در حال بارگذاری...

عکاسی صنعتی | عکاسی تبلیغاتی | استودیو ناین

عکاسی صنعتی - عکاسی تبلیغاتی - عکاسی معماری - غذایی - خط تولید منتخب بیش از ۳۵۰ برند برتر کشور

INDUSTRIAL PHOTOGRAPHY

Discover Over 10K of Industrial Photography & Advertising Photography

مقالات تخصصی عکاسی صنعتی ناین

ارسال شده در تاریخ : 1396/11/29

مقالات مندرج در این پیج نگارش شده توسط تیم عکاسی صنعتی ناین بوده و هرگونه کپی برداری بدون درج منبع (https://www.studio9.co) غیرمجاز می باشد.
 

عکاس کیست و آیا عکاس های ژانرهای مختلف با هم متفاوتند؟

شاید همه ما در طول زندگی خود بارها مطالبی را درباره هنر و یا امروزه صنعت عکاسی شنیده باشیم و یا مقالات بسیاری را درباره عکاسي، عکاسي صنعتی یا تخصص های دیگر این هنر خوانده باشیم؛ اما درباره عکاس ها چه میدانیم؟ آیا هر فردی که دوربینی دارد عکاس است؟ آیا ما با داشتن یک دوربین عکاسی حرفه ای، عکاس خواهیم بود؟ آیا هر هنرمند عکاسی بر تمامی تخصص های عکاسی مسلط است؟ آیا یک عکاس حرفه ای مدلینگ، یک عکاس حرفه ای صنعتی نیز هست؟ آیا یک عکاس صنعتی، میتواند در مناطق جنگی یک عکس خبری ناب بگیرد؟
و هزاران آیا که به رقم دانش نا کافی ما از حرفه های اطرافمان برای همه ما پیش می آید. چه بسیارند کسانی که از یک مهندس مکانیک انتظار دارند که کارهای مکانیکی اتومبیل خودش را به خودی خود انجام دهد. از یک مهندس تاسیسات انتظار دارند که لوله کشی بداند. از یک مهندس الکترونیک میخواهند که برق کشی داخل ساختمان را نیز به خوبی انجام دهد. حتی در هنر انتظار دارند که یک بازیگر سینمایی خوب، یک بازیگر تاتر درجه یک باشد و از یک عکاس حرفه ای انتظار دارند که فیلم برداری حرفه ای بداند!!
ما باید درک درستی از تخصص داشته باشیم. یکی از مهمترین عوامل پیشرفت در کشورهای سطح اول دنیا، دسته بندی و جدا سازی تخصص است؛ امری که متاسفانه در کشور ما هنوز جایگاه والای خود را نیافته است. ما اگر کارهایمان را به افراد متخصص میدادیم، امروز در کنار بزرگان جهان ایستاده بودیم.
تخصص در رشته عکاسی نیز مانند رشته های دیگر نیازمند تجربه، دانش، تجهیزات و روحیه عکاس دارد. شاید یک عکاس مدلینگ هرگز حاضر نباشد برای گرفتن عکسی متفاوت دقایقی را بر روی جرثقیل سقفی کارخانه در ارتفاع بگذراند؛ و شاید با دل و جرئت ترین
عکاس صنعتی دنیا، حاضر به اعزام و عکاسي در جبهه جنگ نباشد؛ یا روحیه یک عکاس خبری با حضور در آتلیه ها و لوکیشن های مختلف همراه با یک مدل و القای یک حس به او، سازگار نباشد.
هر تخصصی در عکاسی، بنا بر سوژه عکاسی و روحیه عکاس تعیین میگردد. شما هرگز نمیتوانید یک عروسی با آن هیجانش را، با همان حس و حالی که در هنگام عکاسی از یک اجاق گاز داشتید، به تصویر بکشید. تازه اگر حس و حال و روحیه خود را متمرکز کنید، تجهیزات متفاوتی نیاز خواهید داشت.
یک عکاس مدلینگ حرفه ای آنقدر تواناست که درست در لحظه ای ماشه دوربین را میچکاند که باید؛ تمام حس آن لحظه در آن عکس نهفته است. نوع لبخند، زاویه نگاه چشم، نوع قرار گیری متوازن سوژه در قاب، نور تابیده شده به صحنه و همه مواردی که میتواند حس یک عکس داشته باشد باید در  یک لحظه ثبت شود، که کنترل این عوامل تخصص بالایی نیاز دارد که یک عکاس مدلینگ متخصص و حرفه ای، بدون فکر و تمرکز، به راحتی این کار را انجام میدهد.
اما آیا همین عکاس بسیار حرفه ای در مواجه با یک جسم بی جان کوچک نیز میتواند به راحتی و در لحظه از آن سوژه عکاسی کند!؟ بدون چیدمان نور و نورپردازی، بدون تجربه در زوایای موثر، بدون تجربه در ادیت یک عکس صنعتی و...
شاید بتوان برای درک بهتر، تفاوت در ژانرهای مختلف
عکاسی صنعتی و تبلیغاتی را به راندن یک لیفتراک صنعتی تشبیه کرد!
خیلی از  ما راننده های خوبی هستیم. اما برای راندن یک لیفتراک کافیست؟ شاید بتوانیم با گرفتن کمی اطلاعات از نحوه راندن و دنده ها، لیفتراک را برانیم. اما آیا قدرت مانور در انباری تنگ را داریم؟ آیا به راحتی محصولات و پالت ها را میتوانیم جابجا کنیم؟ شاید با مقداری تمرکز، امکان این را داشته باشیم، اما آیا راننده لیفتراک با تمرکز خاصی این کارها را به انجام میرساند!؟ او برای تعویض دنده فکر میکند!؟ برای چرخش به راست، نخست فکر میکند و بعد فرمان را به چپ می چرخاند؟ بسته ای را که ما در طول ۱۰ دقیقه و با زحمت جابجا کرده و در نهایت به صورت مورب در قفسه گذاشته ایم را خود راننده لیفتراک زیر ۲دقیقه به راحتی انجام نمیدهد!؟
عکاس صنعتی حرفه ای برای عکاسی از یک سوژه که بارها دیده و از آن عکاسی کرده است فکر نمیکند، به سرعت عمل کرده و سوژه را در بهترین شرایط نور پردازی و کیفی عکاسی میکند.
یک عکاس صنعتی برای عکاسی از یک جسم بلورین به ساعت ها آزمون و خطا نیازی ندارد؛ او با تجربه بالایش بلافاصله نورپردازی را آغاز کرده و با بهترین زاویه و نور عکس را میگیرد.
یک عکاس صنعتی حرفه ای، زمانش را در خط تولید یک کارخانه از دست نمیدهد و با زمانبر کردن پروژه موجب رنجش مدیران و کارگران نمیشود. او از پیش میداند چه میخواهد و چگونه باید پروژه را به پیش ببرد.
او میداند که برای یک
ادیت یا ویرایش صنعتی از چه ابزاری باید بهره ببرد تا بهترین نتیجه را در ویرایش نهایی بدست آورد.
عکاس صنعتی حرفه ای به خوبی تجهیزات را می شناسد و با استفاده از تجربه های پیشین خود، به سراغ ابزار و تجهیزات کارآمد میرود.
در پایان، باید این نکته را اضافه نمود که در
آموزش عکاسي صنعتي و به صورت تخصصی تر آموزش عکاسي تبلیغاتي یا صنعتي به این موارد اشاره میگردد، اما نباید از این نکته غافل شد که تجربه، همیشه در هر حرفه و تخصصی بر هر چیزی مقدم است و با تیشه تجربه است که پیکره یک متخصص تراشیده میشود. ما همیشه در کلاس عکاسي تبلیغاتي و صنعتي گفته ایم که هر چه بدانید باز هم نمیدانید و از دریای هنر هر چه بنوشید تشنه تر خواهید شد.


نگارش : مهندس نیما ابوالقاسمی
هرگونه کپی برداری مقاله بالا، تنها با ذکر و لینک منبع ( https://www.studio9.co ) بلامانع است .

