در حال بارگذاری...

عکاسی صنعتی | عکاسی تبلیغاتی | استودیو ناین

عکاسی صنعتی - عکاسی تبلیغاتی - عکاسی معماری - غذایی - خط تولید منتخب بیش از ۳۵۰ برند برتر کشور

INDUSTRIAL PHOTOGRAPHY

Discover Over 10K of Industrial Photography & Advertising Photography

عکاسی مواد غذایی ( عکاسی از غذا )

ارسال شده در تاریخ : 1396/12/5

عکاسی مواد غذایی ( عکاسی از غذا )

امروز که عصر، عصر دیجیتال و شبکه های اجتماعی است، یکی از داغ ترین موضوعات نیز عکاسی از غذا و عکاسی مواد غذایی است. کاربران بی شماری در جهان وجود دارند که همه روزه عکس های بی شماری را در صفحات اجتماعی خود با دیگران به اشتراک می گذراند که بدون شک در این میان عکس هایی با مضمون غذا و مواد غذایی سهم عمده ای را در بر می گیرند. هرکسی با هر سلیقه و تجهیزات عکاسی  و با هر تکنیک عکاسی که میدارند دوست دارد که لذت غذایی را که می خورد، با دیگران سهیم باشد. با پیشرفت روز افزون تکنولوژی و با کیفیت شدن روز به روز دوربین های خانگی، دوربین گوشی های همراه و در سطح پیشرفته تر دوربین های حرفه ای امکان ثبت لحظه ها برای ما فراهم شده است. در هر رستوران و کافه ای، پیش از آن که اقدام به خوردن غذای سفارش داده شده مان کنیم، گوشی همراه خود را درآورده و عکسی از آن می گیریم.
البته عکاسی از غذا همیشه به این آسانی نیست. اینکه این عکس ها را به چه منظور و برای چه کسی می گیریم بسیار در نحوه عکاسی ما تاثیر گذار است. اگر عکسی را برای خودمان میگیریم، چندان اهمیتی ندارد که از لحاظ فنی و کیفی در چه سطحی قرار دارد. اما یک عکاس غذایی حرفه ای، عکس یک غذا را برای خودش نمی گیرد.کافه ها، هتل ها، رستوران ها، کتاب و مجله های آشپزی، کارخانه های مواد غذایی و در کل تمام مجموعه های فعال در صنایع غذایی سفارش دهنده های او هستند.
در عکاسي صنعتي و یا بیشتر در عکاسي تبلیغاتي، عکاسي از غذا شاخه ای پر طرفدار و البته بسیار سختی است که عهده دار انتقال طعم و عطر یک محصول بدون قابلیت ثبت آن است. امروز لذت دیدن یک عکس خوب از یک خوراکی، کم از تست کردن و خوردن آن ندارد.یک عکس غذایی خوب، اتفاقی خوب نیست و
عکاسی غذایی فراتر از عکس گرفتن از بشقاب غذاست و برخلاف تصور بیشتر مردم، عکاسی از غذا ( البته به صورت حرفه ای و تخصصی) جزو سخت ترین های رشته عکاسی است، که عکاس مواد غذایی باید از تجربه و مهارت بسیار بالایی برای یک ثبت موفق، برخوردار باشد و در کنار تجربه تجهیزات و ملزومات کافی را برای این مهم در اختیار داشته باشد. 
برای عکاسی از غذا در سطح حرفه ای، عکاس تبلیغاتی یا به طور خاص تر عکاس غذایی، باید داستان و هدف غذایی را که قصد عکاسی از آن را دارد مشخص کند. این که عکس او چه رسالتی دارد بسیار مهم است. می خواهیم با عکس خود بیننده را گرسنه کنیم؟ میخواهیم او را  به سفری خاص ترقیب کنیم؟ هدفمان تداعی کردن نوستالژی در ذهن بیننده است یا میخواهیم محصول خاصی را تبلیغ کنیم؟ همه اینها اهمیت دارد چراکه عکاسی غذا فقط برای نمایش نیست و در پس هر
عکس تبلیغاتی پیامی نهفته است.باید هدف را از پیش مشخص کنیم، چرا که این هدف ما است که راهنمای ما در انتخاب تنظیمات، لوازم جانبی، مواد غذایی، محل و نوع نورپردازی است.
مهمترین هدف در عکاسی غذایی، تمرکز روی رنگ، بافت، شکل و ظرافت غذاست و این مهم تنها با یک نورپردازی دقیق به دست می آید. یک عکاس غذایی حرفه ای می داند که با چه نوع نورپردازی می تواند تازگی و شادابی مواد غذایی را نشان دهد. بیشتر، عکاس های تازه کار از نورهای مسقیم فلاش استفاده می کنند که این نور باعث از دست رفتن بافت، شسته شدن رنگ، روشنایی بیش از حد و تخت شدن تصویر می گردد و این بزرگ ترین معذلی است که یک عکاس تازه کار برای عکاسی از خوراکی ها دارد و در
