خود را در فضای هنری آن دوره باز کند. بسیاری گمان می بردند که عکاسی آمده است تا جای هنر نقاشی را بگیرد، اما با تلاش عکاسان آن دوره، عکاسی توانست خود به عنوان هنری مستقل زاده شده و به سرعت رشد نماید. هنر عکاسی پس سال ها هنوز هم یکی از شاخه های اصلی هنر پا برجاست. امروزه با پیشرفته شدن دوربین ها و تجهیزات، عکاسی را میتوان به مانند دوران نوجوانی اش صنعت نیز نامید. از میان شاخ و برگ های بی شمار این هنر، عکاسی تجاری، یکی از مهمترین و پر کاربرد ترین آنهاست. با جایگاه غیر قابل انکار فضای مجازی و تاثیر آن بر کسب و کار دنیای امروز، عکاسی تجاری نیز جایگاه ویژه ای را پیدا کرده است. اما آیا تمام عکس ها تجاری یکی هستند؟ یک عکس صنعتی با عکس تبلیغاتی تفاوتی ندارد؟
جواب این سوال ریشه در شناخت یک جامعه از نیازها و هوش تجاری آن دارد. نوع نگاه صنعتگران و تولید کنندگان آن جامعه به نوع عرضه محصولاتشان، اثر گذارترین مولفه در تفکیک این دو قسم از عکس های تجاری است. 
درست است که
عکس صنعتی و عکس تبلیغاتی دو عنصر جدا ناشدنی از یکدیگرند، اما این به معنای آن نیست که با هم یکی هستند.
عکس صنعتی، عکسی بی آلایش از یک فرایند صنعتی و یا کالای تجاری است، به گونه ای که با نمایش دقیق و با کیفیت یک کالا و یا یک فرایند صنعتی، ابعاد و مشخصه های آن را برای بیننده بازگو نماید. این در حالیست که یک عکس تبلیغاتی، علاوه بر نمایش مشخصات سوژه، هدف و مقصودی خاص را دنبال کرده و ترغیب و تشویق مشتری برای تهیه آن کالا را برای سازنده به ارمغان می آورد.
یک عکاس صنعتی، با استفاده از تجهیزات و دیگر امکانات عکاسی، هدف اصلی را بر پایه کیفیت و نمایش ویژگی های یک کالا گذاشته و سعی میکند با به دست آوردن عکسی بی نقص از سوژه، آن را برای معرفی هرچه بهتر توسط سازنده آماده سازد.
عکس صنعتی معمولا برای معرفی کامل از تمام جهات یک کالای تجاری در وب سایت ها، صفحات کاتالوگ ها و … آماده می گردد و تنها هدفش نمایش کامل آن کالای تجاری است. عکس صنعتی از یک کالا، معمولا عکسی است که در زمینه کاملا سفید گرفته می شود تا طراح بتواند پس از برش، از آن در طراحی اش استفاده کند. نوعی دیگر از عکس صنعتی، عکاسی ۳۶۰ درجه از محصول است. این نوع از عکس های صنعتی با عکاسی پی در پی و دورتادور یک کالا به دست می آید که در نهایت با نرم افزارهای مخصوص به یک قطعه کوتاه فیلم مانند تبدیل می گردد که بیننده می توان به میل خود کالا را به هر جهتی که تمایل دارد چرخانده و ابعاد مختلف کالا را بررسی نماید.
یک
عکس صنعتی تنها به ثبت عکسی از یک کالا محصور نمی گردد. هر گونه عکس و با هر تکنیکی که در خطوط تولید و فرایندهای ساخت کالا و…. گرفته شود را نیز شامل می گردد، که معمولا اینگونه عکس ها با تکنیک های زیبای عکاسی، عکاسی می گردند و اغلب بدون هیچ دستکاری نرم افزاری به استفاده می رسند. می توان گفت که عکس صنعتی، به این شیوه (عکاسی از یک فرایند صنعتی ) پایبندترین عکس به اهداف نخستین هنر عکاسی، یا به اصطلاح هنری ترین آنها در نوع تجاری آن است.


نگارش : مهندس نیما ابوالقاسمی
هرگونه کپی برداری مقاله بالا، تنها با ذکر و لینک منبع ( 
https://www.studio9.co ) بلامانع است .