عکاس صنعتی کیست؟

‍‍پیش از آنکه بخواهیم درباره عکاس صنعتی صحبت کنیم، باید درباره واژه عکاس بدانیم. در جهان امروز با پیشرفت روزافزون تکنولوژی بسیاری از کارها و حرفه ها به سمت سادگی رفته است. هنر عکاسی نیز به واسطه تکنولوژی دست خوش تغیراتی شده است که اگر چه کیفیت تصاویر خروجی به مراتب و به صورت چشم گیری افزایش یافته است اما متاسفانه هنر عکاسي کم کم به صنعت عکاسي بدل گشته است. سال ها پیش یک عکاس برای عکاسی مجبور به استفاده از فیلم های عکاسی بود و این اتفاق به معنی آن بود که عکاس به تعدادی که فیلم دارد می تواند عکاسی کند. به طور مثال یک فیلم ۳۶ عددی تنها ۳۶ بار این امکان را به عکاس می داد تا دکمه شاتر را بفشارد. این موضوع برای کسی که به صورت تفریحی و از روی علاقه عکاسی میکرد شاید دغدغه بسیار بزرگی نبود. او اگر تمام فیلمش را هم می سوزاند به سراغ فیلم دیگری می رفت، اما این مساله برای یک عکاس در سطح حرفه ای که عکاسی، حرفه اش بود دغدغه بسیار بزرگی بود. یک عکاس صنعتي اگر از محصولی عکاسی می کرد، نتیجه کارش را می بایست در اتاق تاریک نظاره میکرد و پس از اتمام فیلم دوربینش. این وضعیت به سطح حرفه ای بودن آن عکاس بسیار مرتبط می شد. یک عکاس صنعتي را در نظر بگیرید که در خط تولید کارخانه ای مشغول عکاسی باشد و پس از هر عکس امکان بازبینی آن را نداشته است، پس می بایست پیش از فشردن دکمه شاتر تمام صحنه را عاری از عیب می کرد و در همان حال، با تجربه و تخصص خود میزان نور دهی را برای دوربین تعیین می کرد و پس از عکاسی کامل از خط تولید، در تاریک خانه فیلم هایش را ظاهر می کرد و سپس نتیجه را می دید. حال تصور کنید عکسی را که در آن بین از کیفیت مطلوب برخوردار نبود یا خللی در عکس وجود داشت، که در این صورت قابل جبران نبود.
متاسفانه با پیشرفت تکنولوژی استاتید عکاسی جای خود را به آزمون و خطاهای عکاسان نابلدی دادند که برای به دست آوردن یک عکس گاهی تا ۱۰۰ ها عکس را می آزمایند و در نهایت هم کاری ارزشمند از خروجی دوربین آنها بیرون نمی آید. متاسفانه امروز هر شخصی گمان می برد که عکاسی یعنی داشتن یک دوربین خوب و حرفه ای و واژه عکاس دیگر آن معنی اصیل خود را از دست داده است.
شاید عکاس صنعتی در کشور ما واژه ای غریب باشد. شاید حتی عکاسی صنعتی خود نیز به مانند شاخه های دیگر عکاسی شناخته شده نباشد. عکاسی صنعتی و عکاس صنعتی را گاه در کشور ما همان عکاسی تبلیغاتی و عکاسش را نیز عکاس تبلیغاتی می دانند و این در حالیست که اینها با هم متفاوتند، هم در سبک عکاسی و هم در هدف نهایی شان.
یک عکس صنعتی عکسی خالصانه صنعتی است بدون هیچ بزرگنمایی و سیقلی. به طور معمول در عکس تبلیغاتی ما به دنبال تبلیغ محصول خود هستیم و در این راه با استفاده از ابزارها و ترفندهای گوناگون در تلاش برای رسانیدن هدفی به مخاطب خود هستیم که این امر یا با دکوربندی ها صورت میگیرد یا با تکنیک های خاص عکاسی و ادیت. در همین راستا گاه طراح گرافیک به عکس چیزی می افزاید یا از آن می کاهد تا مفهومی را القا کند. این در حالی است که عکاس صنعتی در جستجوی واقعیت هاست، واقعیت هایی که در اصل وجود دارند و مجازی نیستند. عکاس صنعتی در خطوط تولید به سراغ زیبایی های طبیعی آن حرفه می رود و با تکنیک های خاص خود سعی بر عکاسی ای متفاوت از یک صحنه صنعتی دارد و به طور عمده این عکس ها، خود به همان صورت که عکاسی میگردد زیبا و قابل استفاده اند. در یک عکس صنعتی، عکاسی صنعتی سعی دارد صحنه ای واقعی ولی زیبا را در لحظه ای خاص ثبت کند. ولی در عکاسی تبلیغاتی، عکاس سعی میکند با ابزار، تجهیزات، تفکر و البته با استفاده از ترفندهای گوناگون صحنه ای زیبا و گاه فرا واقعی خلق کند.
تقاوتی آشکار است میان ثبت و خلق.
عکاس صنعتی به دنبال خلق و تفکری فرا حقیقی نیست، او به دنبال زیبایی های حقیقی رفته تا از میان هزاران صحنه ای که اتفاق می افتد، یک صحنه خاص آن را ثبت کند. به طور مثال در صنعت ریختگری، تخلیه مذاب بارها و بارها اتفاق می افتد، اما عکاس صنعتي منتظر میماند. بارها این تصویر را نگاه میکند و با بررسی تمامی عوامل، آن لحظه ای را ثبت میکند که فیگور مذاب ریز و پاتیل و زنجیرش در بهترین و زیبا ترین حالت باشد و خود مذاب نیز بهترین رنگ و حالت را داشته باشد.
این موضوع در عکاسي از محصولات صنعتي نیز صادق است و آشکار. یک عکاس صنعتی، با تخصص و نورپردازی حرفه ای، تصویری از یک محصول را در بهترین حالت آن محصول به نمایش در می آورد، ولی ساده و بی آلایش و بی هیچ دکور و اضافاتی در تصویر.
پس می توان
عکاس صنعتی را اینگونه معرفی کرد:
عکاس صنعتی فردی است که با شکیبایی، زیباترین لحظه از اتفاقی را به تصویر میکشد که کاملا حقیقی و در حال انجام است، بی آنکه بزرگنمایی یا حتی ترفندی در میان باشد و این اصلی ترین تفاوتی است که میان او و یک عکاس تبلیغاتی وجود دارد.



عکاس تبلیغاتی کیست؟

با پیشرفت روز افزون علم و تکنولوژی در ساخت دوربین ها، هنر عکاسی متاسفانه کم کم به صنعت عکاسی تبدیل شد. استادان عکاسی کم کم جای خود را به تکنولوژی های نهفته در دوربین ها دادند. امروز این دوربین ها هستند که با محاسبه میزان نور، تنظیمات دوربین را برای صاحبان دوربین ها فراهم می کنند. امروزه هر دوربینی از آماتور ترین تا پیشرفته ترین آنها میتوانند با محاسبات خود، راه عکاسی را برای صاحبانشان هموار کنند. اما آیا همین کافیست؟ همین که ما با فشردن شاسی شاتر دوربینمان تصویری را ثبت کنیم، عکاس شده ایم؟ شاید بسیاری جوابشان آری باشد و به اشتباه گمان کنند که یک دوربین حرفه ای کافیست تا صاحب آن را عکاس بدانیم.
عکاسی هنر لحظه هاست، هنر تخلیه احساس، هنر آمیختن تکنیک و دانش با هیجان و احساسات. متاسفانه باید این مطلب را پذیرفت که از دید عموم مردم، مخصوصا در کشور ما، ساده ترین حرفه در جهان عکاسی است! خود ما بارها و بارها این جمله را در ساعات نخست آغاز پروژه هایمان شنیده ایم که : خوشا به حال شما که با یک دوربین و فشردن دکمه شاتر آن، هم تفریح میکنید و هم کسب درآمد و خوشبختانه همیشه در پایان پروژه ها به طور کامل این دید از میان میرود. اما چند درصد از مردم امکان مواجه و دیدن یک پروژه عکاسی صنعتی را دارند؟
یک عکاس حرفه ای، راه دشواری را طی نموده است تا از دریای بیکران هنر عکاسی جرعه ای بنوشد و این مصداق بارز جمله ایست که در عین سادگی بسیار مفهومی عمیق را میرساند که : هنر به گاه جدی شدنش، بسیار سخت می گردد.
این تعریفی مختصر از عکاس بود. اما باید دانست، یک عکاس که در شاخه عکاسی خود حرفه ایست، لزوما نباید در شاخه دیگر نیز بسیار حرفه ای باشد. نمیتوان از یک عکاس خبری انتظار داشته باشیم که یک محصول صنعتی را به مانند یک عکاس صنعتی، حرفه ای عکاسی کند و بالعکس. متاسفانه در کشور ما جایگاهی برای تخصص تعریف نشده است و هر شخصی با اندک اطلاعاتی که در یک حرفه دارد خود را صاحب نظر دانسته و اقدام به کار در آن حرفه می نماید و با دریافت مبالغی بسیار کمتر از متخصص آن کار، هم به کارفرما آسیب می رسانند و هم به میزان کیفیت جامعه.
در کشور ما از دید عموم فرقی میان عکاس ها نیست، و هر آن کس که دوربین حرفه ای داشته باشد کافیست تا سفارش ما را به انجام برساند و این در حالیست که در کشورهای پیشرفته و سطح اول دنیا، با تقسیم تخصص ها، هم بستری برای پیشرفت متخصص هر حرفه باز است و هم سطح کیفی جامعه به طور چشم گیری بالاست.
در میان شاخه های عکاسی دو تخصص بسیار نزدیک به هم وجود دارد که معمولا با هم یکی فرض میگردند. عکاس صنعتی و 
عکاس تبلیغاتی .
در توضیحی مختصر در بحث مربوط به عکاس صنعتی گفتیم که او با شکیبایی، سعی در ثبت لحظه ای زیبا از اتفاقی دارد که کاملا حقیقی و در حال انجام است، و در این تصویر، بزرگنمایی و ترفندی در میان نیست و واقعه را همانگونه که هست، اما با تکنیکی چشم نواز بر ما نمایان میکند و این اصلی ترین تفاوت او با یک عکاس تبلیغاتی است.
بله ترفند... یک
عکاس تبلیغاتی با در دست داشتن ترفندهایی جادویی، به مانند یک شعبده باز، بعد دیگری از یک محصول یا صحنه را به نشان می دهد. ما در عکس تبلیغاتی یک چای، استکانی را می بینیم که در حال افتادن است و چای داخل آن به شکل زیبایی بین میز و هوا معلق است. در یک بیلبورد شهری، تبلیغ مبلمانی را می بینیم که فقط قسمتی از دسته مبل و پارچه اش عکاسی شده است. و یا در تبلیغ یک چسب قطره ای میزی را میبینیم که از یک نقطه به دیوار چسبیده است و معلق میان زمین و سقف مانده است.
این وظیفه بر عهده عکاس تبلیغاتی است، که یک عکس تبلیغاتی را به گونه ای کارگردانی کند که با خلق یک فضای فرا واقعی دید بیننده را به خود گره زده و افکار او را مدتی درگیر نماید.
یک عکس تبلیغاتی معمولا
عکسی مفهومی است، که عکاس آن با شناخت ویژگی های یک محصول و بزرگنمایی آن با ترفند های مختلف به گونه ای دیگر و بسیار متفاوت آن را اجرا میکند.
متاسفانه هنوز در کشور ما تبلیغات به صورت مفهومی جایگاه خود را نیافته است و در این راه عکاس تبلیغاتی نیز کمتر از نبوغ و استعدادش در خلق یک اثر مفهومی بهره برده و عمدتا در مسیر عکاسی صنعتی گام بر میدارد و این امر باعث در هم آمیختگی این دو شاخه متفاوت از هنر ارزشمند عکاسی شده است.