عکاسی تبلیغاتی و عکاسی صنعتی این نوع عکس ها به هیچ عنوان قابل قبول و استفاده نیست. بحث نورپردازی در عکاسی از غذا به تجربه و مهارت عکاس وابسته است. هرچه عکاس با تجربه تر باشد و شناخت بیشتری از جنس نور داشته باشد عکس جذاب تر و خوش آب و رنگ تری را ثبت میکند. برای بدست آوردن نور خوب برای یک خوراکی باید از انواع سافت باکس ها ، لنزهای مخصوص عکاسی غذایی و چترهای نرم کننده نور استفاده کرد و یا اگر میخواهیم با نور طبیعی عکاسی کنیم بهتر است یک رفلکتور همراه داشته باشیم.درباره نورپردازی از خوراکی ها،در کلاس های آموزش عکاسی از غذا به طور مفصل صحبت خواهیم کرد و اما جایگاه تزئینات و لوازم استفاده شده در عکاسی غذایی کجا است؟
متاسفانه مشکل بزرگی که عکاسی صنعتی، عکاسی تبلیغاتی و به طور خاص تر عکاسی غذایی در کشور ما با آن رو در رو است بحث  ترکیب بندی است. ترکیب بندی از ارکان و اصول نخستین عکاسی است، چرا که با این علم است که می توان دید بیننده را به سمت سوژه مورد نظر کشاند و تمرکز او را به صورت ناخودآگاه به سوژه رساند. عکاسان تازه کار بی محابا تمام داشته ها و لوازم تزئینی خود را روی میز می ریزند و در کنار آن یک بشقاب غذا می گذارند، در اندیشه آن که این لوازم به زیبایی و جذابیت عکس آن ها کمک می کند و این در حالی است که با این کار لطمه بزرگی را به عکس و هدفش وارد کرده اند. من گاهی عکس هایی را می بینم که توسط
عکاسان تبلیغاتی به نام کشورمان گرفته شده اند اما هیچ اثری از ترکیب بندی درست در آن دیده نمی شود. شلوغی و تراکم بیش از حد لوازم تزئینی و دکور اجازه دیده شدن محصول را نمی دهد! عکس یک رب از یک تولید کننده به نام را نگاه می کردم و بدون اغراق مدتی گذشت تا سوژه را که همان رب گوجه فرنگی بود، در میان انبوهی از دکور ( که یک انبار زیر زمینی را تداعی میکرد ) پیدا کنم! حال تصور کنید این تصویر در یک تابلوی بیلبورد شهری نصب شده باشد که نگاه های گذرای رانندگان و عابران پیاده را هدف قرار داده است!! 
ترکیب بندی محل قرار گیری اشیا و ارتباط آنها با دیگر عناصر تصویر است که با ایجاد تعادل در تصویر نگاه بیننده را به سمت سوژه مورد نظر هدایت می کند. یکی از اصول ترکیب بندی، قرارگیری سوژه در نقطه طلایی تصویر است اما در مورد عکاسی از غذا می توان پا را فراتر گذاشت و به تجربیات جالبی دست پیدا کرد و با تجربه و مهارت حتی می توان سبکی را در این زمینه به نام خود تولید کرد اما نباید این نکته را فراموش کرد که چیدمان نباید سوژه را تحت تاثیر قرار دهد و همواره باید سوژه در مرکز توجه بوده و نگاه بیننده را به سمت خود کشیده و به هدف عکاس متمرکز کند.
یکی دیگر از مواردی که در عکاسی از غذا بسیار تاثیر گذار است، عمق میدان است. عکاسی از یک ماده خوراکی،
عکاسی خط تولید یک کارخانه نیست که تمام عناصر مهم باشد و لزوما در کادر و واضح. در یک عکس غذایی می توان از عمق میدان های رویایی تر استفاده کرد. سوژه یک غذاست و نیازی نیست که نمکدان را نیز در منطقه فوکس داشته باشیم. در کشور ما متاسفانه گاهی، عکاس از سمت تولید کننده ها مجبور به استفاده از دیافگرام های بسته و سطح فوکس زیاد است. شوربختانه تراز سنجش حرفه ای بودن یک عکس برای برخی از تولید کنندگان سطح وضوح و فوکوس تصویر است. آنها گمان میکنند که چون عکاس خط تولید، عکس های کارخانه را با وظوح و سطح فوکوس بالا عکاسی کرده است پس عکس محصول نیز باید این خصوصیت را داشته باشد و این موضوع بسیاری از مواقع به جذابیت عکس لطمه وارد کرده است. خود ما نیز از این اتفاق متحمل آسیب های بیشماری از جانب کارخانه های صاحب نام شده ایم. دیافراگم های باز می توانند برای عکس ما حالت زیبایی را خلق کنند و از دست دادن محو شدگی و بوکه های زیبا برای هر عکاسی می تواند درد آور باشد. سطح فوکس کم اما دقیق بر روی سوژه، می تواند این اجازه را به عکاس بدهد که دقیقا روی چیزی که میخواهد تمرکز کند و این ویژگی به طور خاص در عکاسی از غذا بسیار کمک کننده و مهم است.