عکاسی معماری یا عکاسی ساختمان

به پیرامون خود که بنگریم در هر سمت و سویی آثاری از هنر معماری را خواهیم دید. از ساختمان های مدرن امروزی تا ساختمان های قدیمی تر. آثار و بناهای زیبای باستانی و بناهای یادبود، اینها همه و همه حاصل هنر معماری است. چه مهندسان معمار امروز و چه معماران باستانی، همه استادان زبر دستی بودند و هستند که با هندسه ای کاربردی، بنایی زیبا بر افراشته اند. زاویه ها، اضلاع، خطوط درهم و اشکال دیگر با نگاهی هنرمندانه در هم آمیخته شده اند تا از خشت و گل و فلز و سازه های امروزی بنایی برپا شود.
عکاسی معماری یا عکاسی ساختمان یکی از شاخه های پر طرفدار عکاسی است که تقریبا می توان گفت که شاید بیشتر ما تجربه آن را داریم. در هر سفری که می رویم، اگر ساختمانی تاریخی ببینیم از آن عکاسی میکنیم، اگر بنای یادبودی ببینیم به سرعت دوربین خود را آماده میکنیم، اگر میدان زیبایی ببینیم کنارش یک عکس یادگاری خواهیم گرفت. 
اما عکاسی معماری(
عکاسی ساختمان ) به صورت حرفه ای وصنعتی آن، اینگونه ساده نیست.این ژانر از عکاسی، البته از نوع حرفه ای و تخصصی آن را می توان شاخه ای پر هزینه و گران نامید. تجهیزات و بخصوص لنزهای گران قیمت در کنار یک دوربین حرفه ای کار را برای شما تمام نخواهد کرد! مهمترین و گران ترین ابزار مورد استفاده در عکاسی معماری ( عکاسی ساختمان ) تجربه بسیار بالاست. یک عکاس معماری که متخصص عکاسی از بناست، با تکیه بر تجربه و خلاقیت خود، عکس هایی را از یک بنا چنان ثبت میکند که انگار خود او معمار آن بوده. شناخت دقیق زوایا و جزئیات از جمله نکاتی است که با تجربه بدست می آید. 
کوتاه ترین ساختمان جهان هم از بلندترین عکاس، بلندتر است و این بدان معنی است که اعوجاج در تمام عکس ها طبیعی است و این در حالی است که مهمترین نکته در
عکاسی معماری، کج نبودن خط افق در تصویر است و همینطور عمود بودن بنا نسبت به خطوط افقی. این نکته ایست که در عکاسی معماری به صورت حرفه ای باید رعایت شود. که این نیز نیازمند تجربه و تجهیزات است. 
 یکی از این تجهیزات لنزی به نام تیلت شیف ( Tilt-Shift ) است که در
عکاسی معماری ( عکاسی ساختمان ) حرفه ای نیاز است. این لنز که با تکنولوژی منحصر به فرد خود به اصلاح همگرایی خطوط عمودی پرداخته و با اصلاح پرسپکتیو، عکاسی از ساختمان های بلند را خوشایند میکند. به طور طبیعی وقتی میخواهیم از یک ساختمان بلند عکاسی کنیم باید سر دوربین را به سمت بالا و سر ساختمان بگیریم که این کار باعث ایجاد پرسپکتیو شده و خطوط عمودی بالای تصویر به هم نزدیک میشوند. این در حالیست که با استفاده از این نوع لنزها، دیگر نیازی به بالا بردن دوربین نیست، بلکه لنز با حرکت روی محور خود، بدون هیچ گونه اعوجاجی، کل ساختمان را در قاب ما ثبت میکند.این لنز همانگونه که بسیار مفید است و برای یک عکاس معماری ( عکاس ساختمان ) لازم، بسیار نیز گران است.
یکی دیگر از لنزهای بسیار کاربردی دیگر در عکاسی معماری (عکاسی ساختمان ) لنز چشم ماهی ( Fish eye ) است. لنز فیش آی با بازه بسیار پهن خود به عکاس معماری این اجازه را می دهد که عکس را با گستره بسیار زیادی ثبت کند. لنز فیش آی نیز که بیشتر برای کاربردهای هنری تر مورد استفاده قرار می گیرد لنز گران قیمتی است. 
دیگر لنزی که یک عکاس معماری باید در کیف لنزهایش موجود باشد، یک لنز واید یا سوپر واید است. گاهی یک محوطه و یا ساختمان به اندازه ای بزرگ و عریض است که به راحتی و با لنزهای نرمال قابل ثبت نیست و عکاس نیز فضایی برای دور شدن و از فاصله دورتر عکاسی کردن را نیز ندارد. اینجا یک لنز واید می تواند نجات بخش باشد. 

عکاسی معماری یا عکاسی ساختمان رابطه مستقیم با نور دارد. هر بنا با توجه به ویژگی ساختش دارای حجم های گوناگونی است. همانطور که می دانیم هر حجم از سه وجه طول، عرض و ارتفاع تشکیل شده است و این در حالیست که ما فقط دو وجه را در عکس هایمان داریم که با سایه ها می توانیم به یک عکس بعد ببخشیم. عکاسی از یک ساختمان یا بنا به ساعت شبانه روز بسیار وابسته است. این که ما در چه حالتی از روز عکاسی میکنیم می تواند در کیفیت عکس ما اثرگذار باشد. نور مستقیم و شدید یک ظهر تابستانی زمان ایده آلی برای عکاسی از یک ساختمان نیست. چرا که این نور باعث به وجود آمدن سایه های تند شده و قسمت هایی از سوژه که در نور شدید قرار دارند از لحاظ رنگ، کنتراست و جزئیات وضعیت مطلوبی ندارند. معمولا بهترین زمان به صورت عمومی ساعتی نزدیک به زمان طلوع و غروب است. ویژگی و جنس نور در این زمان ها برای یک عکاس ساختمان مطلوب است. البته به مانند تمامی قوانین عکاسی، این چهارچوبی بسته نیست و شاید بتوان با استفاده از تابش نور مستقیم خورشید عکس های هنری و با تکنیکی گرفت.
از آنجا که اکثر ساختمان ها از قانون تقارن پیروی می کنند، دیده شدن این تقارن به همراه خطوط، زوایا و جزئیات بنا برای تمام معماران جهان بسیار اهمیت دارد و این دلیلی است که آن ها به سراغ یک عکاس معماری یا عکاس ساختمان حرفه ای می روند. این بسیار مهم است که عکاس بتواند این جزئیات را به طور کامل و با نهایت کیفیت ارائه دهد. یک عکس معماری خوب باید بتواند زوایای پیچید ای را که با ظرافت طراحی شده است، به زیبایی به بیننده نشان دهد و در این راه از تکنیک های خاصی بهره می برد. تکنیک هایی نظیر
پانوراما ( Panorama ) ، گستره رنگی یا دمایی بالا یا اچ دی آر ( HDR ) ، سیاره کوچک ( Little Planet )، تکنیک ضد نور و بسیاری تکنیک های دیگری که در بخش های مربوطه سایت درباره آنها سخن گفته ایم. 
در انتها باید این نکته را دانست که همانگونه که معماری هنری منحصر به فرد است، عکاسی معماری نیز تخصصی منحصر به فرد است و یک عکاس حرفه ای معماری بهتر از هر عکاسی توانایی درک و نمایش هنر معمار را دارا است.