نگارش : مهندس نیما ابوالقاسمی
هرگونه کپی برداری مقاله بالا، تنها با ذکر و لینک منبع ( https://www.studio9.co ) بلامانع است .


 
عکاسی تبلیغاتی

در بحث عکاسی تجاری یک موضوع بسیار پر اهمیت وجود دارد و آن، تفاوت میان عکاسی صنعتی و عکاسی تبلیغاتی است.
در کشور ما معمولا تفاوتی بین این سبک کاملا متفاوت قایل نیستند و هر دوی این سبک ها یا عکاسی صنعتی شناخته می شوند و یا از آن به عنوان عکاسی تبلیغاتی نام برده می شود. این موضوع، موضوعی مهم و قابل بحس است. در صنعت ما، معمولا صنعتگران مایل به نمایش مستقیم محصولات خود هستند و تمایل چندانی به چالش نشان نمی دهند و این کاملا متفاوت است با نوع دید و تبلیغاتی است که کشورهای سطح اول جهان در حال وقوع است. در کشورهای پیشرفته، یک کارخانه بزرگ نوشابه سازی، برای ترغیب مشتریان خود از بیلبوردی استفاده نمیکند که یک قوطی بزرگ ساده در مرکز تابلو و انبوهی از نوشتنی ها و توصیفات در آن نمایان باشد، بلکه با یک عکس مفهومی خاص، نخست نظر بیننده را به تابلو جلب کرده و با ترغیب بیننده به فکر کردن می کوشد تا پیام تبلیغاتی خود را تنها با یک جمله به مخاطب انتقال دهد.  
وظیفه عکاسی صنعتی نمایش یک محصول است به طوری که دقیق، با کیفیت و از لحاظ ظاهری بی عیب و نقص باشد. عکاس در عکاسی صنعتی تلاش می کند تا با نورپردازی حرفه ای عکسی دقیق و با کیفیت از محصول ارايه دهد به طوری که تمامی خواص و ویژگی های محصول نمایان باشد. هدف در عکاسی صنعتی معرفی کالاست. به صورتی که بیننده و مشتری از تمامی جهات آن محصول را مورد بررسی قرار داده و در تهیه آن محصول اقدام نماید. یک عکس صنعتی باید از تمامی جهات ویژگی های کالای مورد نظر را در بر بگیرد و با عکسی دقیق و با کیفیت هم بافت و جنس را نمایش دهد و همه خصوصیات ظاهری کالا را به طور کامل پوشش دهد.
این در صورتی است که در عکاسي تبلیغاتي هدف، چیز دیگری است. در این سبک هدف اصلی ترغیب و جذب بیننده به عکس است، در عکاسی تبلیغاتی، عکاس در تلاش است تا با ترفند ها و تکنیک های گوناگون تصویری متفاوت از کالا به نمایش درآورد. عکاس تبلیغاتی سعی می کند تصاویرش جذاب و بیشتر فرا واقعی به نظر برسند تا تصویری ساده از یک کالا در یک زمینه سفید. هدف یک عکس تبلیغاتی استفاده شدن به روی جعبه و یا در یک وبسایت جهت معرفی کالا نیست، بلکه هدف فرای معرفی، استفاده شدن در تابلوهای شهری، پوسترها، جلد کاتالوگ ها و حتی تزیینات وب سایت هاست.
عکاسی تبلیغاتی بر خلاف عکاسی صنعتی که بر پایه واقعیت بنا شده است، سعی بر عبور از واقعیت دارد و پا را فراتر از اصل موجودیت یک کالا یا فرایند گذاشته و به دنیای زیبای رویا نزدیک می شود. حتی در عکاسي مواد غذایی،
عکاسی تبلیغاتی سفره ای را تدارک می بیند که شاید در واقعیت هرگز چنین سفره مفصل و مجللی برپا نشود. این انتقال حس رویا گونه به بیننده باعث تحریک ادراک او شده و بیننده را تبدیل به یک مشتری می نماید.
در تعریفی متفاوت تر از می توان آن را تیزری ثابت نامید که با سبکی متفاوت از یک تیزر تلوزیونی، همان مسیر را رفته و هدفی مشابه آن دارد.