ویژگی مهم دیگر در جذاب بودن یک عکس، در عکاسی مواد غذایی، زاویه عکس است. اینکه یک زاویه کلی را در نظر بگیریم و طبق همان پیش برویم کار هوشمندانه ای نیست. هر غذایی ویژگی منحصر به فرد خود را دارد. یک غذا حجیم است و دیگری تخت، یکی خوش رنگ و لعاب است و دیگری رنگ جذابی ندارد. تعین زاویه برای عکس وابسته به نوع غذایی است که سوژه عکاسی است. اگر سوژه یک پیتزا و یا چند برگ کالباس باشد، بهترین زاویه برای عکاسی از آن، بالاسری یا به اصطلاح ( Overhead ) است.چرا که با این زاویه تمام ویژگی ها و جزئیات به درستی ثبت میگردد و این در حالی است که در عکاسی از یک ظرف بستنی زاویه ۴۵ درجه که زاویه نگاه یک فرد نشسته بر سر میز است، میتواند بهتر جزئیات را نمایش دهد و برای یک ساندویچ برگر می توان زاویه روبه رو را امتحان کرد. این زوایا نسبت به نوع و حجم غذا می تواند تغییر پذیر باشد.

شاید بتوان مهم ترین بخش از عکاسی مواد غذایی را به آراسته کردن غذا اختصاص داد. این هنر که به Food Styling معروف است می تواند غذایی معمولی را به یک غذای حیرت آور و شگفت انگیز تبدیل کند. همانطور که ما برای زیبایی به آرایشگاه می رویم، لباس های زیبا و رنگی را با کفش هایمان ست می کنیم و با ایجاد تعادل و رنگ بندی به آراستگی خود می افزاییم، یک فود استایلیست ( Stylist ) نیز با هماهنگ کردن مواد غذایی رنگانگ، ترکیبی زیبا را به وجود می آورد. او سبزی های تازه را با فلفل های مینیاتوری زرد و گوچه های کوچک قرمز رنگ چنان در هم ترکیب می کند که برای کسی که علاقه ای به فلفل نیز ندارد، دیدنش جذاب است و اشتهای او را برانگیخته میکند.یک فود استالیست حرفه ای دستمزد بالایی دارد و شوربختانه به همین خاطر در کشور ما از همچین شخصی استقبال خوبی نشده و به طور معمول خود عکاس غذایی به فرم دادن غذاها اقدام میکند. اگرچه با سلیقه خوب عکاسان حرفه ای تا حدی این نقیصه جبران شده است، اما در سطح حرفه ای وجود یک فود استایلیست در کنار عکاس مواد غذایی یک امر حیاتی و غیر قابل انکار است.

در آخر نیز فاکتور اثر گذار و بی اندازه مهم در تولید یک عکس غذا ی جذاب استفاده درست و با دانش از نرم افزار جهت ویرایش نهایی تصویر است. تاثیر این ویژگی در فایل هایی که قصد اعزام به چاپخانه ها را دارند بسیار مشهود است.
مدیریت رنگ ها برای چاپ، تخصص خاص خود را می طلبد و چه بسیار اتفاق می افتد که به دلیل عدم رعایت این مهم، کارخانه ها و تولید کنندگان صنایع غذایی متحمل خسارات بزرگی شده اند. به دست آوردن رنگ های دقیق و در عین حال جذاب برای چاپ های چهار رنگ ( CMYK ) نیازمند دانش و تجربه است که بتواند بهترین نتیجه را برای تولید کننده و عکاس مواد غذایی به ارمغان بیاورد.