نگارش : مهندس نیما ابوالقاسمی
هرگونه کپی برداری مقاله بالا، تنها با ذکر و لینک منبع ( 
https://www.studio9.co ) بلامانع است .

عکاسی مواد غذایی و عکاسی از غذا

امروز که عصر، عصر دیجیتال و شبکه های اجتماعی است، یکی از داغ ترین موضوعات نیز عکاسی از غذا و عکاسی از مواد غذایی است. کاربران بی شماری در جهان وجود دارند که همه روزه عکس های بی شماری را در صفحات اجتماعی خود با دیگران به اشتراک می گذراند که بدون شک در این میان عکس هایی با مضمون غذا و مواد غذایی سهم عمده ای را در بر می گیرند. هرکسی با هر سلیقه و تجهیزاتی دوست دارد که لذت غذایی را که می خورد، با دیگران سهیم باشد. با پیشرفت روز افزون تکنولوژی و با کیفیت شدن روز به روز دوربین های خانگی، دوربین گوشی های همراه و در سطح پیشرفته تر دوربین های حرفه ای امکان ثبت لحظه ها برای ما فراهم شده است. در هر رستوران و کافه ای، پیش از آن که اقدام به خوردن غذای سفارش داده شده مان کنیم، گوشی همراه خود را درآورده و عکسی از آن می گیریم.
البته عکاسی از غذا همیشه به این آسانی نیست. اینکه این عکس ها را به چه منظور و برای چه کسی می گیریم بسیار در نحوه عکاسی ما تاثیر گذار است. اگر عکسی را برای خودمان میگیریم، چندان اهمیتی ندارد که از لحاظ فنی و کیفی در چه سطحی قرار دارد. اما یک عکاس غذایی حرفه ای،
عکس یک غذا را برای خودش نمی گیرد.کافه ها، هتل ها، رستوران ها، کتاب و مجله های آشپزی، کارخانه های مواد غذایی و در کل تمام مجموعه های فعال در صنایع غذایی سفارش دهنده های او هستند.
در عکاسی صنعتی و یا بیشتر در عکاسی تبلیغاتی، عکاسی از غذا شاخه ای پر طرفدار و البته بسیار سختی است که عهده دار انتقال طعم و عطر یک محصول بدون قابلیت ثبت آن است. امروز لذت دیدن یک عکس خوب از یک خوراکی، کم از تست کردن و خوردن آن ندارد.یک عکس غذایی خوب، اتفاقی خوب نیست و
عکاسی غذایی فراتر از عکس گرفتن از بشقاب غذاست و برخلاف تصور بیشتر مردم، عکاسی از غذا ( البته به صورت حرفه ای و تخصصی) جزو سخت ترین های رشته عکاسی است، که عکاس مواد غذایی باید از تجربه و مهارت بسیار بالایی برای یک ثبت موفق، برخوردار باشد و در کنار تجربه تجهیزات و ملزومات کافی را برای این مهم در اختیار داشته باشد. 
برای عکاسی از غذا در سطح حرفه ای، عکاس تبلیغاتی یا به طور خاص تر
عکاس غذایی، باید داستان و هدف غذایی را که قصد عکاسی از آن را دارد مشخص کند. این که عکس او چه رسالتی دارد بسیار مهم است. می خواهیم با عکس خود بیننده را گرسنه کنیم؟ میخواهیم او را  به سفری خاص ترقیب کنیم؟ هدفمان تداعی کردن نوستالژی در ذهن بیننده است یا میخواهیم محصول خاصی را تبلیغ کنیم؟ همه اینها اهمیت دارد چراکه عکاسی از غذا فقط برای نمایش نیست و در پس هر عکس پیامی نهفته است.باید هدف را از پیش مشخص کنیم، چرا که این هدف ما است که راهنمای ما در انتخاب تنظیمات، لوازم جانبی، مواد غذایی، محل و نوع نورپردازی است.
مهمترین هدف در عکاسی غذایی، تمرکز روی رنگ، بافت، شکل و ظرافت غذاست و این مهم تنها با یک نورپردازی دقیق به دست می آید. یک عکاس غذایی حرفه ای می داند که با چه نوع نورپردازی می تواند تازگی و شادابی مواد غذایی را نشان دهد. بیشتر، عکاس های تازه کار از نورهای مسقیم فلاش استفاده می کنند که این نور باعث از دست رفتن بافت، شسته شدن رنگ، روشنایی بیش از حد و تخت شدن تصویر می گردد و این بزرگ ترین معذلی است که یک عکاس تازه کار برای عکاسی از خوراکی ها دارد و در عکاسی تبلیغاتی و عکاسی صنعتی این نوع عکس ها به هیچ عنوان قابل قبول و استفاده نیست. بحث نورپردازی در عکاسی از غذا به تجربه و مهارت عکاس وابسته است. هرچه عکاس با تجربه تر باشد و شناخت بیشتری از جنس نور داشته باشد عکس جذاب تر و خوش آب و رنگ تری را ثبت میکند. برای بدست آوردن نور خوب برای یک خوراکی باید از انواع سافت باکس ها و چترهای نرم کننده نور استفاده کرد و یا اگر میخواهیم با نور طبیعی عکاسی کنیم بهتر است یک رفلکتور همراه داشته باشیم.درباره نورپردازی از خوراکی ها،در کلاس های آموزش عکاسی از غذا به طور مفصل صحبت خواهیم کرد و اما جایگاه تزئینات و لوازم استفاده شده در عکاسی غذایی کجا است؟