عکس تبلیغاتی چیست؟

عکس تبلیغاتی برای نخستین بار بر روی دیوار غارها نمایان شد! از همان آن زمان که انسان به ارتباط اندیشید، و این اندیشه نخستین گام در هنر تبلیغات بود.
انسان های نخستین با نقاشی بر پیکر دیوارها، منظور و هدف خود را به زیبایی و شکوهمندی بیان می کردند. با خلق صحنه های جذابی از شکار، نوع همزیستی، تصاویری از اشیا پیرامونشان، تجمع ها و خانواده ها را به تصویر کشیدند و بی آنکه کلامی گفته باشند یا کلمه ای نوشته باشند، ما را به کشف سبک زندگی و تجسم حقایق اجدادمان رهنمون ساخته اند.
با پیشرفت
صنعت عکاسی و با راه یابی دوربین های تک لنزی اولیه به بازار، عکاسی به هنری ارزانتر و قابل دسترس تر تبدیل شد و در این مسیر، راه پر فراز و نشیبی را تا به امروز پیموده است. عکس های بجای مانده از جنگ های جهانی، کارگران و صنعتگران پیشین و بسیاری عکس های قدیمی، خود تابلوی بزرگیست برای تبلیغات. شاید این تصاویر هر یک نخستین عکس تبلیغاتی انسان در عصر حاضرند. تبلیغاتی اگرچه گاهی تلخ و شیرین، تبلیغاتی علیه جنگ، تبلیغاتی از آغاز صنایع و تکنولوژی های نو، و در این راه، حق عکاسان بیشماری بر گردن ما است. چه بسیار عکاسانی که در این راه جان خود را از دست داده اند تا هنر عکاسی را به هنری پایدار بدل کنند. درست است عکس های بجا مانده از آنان هرگز با نام و هدف عکاسی تبلیغاتی ثبت نشده بود، اما هرگز نمی توان تاثیر بسزای آن ها را در شکل گیری عکاسی تبلیغاتی انکار کرد. این عکس ها چنان در جوامع و محافل سیاسی و اقتصادی آن زمان اثر گذار بود که شاید بتوان نطفه پیشرفت تکنولوژی با دوری از جنگ را در پام های آن عکاسن جستجو کرد. 
اما عکاسی تبلیغاتی به شکل شناخته شده امروز را می توان کودک جنگ نامید و دوران رشد و شکوفایی اش را پس از جنگ جهانی دوم دانست. پس از پایان جنگ جهانی دوم، اروپای ویران شده با مشکلی جدی مواجه بود و آن نیز رکود بازار تولید بود. کارخانجات یا تخریب شده بودند یا تعطیل و یا تبدیل به کارخانجات ادوات جنگی. پس از جنگ نیاز مردم اروپا به تامین مایحتاج زندگی معذلی بی سابقه بود، گویا بشر به دوران پارینه سنگی باز گشته و مجبور به از نوع آغاز کردن بود. این آشفتگی به بازار مناسبی برای اجناس و کارخانجات آمریکایی مبدل گشت که با عرضه سراسری محصولاتشان به اروپا راه را برای تبلیغات وسیع صنعتی باز کنند. در این میان عکاسی که هنری نوپا بود به هنر نخست آن روزگار تبدیل شد و ققنوسی به نام عکاسی تبلیغاتی از خاکستر خرابه های اروپا سر برآورد. محصولات آمریکایی با زرق و برقی خیره کننده توسط عکس تبلیغاتی خود یکی پس از دیگری رو نمایی می شدند و با رنگ لعابی چشم نواز مناظر خاکستری شهرهای ویران شده را می آراستند. اواسط دهه چهل میلادی ( بین سال های ۱۹۴۰ تا ۱۹۵۰ ) را که دوران مجله و چاپ گلاسه های رنگی می دانند، سال های موفقی برای چاپ عکس های تبلیغاتی رنگارنگ در مجلات و پوسترها بود و این تصاویر زیبا با تازگی خود رونقی خاص بر کسب و کارها داده بود.
در آن سالها چهره ها و مدیران هنری بسیاری در این زمینه پیشرو بودند که یکی از آنان مردی به نام ویلیام برن باخ بود. او بر این عقیده بود که تبلیغات به معنای متقاعدکنندگی است و این متقاعد کنندگی نه یک علم، بلکه هنری است ناب. والتر نورنبرگ که او را نیز از بزرگان و پیشروترین
عکاسان تبلیغاتی تاریخ میدانند، عکس تبلیغاتی را بدون ایده عکسی ساده می پنداشت و معتقد بود که عکس تبلیغاتی می بایست یک ایده را چنان ترجه کند که به صورت ملموس برای بیننده آشکار شود و نشان دهنده موضوع و هدف سوژه مورد فروش باشد.
تصاویر، بی آنکه کلمه یا جمله ای آن ها را احاطه کند، بهترین و گویاترین نوع از ایجاد ارتباط اند. در زندگی انسان امروز، وقت کم و حوصله نیز نایاب است. نوشتار به تنهایی، دیگر توان جذب مخاطب را نداشته و این وظیفه بر عهده تصاویر است که بیننده را سر ذوق آورده و او را مجذوب هدف کند و شاید بتوان گفت که همین امر، رسالت عکس تبلیغاتی و در کل هنر تبلیغات در هزاره سوم است.
در دنیای امروز که فرصت مطالعه کم و حوصله ها بسیار کوتاه است، رسانیدن مفهوم و مقصودی، آن هم تبلیغاتی، تنها توسط نوشتار، فکر سنجیده ای نیست و اینگونه به نظر می رسد که عکاسی تبلیغاتی در این شرایط، ایده بهتری است، تا یک پیام تبلیغاتی توسط یک عکس تبلیغاتی موفق در زمانی کوتاه و با یک نگاه بر ذهن مخاطب بنشیند، چرا که انسان همواره مجذوب تصویر بوده و هست. در این شرایط می توان گفت که عکس تبلیغاتی نوعی سرمایه گذاری روی ذهن مخاطب است، زیرا گاهی با یک تصویر می توان مشتری را برای همیشه از آن خود کرد. بیان و تاثیرگذاری یک عکس خوب به حدی است که ذهن مشتری با یک بار دیدن آن تصویر درگیر شده و در آینده نیز در هر مکان و زمان دیگری، با دیدن آن، به یاد نام تجاری آن عکس می افتد و اینگونه آن شرکت در ذهن او جاودانه خواهد ماند.
وقتی نام عکس تبلیغاتی را می شنویم نا خودآگاه این نام، یادآور تصاویری خوش رنگ، ساده و کوتاه در ذهن ما است. و این شاید مهمترین اصل و ویژگی اینگونه عکس هاست که در کسری از ثانیه، تاثیر خود را در ذهن می گذارد.
یک راننده را تصور کنید که با سرعت در حال گذر از یک بزرگراه است، اثرگذارترین عنصر بر روی ذهن او، یک
عکس تبلیغاتی ساده است که مفهومی را در دل خود جای دهد. عکاس اگر هنرمند باشد جزییات پنهان محصول را با ریزبینی و دقت بررسی کرده و آن را به گونه ای بازگو می کند که بیننده با یک نگاه موضوع و هدف عکس را فهمیده و آن را حس کند. تجربه نشان داده است که در یک تابلوی تبلیغاتی که از یک عکس به همراه یک متن تشکیل شده است، بیننده نخست نگاهی گذرا به عکس انداخته سپس به سراغ متن میرود و در نهایت با بازگشت به عکس به طور معما گونه ای در تصویر به دنبال هدف آن نوشته میگردد ومدتی به عکس تبلیغاتی آن محصول خیره می ماند تا مفهوم کلی را دریابد و این تجربه، شاه کلید موفقیت در یک پکیج تبلیغاتی است. یک عکاس تبلیغاتی حرفه ای، میداند که چگونه با حفظ جذابیت های بصری یک تصویر ، معمایی آسان اما لذت بخش در آن بگنجاند که بیننده هم به سرعت و با کمی تفکر به جواب برسد و هم در این مدت، تصویر چنان زیبا و هیجان انگیز باشد که موجب خستگی ذهنی او نگردد.
عکس تبلیغاتی آنجایی که یک متن، نیازمند تقویت است نمود می کند و با ترفندهایی جذاب، تصویری را در ذهن مخاطب به یادگار می گذارد که شاید تا سال ها بادیدن دوباره آن تصویر ، نا خودآگاه خاطره نخستین دیدارش از آن زنده شود.
امروز ه صنایع غذایی و محصولات صنعتی بیش از دیگر موضوعات از عکاسی تبلیغاتی بهره می برند.
عکاس غذایی با کمک صحنه سازی های خوش رنگ و لعاب به یک محصول خوراکی رنگ و بویی دیگر داده و با تکنیک های اصولی، طعم دلخواه را در ذهن مخاطب تداعی می کند.
بسیار مهم است که یک عکس تبلیغاتی به چه منظوری گرفته می شود و بستر تبلیغاتی اش کجاست. یک تابلوی شهری بستر متفاوتی از یک مجله برای تبلیغات دارد. یک تابلوی شهری، راننده ای را هدف قرار داده است که فرصت مطالعه و خواندن متون را ندارد، پس عکس تبلیغاتی بکار رفته در آن تابلو باید به گونه ای باشد که با سادگی هرچه تمام تر و بدون تکیه بر متن، مفهوم خود را به طور واضح و با گیرایی خاصی بیان کند و این با صفحه ای در یک مجله متفاوت است. یک پیام در یک مجله برای کسی است که فرصت لازم برای مطالعه را دارد و می تواند علاوه بر دیدن تصویر و تجزیه و تحلیل آن، متون آن صفحه را نیز خوانده و با کمی تامل به رازهای پنهان آگهی دست یابد.
در یک عکس تبلیغاتی هدف نهایی، کارایی محصول مورد نظر است و در این راه نیازی به مستند سازی از یک کالا نیست. می توان با صحنه پردازی ها و حتی با رویاگونه کردن تصاویر، ذهن بیننده را از جزییات محصول رها کرده و او را غرق در مفهوم کلی و تمایز آن محصول با دیگر رقبایش کرد. و این تفاوت آشکار یک عکس تبلیغاتی با یک عکس صنعتی است.



نگارش : مهندس نیما ابوالقاسمی
هرگونه کپی برداری مقاله بالا، تنها با ذکر و لینک منبع ( https://www.studio9.co ) بلامانع است .

 
عکاسی صنعتی

در دنیای عکاسی، سبک های بیشماری را می توان با توجه به مفهوم و مضمون هرکدام دسته بندی کرد. عکس های مستند، مناظر طبیعی، سبک های مختلف زندگی، حیات وحش، ورزشی، مدلینگ ها، خبری و بسیار بسیار دسته های متنوع عکاسي که هر کدام نیز با نبوغ عکاسان هر ژانر به دسته و انواع مختلفی تقسیم میشوند. در این میان شاخه ای از هنر عکاسی که از شاخه های اصلی متمایز است، سبکی معروف به عکاسی تجاری است.
هرگونه عکسی که در صنعت، تجارت، تبلیغات و حرفه هایی از این دست و با هدفی خاص عکاسی میگردد و در کسب و کارها نقش به سزایی را ایفا می کند را عکس تجاری و به سبک آن، عکاسی تجاری می گویند که خود، به دو سبک عکاسی صنعتی و عکاسی تبلیغاتی تقسیم می گردد.
متاسفانه عکاسي صنعتي که به منظور نمایش ابعاد متفاوت صنعت شکل گرفته است را گاه با عکاسی تبلیغاتی یکی می دانند و این در حالی است که بین این دو سبک تفاوت های قابل ملاحظه ای وجود دارد. 
درباره عکاسي تبلیغاتي و تفاوت های آن با عکاسي صنعتي در نوشتاری جدا گانه در سایت استودیو ناین ۹ صحبت کرده ایم. اینک سعی داریم با توضیح مختصری از هنر عکاسی صنعتی بگوییم.
همانگونه که از نامش پیداست، عکاسی صنعتی در پی نشان دادن واقعیت یک صنعت، یا محصول صنعتی، به همان شکل واقعی خود است. و همانطور که در مقاله درباره عکاسی تبلیغاتی صحبت کردیم، اصلی ترین تفاوت میان این دو سبک همین مستند سازی است.
یک کارخانه صنعتی یا واحد تولیدی، همواره نیازمند معرفی خود و قطعات تولیدی اش به یک کارخانه بزرگ تر است. برای مثال یک کارگاه کوچک را در نظر بگیرید که بازار هدفش کارخانه یا کارگاه های بزرگ تر قطعه سازی است و بازار هدف آن قطعه سازی نیز کارخانه های تولید خودرو یا ماشین سازی است. در این زنجیره تولید، هر یک از این مراکز می بایست به معرفی خود به کارخانه های بالادست بپردازند.  این معرفی شامل بسیاری مولفه می گردند که به طور عمده عبارتند از: وسعت و توانمندی کارگاه، تعداد دستگاه ها و ماشین آلات، تعداد پرسنل، نظم کارگاهی، وسعت انبار و دپوی مواد، سازمان اداری و نوع خدماتی که ارایه میدهند.
یک عکاس صنعتی، با ورود به خطوط تولید، با استفاده از تکنیک های گوناگون عکاسی به شکلی جذاب و هیجان انگیز، اقدام به مستند سازی از آن واحد تولیدی می نماید. عکاسی صنعتی از خط تولید، عکاسی از پرسنل کارخانه،
عکاسی هوایی از کارخانه، عکاسی از خدمات صنعتی، عکاسی از ماشین آلات صنعتی و سایر خدماتی که آن کارخانه یا کارگاه ارایه می دهند بر عهده عکاس خط تولید است.پروژه عکاسی صنعتی از خط تولید که پروسه ای طاغت فرساست بنا به وسعت کارخانه می تواند از چند ساعت تا هفته ها به طول انجامد.معمولا در این سبک، سعی می شود که زیباترین حالات از اتفاقات در حال وقوع به شکل مستند گونه ای ثبت گردد به گونه ای که برای مخاطب جذاب نیز باشد. عکاس خط تولید باید آنچنان در حرفه اش متخصص باشد که تمام اتفاقات را پوشش دهد و در این راه نیز ،دانش او از انواع تکنیک های عکاسی بسیار می تواند در پیشبرد اهدافش اثر گذار باشد.