نگارش : مهندس نیما ابوالقاسمی
هرگونه کپی برداری مقاله بالا، تنها با ذکر و لینک منبع ( https://www.studio9.co ) بلامانع است .


 

عکاسی صنعتی ( Industrial Photography ) در بین شاخه های گوناگون این صنعت؛ پرکاربردترین، متنوع ترین، تخصصی ترین و در عین حال گران ترین آنهاست که گاه با نام عکاسی تجاری نیز شناخته میشود.
شاید بتوان آن را بجای شاخه ، به ساقه و حتی تنه ی این صنعت نیز تشبیه کرد. چرا که در این نوع بین شاخه های دیگری نیز میتوانند گنجانده شوند. گاهی یک
عکاس صنعتی باید در تمام شاخه ها از نظر علمی و تجربی شناخت داشته باشد.
این رشته در حقیقت علم به نمایش در آوردن تمام جزئیات و زوایای یک محصول است؛ به گونه ای که از لحاظ کارشناسانه و زیباشناسانه در حدی باشد که توجه بیننده را جلب کرده و برای چند ثانیه اندیشه بیننده را درگیر خود نماید. هر محصول تولیدی یک ویژگی منحصر به فرد دارد که رسالت تصویربردار در به نمایش درآوردن ویژگی خاص آن است. تفاوتی ندارد که محصول تولیدی یک ماشین سنگین ترانزیتی باشد یا یک گوشواره بسیار کوچک و یا حتی یک دانه ی گرانول (مواد اولیه تولیدات پلاستیکی)؛ همه و همه ی این محصولات، زوایا و پیچیدگی های خاص خود را دارند که با چنین گستردگی و تنوع محصولی ، واضح است که یک متخصص حرفه ای نیاز به دانشی شگرف از هر نوع صنعت و محصولی دارد تا بتواند با تجربه و توانایی اش بهترین نتیجه ممکن را به دست آورد.
برای مطالعه کامل مطلب به مقاله مربوطه مراجعه فرمایید.

 

عکاسی معماری یا ساختمان یکی از شاخه های پر طرفدار است که تقریبا می توان گفت شاید بیشتر ما تجربه آن را داریم. در هر سفری که می رویم، اگر بنایی تاریخی ببینیم از آن عکاسی میکنیم، اگر بنای یادبودی ببینیم به سرعت دوربین خود را آماده میکنیم، اگر میدان زیبایی ببینیم کنارش یک یادگاری خواهیم گرفت. 
این ژانر به صورت حرفه ای آن، اینگونه ساده نیست. این ژانر را می توان شاخه ای پر هزینه و گران نامید. تجهیزات و لنزهای گران قیمت در کنار یک دوربین حرفه ای کار را برای شما تمام نخواهد کرد ! مهمترین و گران ترین ابزار مورد استفاده در عکاسی معماری تجربه بسیار بالاست. یک عکاس حرفه ای که تخصص آن تصویربرداری از بناها است، با تکیه بر تجربه و خلاقیت خود، تصاویری را از یک بنا چنان ثبت میکند که انگار خود او معمار آن بوده است. شناخت دقیق زوایا و جزئیات از جمله نکاتی است که با تجربه بدست می آید. 
کوتاه ترین ساختمان جهان هم از بلندترین عکاس، بلندتر است و این بدان معنی است که اعوجاج در تمام تصاویر طبیعی است. این در حالی است که مهمترین نکته در عکاسی معماری ، کج نبودن خط افق در تصویر است و همینطور عمود بودن بنا نسبت به خطوط افقی. این نکته ایست که در این ژانر به صورت حرفه ای باید رعایت شود. که این نیز نیازمند تجربه و تجهیزات است. 
 یکی از این تجهیزات لنزی به نام تیلت شیف ( Tilt-Shift ) است که در 
عکاسی ساختمان  حرفه ای نیاز است. این لنز که با تکنولوژی منحصر به فرد خود به اصلاح همگرایی خطوط عمودی پرداخته و با اصلاح پرسپکتیو، تصویربرداری از ساختمان های بلند را خوشایند میکند. 