متاسفانه مشکل بزرگی که عکاسی صنعتی، عکاسی تبلیغاتی و به طور خاص تر
عکاسی غذایی در کشور ما با آن رو در رو است بحث  ترکیب بندی است. ترکیب بندی از ارکان و اصول نخستین عکاسی است، چرا که با این علم است که می توان دید بیننده را به سمت سوژه مورد نظر کشاند و تمرکز او را به صورت ناخودآگاه به سوژه رساند. عکاسان تازه کار بی محابا تمام داشته ها و لوازم تزئینی خود را روی میز می ریزند و در کنار آن یک بشقاب غذا می گذارند، در اندیشه آن که این لوازم به زیبایی و جذابیت عکس آن ها کمک می کند و این در حالی است که با این کار لطمه بزرگی را به عکس و هدفش وارد کرده اند. من گاهی عکس هایی را می بینم که توسط عکاسان به نام کشورمان گرفته شده اند اما هیچ اثری از ترکیب بندی درست در آن دیده نمی شود. شلوغی و تراکم بیش از حد لوازم تزئینی و دکور اجازه دیده شدن محصول را نمی دهد! عکس یک رب از یک تولید کننده به نام را نگاه می کردم و بدون اغراق مدتی گذشت تا سوژه را که همان رب گوجه فرنگی بود، در میان انبوهی از دکور ( که یک انبار زیر زمینی را تداعی میکرد ) پیدا کنم! حال تصور کنید این تصویر در یک تابلوی بیلبورد شهری نصب شده باشد که نگاه های گذرای رانندگان و عابران پیاده را هدف قرار داده است!! 
ترکیب بندی محل قرار گیری اشیا و ارتباط آنها با دیگر عناصر تصویر است که با ایجاد تعادل در تصویر نگاه بیننده را به سمت سوژه مورد نظر هدایت می کند. یکی از اصول ترکیب بندی، قرارگیری سوژه در نقطه طلایی تصویر است اما در مورد عکاسی از غذا می توان پا را فراتر گذاشت و به تجربیات جالبی دست پیدا کرد و با تجربه و مهارت حتی می توان سبکی را در این زمینه به نام خود تولید کرد اما نباید این نکته را فراموش کرد که چیدمان نباید سوژه را تحت تاثیر قرار دهد و همواره باید سوژه در مرکز توجه بوده و نگاه بیننده را به سمت خود کشیده و به هدف عکاس متمرکز کند.
یکی دیگر از مواردی که در عکاسی از غذا بسیار تاثیر گذار است، عمق میدان است. عکاسی از یک ماده خوراکی،
عکاسی خط تولید یک کارخانه نیست که تمام عناصر مهم باشد و لزوما در کادر و واضح. در یک عکس غذایی می توان از عمق میدان های رویایی تر استفاده کرد. سوژه یک غذاست و نیازی نیست که نمکدان را نیز در منطقه فوکس داشته باشیم. در کشور ما متاسفانه گاهی، عکاس از سمت تولید کننده ها مجبور به استفاده از دیافگرام های بسته و سطح فوکس زیاد است. شوربختانه تراز سنجش حرفه ای بودن یک عکس برای برخی از تولید کنندگان سطح وضوح و فوکس تصویر است. آنها گمان میکنند که چون عکاس خط تولید، عکس های کارخانه را با وظوح و سطح فوکس بالا عکاسی کرده است پس عکس محصول نیز باید این خصوصیت را داشته باشد و این موضوع بسیاری از مواقع به جذابیت عکس لطمه وارد کرده است. خود ما نیز از این اتفاق متحمل آسیب های بیشماری از جانب کارخانه های صاحب نام شده ایم. دیافراگم های باز می توانند برای عکس ما حالت زیبایی را خلق کنند و از دست دادن محو شدگی و بوکه های زیبا برای هر عکاسی می تواند درد آور باشد. سطح فوکس کم اما دقیق بر روی سوژه، می تواند این اجازه را به عکاس بدهد که دقیقا روی چیزی که میخواهد تمرکز کند و این ویژگی به طور خاص در عکاسی از غذا بسیار کمک کننده و مهم است.