همانطور که اشاره شد، هدف معرفی است.
این معرفی تنها به معرفی خط تولید و روند صنعت محدود نمی شود بلکه عکاسی صنعتی از قطعات و کالاهای تجاری نیز مستقیم در نوک پیکان این سبک از عکاسی قرار می گیرد. امروزه با گسترش فضای مجازی و کسب و کارهای اینترنتی یکی از گستره های عظیم فعالیت عکاسی و به خصوص عکاسی صنعتی و عکاسی تبلیغاتی به این پدیده مربوط می شود. هر کالایی برای دیده شدن نیاز اساسی به یک عکس با کیفیت دارد. عکسی که بتواند هم جنبه های زیباشناسانه و مجذوب کننده را در بر بگیرد و از لحاظ کیفی بتواند مشخصه های کالای مورد نظر را چه از لحاظ ابعاد ظاهری و چه از دید فنی به مخاطب عرضه کند. اینگونه عکس ها با استفاده از دوربین های قدرتمند صنعتی که هم دوربین های فول فریم و با کیفتی مثل دوربین های برندهای
Nikon و Canon و هم دوربین های قطع متوسط ( مدیوم فرمت ) از برندهای مطرحی مانند Hasselblad و Pentax را شامل می شود به همراه تجهیزات نورپردازی حرفه ای مانند فلاش های Profoto که کیفیت بسیار بالایی در جنس نور ارايه میدهند، به دست می آیند. لازم به ذکر است که  برای تهیه این تجهیزات حرفه ای بهایی به نسبت سنگین را هم باید پرداخت. می توان عکاسی صنعتی از یک کالای تجاری را نیز به مانند عکاسی از خطوط تولید، مستند سازی نامید با این تفاوت که در اینجا سوژه، یک محصول است و محل کار درون استودیوی صنعتی و کار در استودیو بسیار متفاوت از کار در فضای باز و یا یک خط تولید است و همینطور مولفه های عکس و کاربرد آنها. معمولا محصولاتی که با این سبک عکاسی می شوند در نهایت با برش از زمینه جدا شده و در موارد گوناگونی مانند قرارگیری روی جعبه ها، معرفی در وب سایت ها، شبکه های اجتماعی و یا برای معرفی خود کالا استفاده می گردند. برای مثال یک گوشی تلفن همراه که برای رونمایی نهایی، عکاسی حرفه ای می گردد.
پس می توان عکاسی صنعتی را به صورت خلاصه، عکاسي بی غل و غشی دانست که به ساده ترین، زیباترین و کاربردی ترین شکل ممکن خطوط تولید، فرایندی صنعتی و یا یک محصول را نمایش می دهد و با مستند سازی، به صورتی حرفه ای به معرفی سوژه مورد نظر می پردازد.



  عکس صنعتی

پس از اختراع دوربین توسط جوزف نیسه فور نیپس و ثبت اولین نگاتیو در سال ۱۸۲۲ میلادی ، تلاش های بیشماری در راستای ارتقا و پیشرفت علم عکاسی صورت گرفت. عکاسی یا فوتوگرافی که به زبان لاتین به معنای ثبت نور است از طریق علم در میان جامعه آن زمان وارد شد و توسط دانشمندانی که پس از فورنیپس تلاش میکردند تا هر یک به نوبه خود سهمی در این علم داشته باشند کم کم تبدیل به یک صنعت شد. اما در ادامه راه، با نبوغ هنرمندانی که از این صنعت به عنوان یک هنر استفاده میکردند، باعث شد که این صنعت جوان، به عنوان هنری نوپا جای خود را در فضای هنری آن دوره باز کند. بسیاری گمان می بردند که عکاسی آمده است تا جای هنر نقاشی را بگیرد، اما با تلاش عکاسان آن دوره، عکاسی توانست خود به عنوان هنری مستقل زاده شده و به سرعت رشد نماید. هنر عکاسی پس سال ها هنوز هم یکی از شاخه های اصلی هنر پا برجاست. امروزه با پیشرفته شدن دوربین ها و تجهیزات، عکاسی را میتوان به مانند دوران نوجوانی اش صنعت نیز نامید. از میان شاخ و برگ های بی شمار این هنر، عکاسی تجاری، یکی از مهمترین و پر کاربرد ترین آنهاست. با جایگاه غیر قابل انکار فضای مجازی و تاثیر آن بر کسب و کار دنیای امروز، عکاسی تجاری نیز جایگاه ویژه ای را پیدا کرده است. اما آیا تمام عکس ها تجاری یکی هستند؟ یک عکس صنعتی با عکس تبلیغاتی تفاوتی ندارد؟
جواب این سوال ریشه در شناخت یک جامعه از نیازها و هوش تجاری آن دارد. نوع نگاه صنعتگران و تولید کنندگان آن جامعه به نوع عرضه محصولاتشان، اثر گذارترین مولفه در تفکیک این دو قسم از عکس های تجاری است. 
درست است که
عکس صنعتی و عکس تبلیغاتی دو عنصر جدا ناشدنی از یکدیگرند، اما این به معنای آن نیست که با هم یکی هستند.
عکس صنعتی، عکسی بی آلایش از یک فرایند صنعتی و یا کالای تجاری است، به گونه ای که با نمایش دقیق و با کیفیت یک کالا و یا یک فرایند صنعتی، ابعاد و مشخصه های آن را برای بیننده بازگو نماید. این در حالیست که یک عکس تبلیغاتی، علاوه بر نمایش مشخصات سوژه، هدف و مقصودی خاص را دنبال کرده و ترغیب و تشویق مشتری برای تهیه آن کالا را برای سازنده به ارمغان می آورد.
یک عکاس صنعتی، با استفاده از تجهیزات و دیگر امکانات عکاسی، هدف اصلی را بر پایه کیفیت و نمایش ویژگی های یک کالا گذاشته و سعی میکند با به دست آوردن عکسی بی نقص از سوژه، آن را برای معرفی هرچه بهتر توسط سازنده آماده سازد. عکس صنعتی معمولا برای معرفی کامل از تمام جهات یک کالای تجاری در وب سایت ها، صفحات کاتالوگ ها و … آماده می گردد و تنها هدفش نمایش کامل آن کالای تجاری است. عکس صنعتی از یک کالا، معمولا عکسی است که در زمینه کاملا سفید گرفته می شود تا طراح بتواند پس از برش، از آن در طراحی اش استفاده کند. نوعی دیگر از عکس صنعتی، عکاسی ۳۶۰ درجه از محصول است. این نوع از عکس های صنعتی با عکاسی پی در پی و دورتادور یک کالا به دست می آید که در نهایت با نرم افزارهای مخصوص به یک قطعه کوتاه فیلم مانند تبدیل می گردد که بیننده می توان به میل خود کالا را به هر جهتی که تمایل دارد چرخانده و ابعاد مختلف کالا را بررسی نماید.
یک عکس صنعتی تنها به ثبت عکسی از یک کالا محصور نمی گردد. هر گونه عکس و با هر تکنیکی که در خطوط تولید و فرایندهای ساخت کالا و…. گرفته شود را نیز شامل می گردد، که معمولا اینگونه عکس ها با تکنیک های زیبای عکاسی، عکاسی می گردند و اغلب بدون هیچ دستکاری نرم افزاری به استفاده می رسند. می توان گفت که عکس صنعتی، به این شیوه (عکاسی از یک فرایند صنعتی ) پایبندترین عکس به اهداف نخستین هنر عکاسی، یا به اصطلاح هنری ترین آنها در نوع تجاری آن است.



نگارش : مهندس نیما ابوالقاسمی
هرگونه کپی برداری مقاله بالا، تنها با ذکر و لینک منبع ( https://www.studio9.co ) بلامانع است .