برای مطالعه کامل مطلب به مقاله 
عکاسی معماری مراجعه فرمایید.

عکاسی غذایی و مواد غذایی در سطح حرفه ای، عکاس غذایی ، باید داستان و هدف غذایی را که قصد تصویربرداری از آن را دارد مشخص کند. این که تصویر او چه رسالتی دارد بسیار مهم است. می خواهیم با عکس خود بیننده را گرسنه کنیم؟ میخواهیم او را  به سفری خاص ترقیب کنیم؟ هدفمان تداعی کردن نوستالژی در ذهن بیننده است یا میخواهیم محصول خاصی را تبلیغ کنیم؟ همه اینها اهمیت دارد چراکه عکاسی غذایی فقط برای نمایش نیست و در پس هر عکس پیامی نهفته است.باید هدف را از پیش مشخص کنیم، چرا که این هدف ما است که راهنمای ما در انتخاب تنظیمات، لوازم جانبی، مواد غذایی، محل و نوع نورپردازی است.
مهمترین هدف در این ژانر، تمرکز روی رنگ، بافت، شکل و ظرافت غذاست و این مهم تنها با یک نورپردازی دقیق به دست می آید. یک عکاس حرفه ای می داند که با چه نوع نورپردازی می تواند تازگی و شادابی مواد غذایی را نشان دهد. بیشتر، تازه کارها از نورهای مسقیم فلاش استفاده می کنند که این نور باعث از دست رفتن بافت، شسته شدن رنگ، روشنایی بیش از حد و تخت شدن تصویر می گردد و این بزرگ ترین معذلی است که یک عکاس تازه کار برای عکاسی از خوراکی ها دارد این نوع عکس ها به هیچ عنوان قابل قبول و استفاده نیست. بحث نورپردازی در این ژانر به تجربه و مهارت تصویربردار وابسته است. هرچه فرد با تجربه تر باشد و شناخت بیشتری از جنس نور داشته باشد تصویر جذاب تر و خوش آب و رنگ تری را ثبت میکند. برای بدست آوردن نور خوب برای یک خوراکی باید از انواع سافت باکس ها و چترهای نرم کننده نور استفاده کرد و یا اگر میخواهیم با نور طبیعی عکاسی کنیم بهتر است یک رفلکتور همراه داشته باشیم. درباره نورپردازی از خوراکی ها،در کلاس های
آموزش عکاسی از غذا به طور مفصل صحبت خواهیم کرد و اما جایگاه تزئینات و لوازم استفاده شده دراین ژانر کجا است؟

برای مطالعه کامل این مطلب به مقاله عکاسی غذایی مراجعه فرمایید.

عکاسی خط تولید به تصویربرداری از روند تولید یک کارخانه از لحظه ورود مواد اولیه به نوار نقاله و طی مسیرش تا به انتها که به بسته بندی ختم میشود اطلاق میگردد . امروزه یکی از اصلی ترین چالش ها در عکاسی خط تولید کارخانه های پیشرفته تر که از دستگاه ها و ماشین آلات تمام اتوماتیک درون خط خود بهره می برند، نبود یا کمبود نیروی انسانی است. می دانیم که نقش یک موجود زنده و به خصوص انسان در یک تصویر، به آن زندگی می بخشد، و ترکیب کارایی انسان و ماشین در کنار هم و حرارت و گرمی انسان در برابر سردی ماشین در تصاویر می تواند تعادلی زیبا را خلق کند. امروزه عکاسانی که برای عکاسی از خطوط تولید وارد خطوط تولید یک کارخانه می شوند باید خود را برای چالشی اساسی رو به رو کنند و این چالش همان سردی ماشین است. یک عکاس کارخانه یا عکاس خط تولید با تجربه می تواند با استفاده از تکنیک های متنوع و نورپردازی های خاص حس زندگی را به عکسی تمام ماشینی ببخشد و کمبود پویایی و حرکت انسانی را با نور و تکنیک جبران نماید.

برای مطالعه کامل مطلب به مقاله مربوطه مراجعه فرمایید.