ویژگی مهم دیگر در جذاب بودن یک عکس، در عکاسی مواد غذایی، زاویه عکس است. اینکه یک زاویه کلی را در نظر بگیریم و طبق همان پیش برویم کار هوشمندانه ای نیست. هر غذایی ویژگی منحصر به فرد خود را دارد. یک غذا حجیم است و دیگری تخت، یکی خوش رنگ و لعاب است و دیگری رنگ جذابی ندارد. تعین زاویه برای عکس وابسته به نوع غذایی است که سوژه عکاسی است. اگر سوژه یک پیتزا و یا چند برگ کالباس باشد، بهترین زاویه برای عکاسی از آن، بالاسری یا به اصطلاح ( Overhead ) است.چرا که با این زاویه تمام ویژگی ها و جزئیات به درستی ثبت میگردد و این در حالی است که در عکاسی از یک ظرف بستنی زاویه ۴۵ درجه که زاویه نگاه یک فرد نشسته بر سر میز است، میتواند بهتر جزئیات را نمایش دهد و برای یک ساندویچ برگر می توان زاویه روبه رو را امتحان کرد. این زوایا نسبت به نوع و حجم غذا می تواند تغییر پذیر باشد.

شاید بتوان مهم ترین بخش از عکاسی مواد غذایی را به آراسته کردن غذا اختصاص داد. این هنر که به Food Styling معروف است می تواند غذایی معمولی را به یک غذای حیرت آور و شگفت انگیز تبدیل کند. همانطور که ما برای زیبایی به آرایشگاه می رویم، لباس های زیبا و رنگی را با کفش هایمان ست می کنیم و با ایجاد تعادل و رنگ بندی به آراستگی خود می افزاییم، یک فود استایلیست ( Stylist ) نیز با هماهنگ کردن مواد غذایی رنگانگ، ترکیبی زیبا را به وجود می آورد. او سبزی های تازه را با فلفل های مینیاتوری زرد و گوچه های کوچک قرمز رنگ چنان در هم ترکیب می کند که برای کسی که علاقه ای به فلفل نیز ندارد، دیدنش جذاب است و اشتهای او را برانگیخته میکند.یک فود استالیست حرفه ای دستمزد بالایی دارد و شوربختانه به همین خاطر در کشور ما از همچین شخصی استقبال خوبی نشده و به طور معمول خود عکاس غذایی به فرم دادن غذاها اقدام میکند. اگرچه با سلیقه خوب عکاسان حرفه ای تا حدی این نقیصه جبران شده است، اما در سطح حرفه ای وجود یک فود استایلیست در کنار عکاس مواد غذایی یک امر حیاتی و غیر قابل انکار است.

در آخر نیز فاکتور اثر گذار و بی اندازه مهم در تولید یک عکس غذا ی جذاب استفاده درست و با دانش از نرم افزار جهت ویرایش نهایی تصویر است. تاثیر این ویژگی در فایل هایی که قصد اعزام به چاپخانه ها را دارند بسیار مشهود است.
مدیریت رنگ ها برای چاپ، تخصص خاص خود را می طلبد و چه بسیار اتفاق می افتد که به دلیل عدم رعایت این مهم، کارخانه ها و تولید کنندگان صنایع غذایی متحمل خسارات بزرگی شده اند. به دست آوردن رنگ های دقیق و در عین حال جذاب برای چاپ های چهار رنگ ( CMYK ) نیازمند دانش و تجربه است که بتواند بهترین نتیجه را برای تولید کننده و عکاس مواد غذایی به ارمغان بیاورد.

نگارش : مهندس نیما ابوالقاسمی
هرگونه کپی برداری مقاله بالا، تنها با ذکر و لینک منبع ( 
https://www.studio9.co ) بلامانع است .

 


هنر عکاسی از خطوط تولید کارخانه و یا عکاسی از خط تولید کارگاه های کوچک

هرگاه کارگری کفش های ایمنی خود را به پا کند و دستکشش را به دست، این بدان معنی است که چرخ صنعتی در حال چرخش است. این صحنه در کشورهای در حال توسعه بسیار اتفاق می افتد. کشورهای صنعتی جوان که کشور ما نیز از آن دسته است، بستر خوبی برای فعالیت فعالان اقتصادی، صنعتگران، فنی کاران و در کل تمام پیشه هایی که به هر نوعی به زنجیره صنعت گره خورده و با چرخش چرخدنده های آن می چرخند، است. از این میان هنرمندان نیز سهم بزرگی را در این بازار دارند. طراحان صنعتی، مهندسان و البته عکاسان صنعتی. یک عکاس صنعتی در یک کشور صنعتی رو به رشد اگر به حد کافی از مهارت و تخصص بهره مند باشد بسیار می تواند رشد کرده و خود را به اثبات برساند. درباره عکاسی صنعتی و عکاس صنعتی در نوشته های پیشین صحبت کرده ایم. حال باید دید که عکاسی از خط تولید یک کارخانه یا کارگاه به یک عکاس ماهر به نام عکاس خط تولید یا به طور شناخته تر شده عکاس کارخانه نیازمند است، ویا هر عکاسی می تواند کار یک متخصص خط تولید را به خوبی انجام دهد؟
این که بخواهیم عکاسی از خط تولید را به عنوان یک فن به خصوص در میان شاخه های مختلف عکاسی صنعتی جای دهیم شاید درست نباشد. درست است که عکاسی کارخانه در زیر مجموعه عکاسی صنعتی قرار می گیرد اما خود به تنهایی سبک جداگانه ای نیست و عکاس خط تولید نیز عکاسی جداگانه نیست. در این شاخه تنها تجربه است که می تواند از یک عکاس صنعتی، یک عکاس خط تولید ماهر بسازد.
خط تولید هر کارخانه ای، مجموعه ای از ماشین آلات و افراد است که هر کدام وظیفه خاصی را عهده دارند. یک عکاس ماهر و با تجربه برای عکاسی از خطوط تولید و آزمایشگاه از پیش برنامه ای مدون دارد، چرا که این مسیر را بارها و بارها طی کرده است. اما یک عکاس بی تجربه و تازه کار با ورود به یک خط تولید و دیدن آن همه آشفتگی و کار قالب تهی کرده و تمرکز خود را از دست می دهد. این یک امر طبیعی است، خود من و یا همکاران با تجربه ام در نخستین ورود به یک کارخانه نیز همین حال و روز را داشته ایم. 
عکاسی از روند تولید یک کارخانه از لحظه ورود مواد اولیه به نوار نقاله و طی مسیرش تا به انتها که به بسته بندی ختم میشود را عکاسی از خط تولید می گویند. امروزه یکی از اصلی ترین چالش ها در عکاسی از خط تولید کارخانه های پیشرفته تر که از دستگاه ها و ماشین آلات تمام اتوماتیک درون خط خود بهره می برند، نبود یا کمبود نیروی انسانی است. می دانیم که نقش یک موجود زنده و به خصوص انسان در یک عکس، به آن زندگی می بخشد، و ترکیب کارایی انسان و ماشین در کنار هم و حرارت و گرمی انسان در برابر سردی ماشین در تصاویر می تواند تعادلی زیبا را خلق کند. امروزه عکاسانی که وارد خطوط تولید می شوند باید خود را برای چالشی اساسی رو به رو کنند و این چالش همان سردی ماشین است. یک عکاس کارخانه یا عکاس خط تولید با تجربه می تواند با استفاده از تکنیک های متنوع و نورپردازی های خاص حس زندگی را به عکسی تمام ماشینی ببخشد و کمبود پویایی و حرکت انسانی را با نور و تکنیک جبران نماید.