عکاسی معماری یا عکاسی ساختمان

به پیرامون خود که بنگریم در هر سمت و سویی آثاری از هنر معماری را خواهیم دید. از ساختمان های مدرن امروزی تا ساختمان های قدیمی تر. آثار و بناهای زیبای باستانی و بناهای یادبود، اینها همه و همه حاصل هنر معماری است. چه مهندسان معمار امروز و چه معماران باستانی، همه استادان زبر دستی بودند و هستند که با هندسه ای کاربردی، بنایی زیبا بر افراشته اند. زاویه ها، اضلاع، خطوط درهم و اشکال دیگر با نگاهی هنرمندانه در هم آمیخته شده اند تا از خشت و گل و فلز و سازه های امروزی بنایی برپا شود.
عکاسی معماری یا عکاسي ساختمان یکی از شاخه های پر طرفدار عکاسی است که تقریبا می توان گفت که شاید بیشتر ما تجربه آن را داریم. در هر سفری که می رویم، اگر ساختمانی تاریخی ببینیم از آن عکاسی میکنیم، اگر بنای یادبودی ببینیم به سرعت دوربین خود را آماده میکنیم، اگر میدان زیبایی ببینیم کنارش یک عکس یادگاری خواهیم گرفت. 
اما عکاسی معماری(
عکاسی ساختمان ) به صورت حرفه ای وصنعتی آن، اینگونه ساده نیست.این ژانر از عکاسی، البته از نوع حرفه ای و تخصصی آن را می توان شاخه ای پر هزینه و گران نامید. تجهیزات و بخصوص لنزهای گران قیمت در کنار یک دوربین حرفه ای کار را برای شما تمام نخواهد کرد! مهمترین و گران ترین ابزار مورد استفاده در عکاسی معماری ( عکاسی ساختمان ) تجربه بسیار بالاست. یک عکاس معماری که متخصص عکاسی از بناست، با تکیه بر تجربه و خلاقیت خود، عکس هایی را از یک بنا چنان ثبت میکند که انگار خود او معمار آن بوده. شناخت دقیق زوایا و جزئیات از جمله نکاتی است که با تجربه بدست می آید. 
کوتاه ترین ساختمان جهان هم از بلندترین عکاس، بلندتر است و این بدان معنی است که اعوجاج در تمام عکس ها طبیعی است و این در حالی است که مهمترین نکته در عکاسی معماری، کج نبودن خط افق در تصویر است و همینطور عمود بودن بنا نسبت به خطوط افقی. این نکته ایست که در عکاسی معماری به صورت حرفه ای باید رعایت شود. که این نیز نیازمند تجربه و تجهیزات است. 
 یکی از این تجهیزات لنزی به نام تیلت شیف ( Tilt-Shift ) است که در عکاسی معماری ( عکاسی ساختمان ) حرفه ای نیاز است. این لنز که با تکنولوژی منحصر به فرد خود به اصلاح همگرایی خطوط عمودی پرداخته و با اصلاح پرسپکتیو، عکاسی از ساختمان های بلند را خوشایند میکند. به طور طبیعی وقتی میخواهیم از یک ساختمان بلند عکاسی کنیم باید سر دوربین را به سمت بالا و سر ساختمان بگیریم که این کار باعث ایجاد پرسپکتیو شده و خطوط عمودی بالای تصویر به هم نزدیک میشوند. این در حالیست که با استفاده از این نوع لنزها، دیگر نیازی به بالا بردن دوربین نیست، بلکه لنز با حرکت روی محور خود، بدون هیچ گونه اعوجاجی، کل ساختمان را در قاب ما ثبت میکند.این لنز همانگونه که بسیار مفید است و برای یک عکاس معماری ( عکاس ساختمان ) لازم، بسیار نیز گران است.
یکی دیگر از لنزهای بسیار کاربردی دیگر در عکاسی معماری (عکاسی ساختمان )
لنز چشم ماهی ( Fish eye ) است. لنز فیش آی با بازه بسیار پهن خود به عکاس معماری این اجازه را می دهد که عکس را با گستره بسیار زیادی ثبت کند. لنز فیش آی نیز که بیشتر برای کاربردهای هنری تر مورد استفاده قرار می گیرد لنز گران قیمتی است. 
دیگر لنزی که یک عکاس معماری باید در کیف لنزهایش موجود باشد، یک لنز واید یا سوپر واید است. گاهی یک محوطه و یا ساختمان به اندازه ای بزرگ و عریض است که به راحتی و با لنزهای نرمال قابل ثبت نیست و عکاس نیز فضایی برای دور شدن و از فاصله دورتر عکاسی کردن را نیز ندارد. اینجا یک لنز واید می تواند نجات بخش باشد. 

عکاسی معماری یا عکاسی ساختمان رابطه مستقیم با نور دارد. هر بنا با توجه به ویژگی ساختش دارای حجم های گوناگونی است. همانطور که می دانیم هر حجم از سه وجه طول، عرض و ارتفاع تشکیل شده است و این در حالیست که ما فقط دو وجه را در عکس هایمان داریم که با سایه ها می توانیم به یک عکس بعد ببخشیم. عکاسی از یک ساختمان یا بنا به ساعت شبانه روز بسیار وابسته است. این که ما در چه حالتی از روز عکاسی میکنیم می تواند در کیفیت عکس ما اثرگذار باشد. نور مستقیم و شدید یک ظهر تابستانی زمان ایده آلی برای عکاسی از یک ساختمان نیست. چرا که این نور باعث به وجود آمدن سایه های تند شده و قسمت هایی از سوژه که در نور شدید قرار دارند از لحاظ رنگ، کنتراست و جزئیات وضعیت مطلوبی ندارند. معمولا بهترین زمان به صورت عمومی ساعتی نزدیک به زمان طلوع و غروب است. ویژگی و جنس نور در این زمان ها برای یک عکاس ساختمان مطلوب است. البته به مانند تمامی قوانین عکاسی، این چهارچوبی بسته نیست و شاید بتوان با استفاده از تابش نور مستقیم خورشید عکس های هنری و با تکنیکی گرفت.
از آنجا که اکثر ساختمان ها از قانون تقارن پیروی می کنند، دیده شدن این تقارن به همراه خطوط، زوایا و جزئیات بنا برای تمام معماران جهان بسیار اهمیت دارد و این دلیلی است که آن ها به سراغ یک عکاس معماری یا عکاس ساختمان حرفه ای می روند. این بسیار مهم است که عکاس بتواند این جزئیات را به طور کامل و با نهایت کیفیت ارائه دهد. یک عکس معماری خوب باید بتواند زوایای پیچید ای را که با ظرافت طراحی شده است، به زیبایی به بیننده نشان دهد و در این راه از تکنیک های خاصی بهره می برد. تکنیک هایی نظیر
پانوراما ( Panorama ) ، گستره رنگی یا دمایی بالا یا اچ دی آر ( HDR ) ، سیاره کوچک ( Little Planet )، تکنیک ضد نور و بسیاری تکنیک های دیگری که در بخش های مربوطه سایت درباره آنها سخن گفته ایم. 
در انتها باید این نکته را دانست که همانگونه که معماری هنری منحصر به فرد است، عکاسی معماری نیز تخصصی منحصر به فرد است و یک عکاس حرفه ای معماری بهتر از هر عکاسی توانایی درک و نمایش هنر معمار را دارا است.


نگارش : مهندس نیما ابوالقاسمی
هرگونه کپی برداری مقاله بالا، تنها با ذکر و لینک منبع ( https://www.studio9.co ) بلامانع است .

عکاسی غذایی ( عکاسی از غذا )