عکاسی تبلیغاتی بر خلاف عکاسی صنعتی که بر پایه واقعیت بنا شده است، سعی بر عبور از واقعیت دارد و پا را فراتر از اصل موجودیت یک کالا یا فرایند گذاشته و به دنیای زیبای رویا نزدیک می شود. در عکاسی تبلیغاتی سفره ای را تدارک می بینید که شاید در واقعیت هرگز چنین سفره مفصل و مجللی برپا نشود. این انتقال حس رویا گونه به بیننده باعث تحریک ادراک او شده و بیننده را تبدیل به یک مشتری می نماید.
در تعریفی متفاوت تر از
عکاسي تبلیغاتي، می توان آن را تیزری ثابت نامید که با سبکی متفاوت از یک تیزر تلوزیونی، همان مسیر را رفته و هدفی مشابه آن دارد.

برای مطالعه کامل مطلب به مقاله مربوطه مراجعه فرمایید.

 

این واژه در کشور ما واژه ای غریب است. 
عکاس صنعتی به دنبال خلق و تفکری فرا حقیقی نیست، او به دنبال زیبایی های حقیقی رفته تا از میان هزاران صحنه ای که اتفاق می افتد، یک صحنه خاص آن را ثبت کند. به طور مثال در صنعت ریختگری، تخلیه مذاب بارها و بارها اتفاق می افتد، اما عکاس صنعتي منتظر میماند. بارها این تصویر را نگاه میکند و با بررسی تمامی عوامل، آن لحظه ای را ثبت میکند که فیگور مذاب ریز و پاتیل و زنجیرش در بهترین و زیبا ترین حالت باشد و خود مذاب نیز بهترین رنگ و حالت را داشته باشد.
او فردی است که با شکیبایی، زیباترین لحظه از اتفاقی را به تصویر میکشد که کاملا حقیقی و در حال انجام است، بی آنکه بزرگنمایی یا حتی ترفندی در میان باشد و این اصلی ترین تفاوتی است که میان او و یک عکاس تبلیغاتی وجود دارد.

برای مطالعه کامل مطلب به مقاله عکاس صنعتی مراجعه فرمایید.


عکاس تبلیغاتی با در دست داشتن ترفندهایی جادویی، به مانند یک شعبده باز، بعد دیگری از یک محصول یا صحنه را به نشان می دهد. ما در عکس تبلیغاتی یک چای، استکانی را می بینیم که در حال افتادن است و چای داخل آن به شکل زیبایی بین میز و هوا معلق است. در یک بیلبورد شهری، تبلیغ مبلمانی را می بینیم که فقط قسمتی از دسته مبل و پارچه اش تصویربرداری شده است. و یا در تبلیغ یک چسب قطره ای میزی را میبینیم که از یک نقطه به دیوار چسبیده است و معلق میان زمین و سقف مانده است.
این وظیفه بر عهده عکاس تبلیغاتی است، که یک تصویر را به گونه ای کارگردانی کند که با خلق یک فضای فرا واقعی دید بیننده را به خود گره زده و افکار او را مدتی درگیر نماید.


برای مطالعه کامل مطلب به مقاله مربوطه مراجعه فرمایید.

 

عکاسی خودرو، یکی از دشوارترین ژانرهاست. ما در این سبک با یک غول بزرگ مکانیکی و صنعتی طرف هستیم که باید او را به شکلی زیبا به نمایش در آورده و حس و حال خاصی را از دیدن تصویرش به بیننده منتقل کنیم و این خود چالشی بزرگ است. درست است که زیبایی خود خودرو کمک بزرگی در جذابیت تصویر می کند اما این به آن معنی نیست که کار ساده ای پیش رو است. این ژانر، راه و روش خاص خود را دارد. نورپردازی، رنگ، تصویر، زاویه و دیگر عواملی که می بایست رعایت شود تا یک عکس حرفه ای - جذاب و اصولی از یک خودرو شکل گیرد. شوربختانه در کشور ما بسیار اتفاق می افتد که عکاسی از خودرو بدون در نظر گرفتن نکات کلیدی انجام گرفته و نتیجه قابل قبولی را در پی نداشته است. که ما در مقاله مربوطه به آن خواهیم پرداخت .

برای مطالعه کامل مطلب به مقاله 
عکاسی خودرو مراجعه فرمایید.