عکاسی از خط تولید مهم است زیرا :

مثالی پر آوازه داریم که می گوید ماه هرگز پشت ابر نخواهد ماند. امروز هوشمندی بشر به جایی رسیده است که هرگز نمی توان با کتمان و پنهان کردن حقیقت از او، در مسیر صنعت، رشد کرد. ما مردمی فهیم داریم، که این خود بازویی محرک برای بهبود کیفیت و رقابت سالم است. امروز کارخانه یا تولید کننده ای موفق تر است که درب های کارخانه اش را به سوی مصرف کننده یا مشتری بگشاید. این گشایش درب به معنی درب های فیزیکی کارخانه نیست، بلکه یک عکاسی دقیق و هوشمندانه از روند تولید می تواند همین حس را به مشتری القا نماید. با روند روزافزون شبکه های اجتماعی و ... امروز هر کارخانه ای می تواند وارد خانه های تک تک مصرف کننده و مشتری هایش شود و حس شیرین اعتماد را برای مصرف کننده القا نماید. این وظیفه بر گردن عکاسی صنعتی و عکاسی خط تولید است. عکاس خط تولید با نمایش ایمنی های به کار رفته در کارخانه، پاکیزگی، کنترل کیفیت های دقیق و با دیدن ساخت با کیفیت محصول از مود اولیه با کیفیت حس اعتماد مشتری را بر می انگیزد و همچنین او را به گشت و گذاری در محیط کارخانه و فضای سبز آن دعوت کرده و حسی زیبا برای مشتری می سازد. مصرف کننده همیشه ترجیح میدهد از محصول با کیفیتی استفاده کند که در محیط کارخانه اش قدم زده است و روند تولید آن محصول را از نزدیک دیده است و اگر چنین شود این بدان معنی است که عکاسی خط تولید آن کارخانه به درستی انجام شده است و به هدفش رسیده است. هدفی که با بازسازی مجازی کارخانه در ذهن مشتری، و جلب اعتمادش، او را به استفاده از آن محصول ترقیب کرده است. البته هستند کارخانه ها و تولید کنندگانی که حتی پا فراتر گذاشته و در کنار عکس های خطوط تولید خود، درب های فیزیکی کارخانه را نیز به سوی مصرف کننده گشوده اند تا مصرف کننده با اعتمادی کامل به استفاده از آن محصول اقدام کند. در بین کارخانه هایی که از این مسیر درست سود برده اند، کارخانه های مواد غذایی سهم بیشتری را خواهند داشت و جلب اعتماد مصرف کنندگان برای آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
یک عکاس خط تولید علاوه بر دید صنعتی، باید از دید هنری هم به خوبی برخوردار باشد. به طور معمول، صنعت، و به خصوص صنایع آلاینده، تصویر زیبایی در ذهن ما ندارند اما می توان تصاویر بی نهایت زیبایی را با آنان خلق کرد. یک عکاس کم تجربه با دیدن یک ماشین تراشکاری، از اپراتور درخواست میکند که کنار دستگاه ایستاده و به کارش مشغول شود، در این حین عکاس عکسش را می گیرد و با تشکری از اپراتور به سوی دستگاه دیگر می رود تا عکس یادگاری دیگری را از اپراتور و دستگاه دوم تولید نماید. اما یک عکاس صنعتی که حرفه اش و تجربه اش او را به یک عکاس خط تولید دقیق و ریز بین تبدیل کرده است، با تکیه بر توانایی، تکنیک و تجربه عکسی خیره کننده را از یک دستگاه تراش ثبت می کند که خود اپراتور نیز پس از سال ها کار با آن دستگاه چنین تصویری را ندیده باشد.تماشای یک عکاسی از خط تولید موفق، پس از اتمام پروژه از سوی صنعتگر، می تواند خستگی سال ها کارش را از او بزداید و او را دلگرم تر از پیش به سمت آینده رهنمون کند.
یکی از از مسائلی که باعث عدم جذابیت یک عکس صنعتی از یک فرایند تولیدی است، استفاده از نور طبیعی کارخانه هاست. کارخانه ها از سوله های بسته ای تشکیل شده اند که نور کمتر به آنجا راه پیدا می کند و این دلیلی محکم برای استفاده از نور های مصنوعی است. اما استفاده از اینگونه نورها وفلاش ها نیز مهارت خاصی را طلب می کند که این مهارت تنها در نزد یک عکاس صنعتی با سواد و با تجربه است که بداند کجا و چطور از نورهای فلش هایش استفاده کند که علاوه بر روشنایی و جلا بخشیدن به سوژه، حسی مصنوعی را برای بیننده تداعی نکند.
در تصاویر صنعتی و خطوط تولید، نمایش ایمنی نیز از وظایف عکاسی خط تولید است. مسلح بودن تمامی اپراتورها و کارگران به امکانات ایمنی از جمله کلاه ایمنی، کفش کار، دستکش و تمامی تجهیزاتی که در استاندارد یک فرایند صنعتی تعریف شده است، می تواند نشان از نظم و کنترل دقیق مدیران تولید بر روی تمامی پرسنل خط داشته باشد.
در نهایت باید گفت که عکاسی خط تولید هنری است که تنها با تجربه به دست می آید و در هیچ دانشگاه، کتاب و مقاله ای نمی توان به دنبال راه های کسب مهارت برای آن گشت.