امروز که عصر، عصر دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی است، یکی از داغ‌ترین موضوعات نیز عکاسی از غذا و عکاسی غذایی است. کاربران بی‌شماری در جهان وجود دارند که همه‌روزه عکس‌های بی‌شماری را در صفحات اجتماعی خود با دیگران به اشتراک می‌گذراند که بدون شک در این میان عکس‌هایی با مضمون غذا و مواد غذایی سهم عمده‌ای را دربرمی گیرند. هرکسی با هر سلیقه و تجهیزاتی دوست دارد که لذت غذایی را که می‌خورد، با دیگران سهیم باشد. با پیشرفت روزافزون تکنولوژی و باکیفیت شدن روزبه‌روز دوربین‌های خانگی، دوربین گوشی‌های همراه و در سطح پیشرفته‌تر دوربین‌های حرفه‌ای امکان ثبت لحظه‌ها برای ما فراهم‌شده است. در هر رستوران و کافه‌ای، پیش از آنکه اقدام به خوردن غذای سفارش داده‌شده‌مان کنیم، گوشی همراه خود را درآورده و عکسی از آن می‌گیریم.
البته عکاسی غذایی همیشه به این آسانی نیست. اینکه این عکس‌ها را به چه منظور و برای چه کسی می‌گیریم بسیار در نحوه عکاسی ما از مواد غذایی تأثیرگذار است. اگر عکسی را برای خودمان می‌گیریم، چندان اهمیتی ندارد که ازلحاظ فنی و کیفی در چه سطحی قرار دارد؛ اما یک عکاس صنعتی حرفه‌ای برای عکاسی غذایی، عکس یک غذا را برای خودش نمی‌گیرد. کافه‌ها، هتل‌ها، رستوران‌ها، کتاب‌ها و مجله‌های آشپزی، کارخانه‌های مواد غذایی و در کل تمام مجموعه‌های فعال در صنایع غذایی کارفرماهای او برای عکاسی غذایی هستند.
در عکاسي صنعتي و یا بیشتر در عکاسي تبلیغاتي، عکاسي مواد غذایی شاخه‌ای پرطرفدار و البته بسیار سختی است که عهده‌دار انتقال طعم و عطر یک محصول بدون لمس آن است! امروز لذت دیدن یک عکس خوب از یک خوراکی، دست‌کمی از تست کردن و خوردن آن ندارد. یک عکس مواد غذایی خوب، تصادفاً خوب نمی­شود. عکاسی غذایی فراتر از عکس گرفتن از بشقاب غذاست و برخلاف تصور بیشتر مردم، عکاسی غذایی (البته به‌صورت حرفه‌ای و تخصصی) جزو سخت‌ترین‌های رشته عکاسی است. عکاس مواد غذایی باید از تجربه و مهارت بسیار بالایی برای یک ثبت موفق یک عکس برخوردار باشد و در کنار این تجربه، تجهیزات و ملزومات کافی را برای این کار در اختیار داشته باشد.
برای عکاسی غذایی در سطح حرفه‌ای به‌صورت عکاس تبلیغاتی یا عکاس صنعتی، باید داستان غذایی که قصد عکاسی از آن را دارد مشخص کند. اینکه عکس صنعتی یا
عکس تبلیغاتی او چه رسالتی دارد بسیار مهم است. می‌خواهیم با عکس خود بیننده را گرسنه کنیم؟ می‌خواهیم او را برای رفتن به سفری خاص ترغیب کنیم؟ هدفمان تداعی کردن نوستالژی‌ها در ذهن بیننده است یا می‌خواهیم محصول خود را تبلیغ کنیم؟ همه این‌ها اهمیت دارد چراکه عکاسی غذایی فقط برای نمایش نیست و در پس هر عکس از مواد غذایی پیامی نهفته است. باید هدف خود را از پیش مشخص کنیم، چراکه این هدف ماست که راهنمای ما در انتخاب تنظیمات، لوازم جانبی، مواد غذایی، محل و نوع نورپردازی است.
مهم‌ترین هدف در عکاسی غذایی، تمرکز روی رنگ، بافت، شکل و ظرافت غذاست و این مهم تنها با یک نورپردازی دقیق به دست می‌آید. یک عکاس مواد غذایی حرفه‌ای می­داند که با چه نوع از نورپردازی می‌تواند تازگی و شادابی مواد غذایی را نشان دهد. بیشتر عکاس‌های تازه‌کار از نورهای مستقیم فلاش استفاده می‌کنند که این نور باعث از دست رفتن بافت، شسته شدن رنگ، روشنایی بیش‌ازحد و تخت شدن تصویر می‌شود و این بزرگ‌ترین معضلی است که یک عکاس صنعتی تازه‌کار برای عکاسی غذایی دارد و در عکاسی تبلیغاتی و
عکاسی صنعتی این نوع عکس‌ها به‌هیچ‌عنوان قابل‌قبول و استفاده نیست. بحث نورپردازی در عکاسی غذایی به تجربه و مهارت عکاس صنعتی وابسته است. هرچه عکاس صنعتی باتجربه‌تر باشد و شناخت بیشتری از جنس نور داشته باشد عکس صنعتی از مواد غذایی جذاب‌تر و خوش آب و رنگ‌تر خواهد شد. برای به دست آوردن نور خوب برای یک محصول باید از انواع سافت باکس و چترهای نرم‌کننده نور استفاده کرد و در مورد عکاسی غذایی در نور طبیعی همراه داشتن رفلکتور در بین تجهیزات عکاسی صنعتی یک نیاز است. درباره نورپردازی از خوراکی‌ها، در کلاس‌های آموزش عکاسی تبلیغاتی و عکاسی صنعتی از غذا به‌طور مفصل صحبت خواهیم کرد؛ اما جایگاه تزئینات و لوازم استفاده‌شده در عکاسی غذایی کجاست؟
متأسفانه مشکل بزرگی که عکاسی صنعتی،
عکاسی تبلیغاتی و به‌طور خاص‌تر عکاسی غذایی کشور ما با آن روبروست بحث ترکیب‌بندی است. ترکیب‌بندی از ارکان و اصول نخستین همه‌ی شاخه‌های عکاسی ازجمله عکاسی صنعتی و عکاسی تبلیغاتی است؛ چراکه با بکار بستن علم می‌توان دید بیننده را به سمت سوژه موردنظر کشاند و تمرکز او را به‌صورت ناخودآگاه به سوژه جلب کرد. عکاسان صنعتی و تبلیغاتی تازه‌کار بی‌محابا تمام داشته‌ها و لوازم تزئینی خود را روی میز می‌ریزند و در کنار آن‌ یک بشقاب غذا می‌گذارند، در اندیشه آنکه این لوازم به زیبایی و جذابیت عکس صنعتی آن‌ها کمک می‌کند و این در حالی است که با این کار لطمه بزرگی را به‌ عکس صنعتی و تبلیغاتی و هدف آن وارد کرده‌اند. من گاهی عکس‌هایی را می‌بینم که توسط عکاسان به نام کشورمان گرفته‌شده‌اند اما هیچ اثری از ترکیب‌بندی درست در آن دیده نمی‌شود. شلوغی و تراکم بیش‌ازحد لوازم تزئینی و دکور اجازه دیده شدن محصول را نمی‌دهد! عکس صنعتی از یک رب، محصول تولیدکننده‌ای به نام را نگاه می‌کردم و بدون اغراق مدتی گذشت تا سوژه را که همان رب گوجه‌فرنگی بود، در میان انبوهی از دکور (که یک انبار زیرزمینی را تداعی می‌کرد) پیدا کنم! حال تصور کنید این تصویر در یک تابلوی بیلبورد شهری نصب‌شده باشد که نگاه‌های گذرای رانندگان و عابران پیاده را هدف قرار داده است!! 
ترکیب‌بندی محل قرارگیری اشیا و ارتباط آن‌ها با دیگر عناصر تصویر در عکاسی غذایی و به‌طورکلی عکاسی صنعتی است که با ایجاد تعادل در تصویر نگاه بیننده را به سمت سوژه موردنظر هدایت می‌کند. یکی از اصول ترکیب‌بندی، قرارگیری سوژه در نقطه طلایی تصویر است اما در مورد عکاسی غذایی می‌توان پا را فراتر گذاشت و به تجربیات جالبی دست پیدا کرد و باتجربه و مهارت حتی می‌توان سبکی را در این زمینه به نام خود تولید کرد؛ اما نباید این نکته را فراموش کرد که چیدمان نباید سوژه را تحت تأثیر خود قرار دهد و همواره باید سوژه در مرکز توجه و نگاه بیننده بوده و آن‌ها را به سمت خود و هدف عکاس متمرکز کند.
یکی دیگر از مواردی که در عکاسی غذایی بسیار تأثیرگذار است، عمق میدان است. عکاسی صنعتی از یک محصول خوراکی،
عکاسی خط تولید یک کارخانه نیست که در آن تمام عناصر مهم و لزوماً در کادر و واضح باشد. در یک عکس صنعتی از مواد غذایی می‌توان از عمق میدان‌های رؤیایی‌تر استفاده کرد. سوژه یک غذاست و نیازی نیست که نمکدان را نیز در منطقه فوکوس داشته باشیم. در کشور ما متأسفانه گاهی، عکاس صنعتی از سمت تولیدکننده‌ها مجبور به استفاده از دیافراگرام های بسته و سطح فوکوس زیاد است. شوربختانه تراز سنجش حرفه‌ای بودن یک عکس صنعتی برای برخی از تولیدکنندگان سطح وضوح و فوکوس تصویر است. آن‌ها گمان می‌کنند که چون عکاس خط تولید، عکس‌های کارخانه را با وضوح و سطح فوکوس بالا عکاسی کرده است پس عکس صنعتی محصول نیز باید این خصوصیت را داشته باشد و این موضوع بسیاری از مواقع به جذابیت عکس صنعتی لطمه وارد کرده است. خود ما نیز از این اتفاق متحمل آسیب‌های بی‌شماری از جانب کارخانه‌های صاحب‌نام شده‌ایم. دیافراگم های باز می‌توانند برای عکس صنعتی ما حالت زیبایی را خلق کنند و از دست دادن محوشدگی و بوکه های زیبا برای هر عکاس صنعتی می‌تواند دردآور باشد. سطح فوکوس کم اما دقیق بر روی سوژه، می‌تواند این اجازه را به عکاس صنعتی بدهد که دقیقاً روی سوژه دلخواه خود تمرکز کند و این ویژگی به‌طور خاص در عکاسی غذایی بسیار مفید و درعین‌حال مهم است.

ویژگی مهم دیگر در جذاب بودن یک عکس صنعتی، در عکاسی غذایی، زاویه عکس است. اینکه یک زاویه کلی را در نظر بگیریم و طبق همان پیش برویم کار هوشمندانه‌ای نیست. هر غذایی ویژگی منحصربه‌فرد خود را دارد. یک غذا حجیم است و دیگری تخت، یکی خوش‌رنگ و لعاب است و دیگری رنگ جذابی ندارد. تعین زاویه برای
عکس صنعتی وابسته به نوع غذایی است که سوژه عکاسی غذایی است. اگر سوژه یک پیتزا و یا چند برگ کالباس باشد، بهترین زاویه برای عکاسی صنعتی از آن، بالاسری یا به‌اصطلاح (Overhead) است. چراکه با این زاویه تمام ویژگی‌ها و جزئیات به‌درستی ثبت می‌گردند و این در حالی است که در عکاسی صنعتی از یک ظرف بستنی زاویه ۴۵ درجه که زاویه نگاه یک فرد نشسته بر سر میز است، می‌تواند بهتر جزئیات را نمایش دهد و برای یک ساندویچ برگر می‌توان زاویه روبه‌رو را امتحان کرد. این زوایا در عکاسی غذایی نسبت به نوع و حجم غذا متغیر خواهند بود.