 

 عکاسی طلا و جواهرات،‌ ( Jewellery Photography ) یکی از اصلی ترین و در عین حال تخصصی ترین آنهاست.
نمایش دقیق جزئیات، رنگ، درخشش، تراش و سایر نکاتی که یک طراح به زیبایی در محصول خود طراحی کرده و سازنده نیز با توان بالا آن را ساخته است، با یک دوربین ساده قابل ثبت نیست. رنگ طلایی طلا با آن درخشش خیره کننده، سنگ های ارزشمند و گران بها با تراش ها ی منحصر به فرد، جواهرات رنگارنگ با رنگ های خاص و زیبای خود نکاتی نیستند که بتوان با حداقل تجهیزات و یک دوربین آماتور آنها را ثبت کرد.
استفاده از
لنزهای ماکرو ( Micro Lens ) از نکات کلیدی و مهم است. اما اینکه صرفا یک لنز ماکرو داشته باشیم می توانیم به صورت دقیق و حرفه ای عکاسی این کار را انجام داد؟ 


با ما همراه باشید برای مطالعه کامل مطلب عکاسی طلا جواهر 
 

عکس صنعتی، تصویری بی آلایش از یک فرایند صنعتی و یا کالای تجاری است، به گونه ای که با نمایش دقیق و با کیفیت یک کالا و یا یک فرایند صنعتی، ابعاد و مشخصه های آن را برای بیننده بازگو نماید.  معمولا برای معرفی کامل از تمام جهات یک کالای تجاری در وب سایت ها، صفحات کاتالوگ ها و … آماده می گردد و تنها هدفش نمایش کامل آن کالای تجاری است. تصویر صنعتی از یک کالا، معمولا تصویری است که در زمینه کاملا سفید گرفته می شود تا طراح بتواند پس از برش، از آن در طراحی اش استفاده کند. نوعی دیگر از عکس صنعتی، عکاسی ۳۶۰ درجه از محصول است. در این روش با عکاسی پی در پی و دورتا دور یک کالا تصویری به دست می آید که در نهایت با نرم افزارهای مخصوص به یک قطعه کوتاه فیلم مانند تبدیل می گردد که بیننده می توان به میل خود کالا را به هر جهتی که تمایل دارد چرخانده و ابعاد مختلف کالا را بررسی نماید.

برای مطالعه کامل مطلب به مقاله عکس صنعتی مراجعه فرمایید.


عکس تبلیغاتی برای نخستین بار بر روی دیوار غارها نمایان شد ! از همان آن زمان که انسان به ارتباط اندیشید، و این اندیشه نخستین گام در هنر تبلیغات بود.
انسان های نخستین با نقاشی بر پیکر دیوارها، منظور و هدف خود را به زیبایی و شکوهمندی بیان می کردند. با خلق صحنه های جذابی از شکار، نوع همزیستی، تصاویری از اشیا پیرامونشان، تجمع ها و خانواده ها را به تصویر کشیدند و بی آنکه کلامی گفته باشند یا کلمه ای نوشته باشند، ما را به کشف سبک زندگی و تجسم حقایق اجدادمان رهنمون ساخته اند.
با پیشرفت صنعت عکاسی و با راه یابی دوربین های تک لنزی اولیه به بازار، عکاسی به هنری ارزانتر و قابل دسترس تر تبدیل شد و در این مسیر، راه پر فراز و نشیبی را تا به امروز پیموده است. تصاویر بجای مانده از جنگ های جهانی، کارگران و صنعتگران پیشین و بسیاری تصاویر قدیمی، خود تابلوی بزرگیست برای تبلیغات. شاید این تصاویر هر یک نخستین عکس تبلیغاتی انسان در عصر حاضرند. تبلیغاتی اگرچه گاهی تلخ و شیرین، علیه جنگ، از آغاز صنایع و تکنولوژی های نو، و در این راه، حق عکاسان بیشماری بر گردن ما است. چه بسیار کسانی که در این راه جان خود را از دست داده اند تا این هنر را به هنری پایدار بدل کنند. درست است تصاویر بجا مانده از آنان هرگز با نام و هدف
عکس تبلیغاتی ثبت نشده بود، اما هرگز نمی توان تاثیر بسزای آن ها را در شکل گیری این هنر انکار کرد. این تصاویر چنان در جوامع و محافل سیاسی و اقتصادی آن زمان اثر گذار بود که شاید بتوان نطفه پیشرفت تکنولوژی با دوری از جنگ را در پام های آن عکاسن جستجو کرد. 

برای مطالعه کامل این مقاله به بخش 
مقاله مربوطه مراجعه فرمایید. 
در بخش مقالات و دانشنامه عکاسی ناین میتوانید اطلاعات بیشتری را در خصوص آموزش عکاسی صنعتی کسب نمایید.