نگارش : مهندس نیما ابوالقاسمی
هرگونه کپی برداری مقاله بالا، تنها با ذکر و لینک منبع ( 
https://www.studio9.co ) بلامانع است .

 

نحوه محاسبه تعرفه قیمت عکاسی

اگر عکاسی را از جنبه هنری اش نگاه کنیم، برای یک هنر هرگز نمی توان قیمتی در نظر گرفت اما اگر آن را از جنبه یک حرفه و پیشه بررسی کنیم می توان به آن سهمی از بازار نیز داد. عکاسی صنعتی از جمله حرفه هایی است که در آن نمی توان به دنبال قیمتی ثابت گشت، چرا که هر محصول و مکانی ویژگی منحصر به فرد خود را دارد. تجهیزات خاص خود را می طلب. کاربردهای گوناگونی را برای هر عکس می توان تعریف کرد و در کل عکاسی یا خاص تر عکاسی صنعتی در مکان و زمان خاصی نمی گنجد و از مواد اولیه ثابتی برخوردار نیست تا بتوان قیمت اولیه و محاسبات اقتصادی و حسابگرانه خاصی برای آن انجام داد.معمولا هر هنرمند عکاس یا استودیوی عکاسی صنعتی که در این بازار مشغول به فعالیت است، نسبت به تجربه، سطح کیفی کار، سابقه و رزومه کاری و در نهایت خروجی نهایی کار برای هنرش قیمتی تعین می کند. در این بین قدرت انتخاب حق کارفرما است که با سطح سلیقه، دانش به روز، توان مالی و آینده نگری اش کدام هنرمند را برای فرایند عکاسی اش بر می گزیند.
به طور میانگین قیمت عکاسی صنعتی به دلیل تجهیزات حرفه ای و گران قیمت در این حرفه کمی شاید بالاتر از تصور صنعتگران باشد، و این موضوع برای آن دسته از صنعتگرانی که هیچگونه شناختی نسبت به علم و هنر عکاسی ندارند و تجهیزات این حرفه را نمی شناسند، طبیعی است. چه بسیارند کسانی که تصور می کنند عکاسی به همان دوربین خلاصه می شود و هر آن کس که دوربینی حرفه ای دارد عکاس حرفه ای نیز هست. اما هستند صنعتگران با تجربه و امروزه جوانی که با شناخت دقیق تجهیزات و لمس قدرت اثر گذاری یک عکس به تمام معنی حرفه ای، این موضوع را درک کرده و برای انتخاب خود، کیفیت را در اولویت کاری خود قرار می دهند. البنه هستند دوستان و همکاران عزیزی که با نام عکاس صنعتی، عکاس تبلیغاتی در حرفه عکاسی صنعتی و عکاسی تبلیغاتی ورود کرده و به علت عدم دانش کافی در این رشته، اندک زمانی را به تجربه می گذرانند و در نهایت به سراغ حرفه ای دیگر می روند، که البته در همان زمان آزمون و خطایشان با قیمت های بسیار نازلی که ارایه داندن هم برای خود و هم برای کارفرمای خود مشکلاتی را ایجاد کرده اند.
برای آگاهی بهتر نسبت به شرایط تاثیر گذار بر روی تعرفه قیمت عکاسی صنعتی، نکاتی کوتاه را در رابطه با سوژه های مهم تر و تاثیر گذار تر عکاسی صنعتی با هم مرور خواهیم کرد. با ما باشید


تعرفه قیمت عکاسی صنعتی خط تولید، کارخانجات و واحد های صنعتی و تجاری

عکاسی از خطوط تولید و کارخانجات صنعتی، یکی از مشکل ترین و چالش برانگیز ترین شاخه های عکاسی در عکاسی تجاری ( Commercial Photography ) است. عکاس، برای عکاسی از یک خط تولید با چالش های گوناگونی روبه روست. از شیطنت های کارگران خط تا هماهنگی برای هر خط و دستگاه و…. به برخی از شرایط تاثیرگذار بر روی تعرفه قیمت عکاسی از خط تولید اشاره خواهیم کرد.
-  یکی از شرایط بسیار تاثیر گذار بر روی قیمت عکاسی صنعتی در خطوط تولید و کارخانجات، ابعاد و حجم کاری در آن واحد است. این موضوع می تواند هم در رابطه با پروژه های روزانه تاثیر گذار باشد و هم بر پروژه های تعدادی اثرگذار باشد. طبیعی است که هرچه کارخانه ای بزرگتر باشد عکاسی صنعتی از آن نیز هم از جهت عکاسی و هم در جهت ویرایش زمانبر تر خواهد و گاهی نیز ممکن است به جای یک تیم عکاسی، دو و یا حتی تیم بیشتری برای عکاسی به آن کارخانه اعزام شوند که این خود نیز شامل هزینه بیشتری نسبت به یک واحد تولیدی کوچک تر است.
-  مهمترین عامل شاید در تعرفه عکاسی ، تکنیک هایی باشد که عکاس پروژه از آنها بهره برده است. معمولا یک خط تولید همواره با عکس های پانورامیک (
Panorama ) و کشیده عکاسی می شود. عکس های پانورامیک از مجموع چند عکس به دست می آیند که این عکس ها در نهایت به یک عکس کشیده عریض تبدیل می شوند. یا ممکن است عکاس تشخیص دهد دستگاه یا ماشینی قابلیت عکاسی سرعت بالا ( High Spped ) را داراست و می توان عکس های پر جلوه ای را از آن ثبت کرد و یا قسمت هایی از کارخانه از لحاظ نوری به گونه باشد که منجر به استفاده از تکنیک گستره داینامیکی بالا ( HDR ) شود یا از نظر زیبایی شناسانه عکاس یک عکس با همین تکنیک بگیرد. و این بدیهی است که عکس هایی که با استفاده از این تکنیک ها خلق می شوند به لحاظ فنی قیمت بالاتری نسبت به عکس های عادی دارند.
-  تعداد عکس های نهایی نیز عاملی تعیین کننده در تعرفه قیمت عکاسی دارند. این بحث در ارتباط با پروژه های روزانه نیست، زیرا در پروژه های روزانه با پیش توافق صورت گرفته، تعداد محدود و مشخصی عکس نهایی خواهد شد. اما در پروژه هایی که به صورت آزاد عکاسی می گردد، از بین صدها عکس ثبت شده، قیمت نهایی به تعداد عکس های انتخابی از سمت کارفرما بستگی دارد. در بسیاری از پروژه ها نیز اتفاق افتاده است که کارفرما به دلیل رضایت از تمامی عکس ها، بدون در نظر گرفتن قیمت، خواهان تمامی عکس های بدست آمده، در قالب یک پکیجی کلی شده است.
-  عامل دیگری که بر قیمت نهایی تاثیر گذار است، مقدار ویرایش نهایی یک مجمعوعه عکس است. بدیهی است که ویرایشی که ویرایشگر برای یک کارخانه با ماشین آلات و در کل ظاهری زیبا انجام می دهد بسیار متفاوت است با کارخانه ای مستهلک.
-  تعداد لانگ شات ها (
Long Shot ) نیز می تواند عامل مهمی باشد. ممکن است عکاسی از یک خط با اپراتورهایش، برای بدست آمدن یک عکس، حتی نیم روز به طول بی انجامد. این اتفاقی است که به طور معمول در کارخانه های بزرگ و خطوطی که بیش از ۲۰ دستگاه و اپراتورهای بسیاری دارد، با آن مواجه هستیم. این عکس ها به علت زحمت بسیار در زمان عکاسی و همین طور ویرایش زمانبرش قیمت بالایی نسبت به سایر عکس های خط تولید دارند و هرچه تعداد عکس های لانگ شات در یک کارخانه بیشتر باشد به صورت طبیعی روی قیمت نهایی اثرگذار خواهد بود.

نحوه محاسبه تعرفه قیمت عکاسی هوایی ( Aerial photography )
عکاسی هوایی ( Aerial photography ) نیز از جمله عواملی است که می تواند در بالا رفتن قیمت کلی یک پکیج عکاسی صنعتی ( Industrial Photography ) تاثیر گذار باشد. از آنجایی که هلی شات ها برخلاف فیلم برداری پر قدرتشان، عکاس برداری پر قدرتی ندارند، نمی توان خیلی در زمینه عکاسی صنعتی بر آنها تکیه کرد. از آن رو، همیشه سیاست استو دیو ۹ برای بدست آوردن عکس های حرفه ای دید از بالا با دوربین های حرفه ای تعریفی دیگر داشته است که بستگی به شرایط هر منطقه جغرافیایی مشخص می گردد. این گونه عکس ها نیز نسبت به عکس های عادی گران قیمت تر و البته بسیار با ارزش ترند و بدیهی است که وجود یک یا چند عکس هوایی می تواند بر تعرقه قیمت عکاسی صنعتی و عکاسی تبلیغاتی موثر باشد.


نگارش : مهندس نیما ابوالقاسمی
هرگونه کپی برداری مقاله بالا، تنها با ذکر و لینک منبع ( 
https://www.studio9.co ) بلامانع است .