شاید بتوان مهم‌ترین بخش از عکاسی غذایی را به آراسته کردن غذا اختصاص داد. این هنر که به Food Styling معروف است می‌تواند غذایی معمولی را به یک غذای حیرت‌آور و شگفت‌انگیز تبدیل کند. همان‌طور که ما برای زیبایی به آرایشگاه می‌رویم، لباس‌های زیبا و رنگی را با کفش‌هایمان ست می‌کنیم و با ایجاد تعادل و رنگ‌بندی به آراستگی خود می‌افزاییم، یک فود استایلیست (Stylist) نیز با هماهنگ کردن مواد غذایی رنگارنگ، ترکیبی زیبا را به وجود می‌آورد. او سبزی‌های تازه را با فلفل‌های مینیاتوری زرد و گوجه‌های کوچک قرمزرنگ چنان در هم ترکیب می‌کند که برای کسی که علاقه‌ای به فلفل نیز ندارد، دیدنش جذاب است و اشتهای او را برانگیخته می‌کند. یک فود استایلیست حرفه‌ای دستمزد بالایی دارد و شوربختانه به همین خاطر در کشور ما از چنین شخصی با این تخصص استقبال خوبی نشده و به‌طورمعمول خود عکاس مواد غذایی به فرم دادن غذاها اقدام می‌کند. اگرچه باسلیقه خوب عکاس صنعتی حرفه‌ای تا حدی این نقیصه جبران شده است، اما در سطح حرفه‌ای وجود یک فود استایلیست در کنار عکاس مواد غذایی یک امر حیاتی و غیرقابل‌انکار است.

در آخر نیز فاکتور اثرگذار و بی‌اندازه مهم در تولید یک عکس صنعتی جذاب از مواد غذایی، استفاده درست و با دانش از نرم‌افزارهای عکاسی جهت ویرایش نهایی تصویر است. تأثیر این ویژگی در فایل­‌هایی که قصد ارسال به چاپخانه را دارند بسیار مشهود است.
مدیریت رنگ ها برای چاپ تخصص خاص خود را می‌طلبد و چه بسیار اتفاق می‌افتد که به دلیل عدم رعایت این مهم، کارخانه‌ها و تولیدکنندگان صنایع غذایی متحمل خسارات بزرگی شده‌اند. به دست آوردن رنگ‌های دقیق و درعین‌حال جذاب برای چاپ‌های چهار رنگ (CMYK) نیازمند دانش و تجربه است که بتواند بهترین نتیجه را برای تولیدکننده و عکاس تبلیغاتی به ارمغان بیاورد.


نگارش : مهندس نیما ابوالقاسمی
هرگونه کپی برداری مقاله بالا، تنها با ذکر و لینک منبع ( https://www.studio9.co ) بلامانع است .


 

عکاسی خط تولید

هرگاه کارگری کفش های ایمنی خود را به پا کند و دستکشش را به دست، این بدان معنی است که چرخ صنعتی در حال چرخش است. این صحنه در کشورهای در حال توسعه بسیار اتفاق می افتد. کشورهای صنعتی جوان که کشور ما نیز از آن دسته است، بستر خوبی است برای فعالیت فعالان اقتصادی، صنعتگران و در کل تمام پیشه هایی که به هر نوعی به زنجیره صنعت گره خورده و با چرخش چرخ­دنده های آن می چرخند. از این میان هنرمندان نیز سهم بزرگی را در این بازار دارند. طراح صنعتی، معمار و البته عکاس صنعتی. یک عکاس صنعتی در یک کشور صنعتی رو به رشد اگر به حد کافی از مهارت و تخصص بهره مند باشد بسیار می تواند رشد کرده و خود را به اثبات برساند. درباره عکاسی صنعتی و عکاس صنعتی در نوشته های پیشین صحبت کرده ایم. حال باید دید که عکاسی خط تولید یک کارخانه یا کارگاه به یک عکاس صنعتی ماهر به نام عکاس خط تولید یا به نام دیگر عکاس کارخانه نیازمند است یا هر عکاسی می تواند کار یک متخصص خط تولید را به خوبی انجام دهد؟
این که بخواهیم عکاسی خط تولید را به عنوان یک شاخه در میان شاخه های مختلف عکاسی صنعتی جای دهیم شاید درست نباشد. درست است که عکاسی خط تولید در زیر مجموعه عکاسی صنعتی قرار می گیرد اما خود به تنهایی سبک جداگانه ای نیست. در این شاخه تنها تجربه است که می تواند بوسیله­ی آن یک عکاس صنعتی، یک عکاسی خط تولید ماهرانه را ‍‍پدید بیاورد.
خط تولید هر کارخانه ای، مجموعه ای از ماشین آلات و افراد است که هر کدام وظیفه خاصی را عهده دارند. یک عکاس صنعتی ماهر و با تجربه برای عکاسی خط تولید و آزمایشگاه از پیش برنامه ای مدون دارد، چرا که این مسیر را بارها و بارها طی کرده است. اما یک عکاس صنعتی بی تجربه و تازه کار با ورود به یک خط تولید و دیدن آنهمه آشفتگی و کار قالب تهی کرده و تمرکز خود را از دست می دهد.
 

عکاسی صنعتی از روند تولید یک کارخانه از لحظه ورود مواد اولیه به نوار نقاله و طی مسیرش تا به انتها که به بسته بندی ختم میشود را عکاسی خط تولید می گویند. امروزه یکی از اصلی ترین چالش ها در عکاسی خط تولید کارخانه های پیشرفته تر که از دستگاه ها و ماشین آلات تمام اتوماتیک درون خط خود بهره می برند، نبود یا کمبود نیروی انسانی است. می دانیم که نقش یک موجود زنده و به خصوص انسان در یک عکس صنعتی، به آن زندگی می بخشد، و ترکیب کارایی انسان و ماشین در کنار هم و حرارت و گرمی انسان در برابر سردی ماشین در تصاویر می تواند تعادلی زیبا را خلق کند. امروزه عکاس خط تولید  باید خود را برای چالشی اساسی آماده کند و این چالش همان سردی ماشین است. یک عکاس صنعتی کارخانه یا عکاس خط تولید با تجربه می تواند با استفاده از تکنیک های متنوع و نورپردازی های خاص حس زندگی را به عکس صنعتی تمام ماشینی ببخشد و کمبود پویایی و حرکت انسانی را با نور و تکنیک جبران نماید.

عکاسی خط تولید مهم است زیرا :
مثلی معروف داریم که می گوید ماه هرگز پشت ابر نخواهد ماند. امروز هوشمندی بشر به جایی رسیده است که هرگز نمی توان با کتمان و پنهان کردن حقیقت از او، در مسیر صنعت، رشد کرد. ما مردمی فهیم داریم، که این خود بازویی محرک برای بهبود کیفیت و رقابت سالم است. امروز کارخانه یا تولید کننده ای موفق تر است که درب های کارخانه اش را به سوی مصرف کننده یا مشتری بگشاید. این گشایش درب به معنی درب های فیزیکی کارخانه نیست، بلکه یک عکاسی صنعتی دقیق و هوشمندانه از روند تولید می تواند همین حس را به مشتری القا نماید. با روند روزافزون شبکه های اجتماعی و ... امروز هر کارخانه ای می تواند با عکس صنعتی یا عکس خط تولید وارد خانه های تک تک مصرف کننده ها شود و حس شیرین اعتماد را به مصرف کننده خود القا نماید. این وظیفه بر گردن عکاس صنعتی و عکاس خط تولید است. عکاس خط تولید با نمایش ایمنی های به کار رفته در کارخانه، پاکیزگی، کنترل کیفیت های دقیق و با دیدن ساخت با کیفیت محصول از مود اولیه با کیفیت حس اعتماد مشتری را بر می انگیزد و همچنین او را به گشت و گذاری در محیط کارخانه و فضای سبز آن دعوت کرده و حسی زیبا برای مشتری می سازد. مصرف کننده همیشه ترجیح میدهد از محصول با کیفیتی استفاده کند که در محیط کارخانه اش قدم زده است و روند تولید آن محصول را از نزدیک دیده است و این مساله بدان معناست که روند عکاسی خط تولید آن کارخانه به درستی انجام شده است.
هدفی که با بازسازی مجازی کارخانه در ذهن مشتری و جلب اعتمادش، او را به استفاده از آن محصول ترغیب کرده است. البته هستند کارخانه ها و تولید کنندگانی که حتی پا فراتر گذاشته و در کنار عکاسی خط تولید از کارخانه خود، درب های فیزیکی کارخانه را نیز به سوی مصرف کننده گشوده اند تا مصرف کننده با اعتمادی کامل به استفاده از آن محصول اقدام کند. در بین کارخانه هایی که از این مسیر درست سود برده اند، کارخانه های مواد غذایی سهم بیشتری را خواهند داشت و جلب اعتماد مصرف کنندگان برای آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
عکاسی خط تولید علاوه بر دید صنعتی، باید دید هنری را هم به خوبی به کار ببندد. به طور معمول، صنعت، و به خصوص صنایع آلاینده، تصویر زیبایی در ذهن ما ندارند اما می توان تصاویر بی نهایت زیبایی را برای آنان خلق کرد. یک عکاس صنعتی کم تجربه با دیدن یک ماشین تراشکاری، از اپراتور درخواست میکند که کنار دستگاه ایستاده و به کارش مشغول شود، در این حین عکاس صنعتی عکسش را می گیرد و با تشکری از اپراتور به سوی دستگاه دیگر می رود تا عکس یادگاری دیگری را از اپراتور و دستگاه دوم تولید نماید. اما یک
عکاس صنعتی که حرفه اش و تجربه اش او را به یک عکاس خط تولید دقیق و ریز بین تبدیل کرده است، با تکیه بر توانایی، تکنیک و تجربهُ عکس صنعتی خیره کننده­ای را از یک دستگاه تراش ثبت می کند که خود اپراتور نیز پس از سال ها کار با آن دستگاه چنین تصویری را ندیده باشد. تماشای یک عکاسی خط تولید موفق، پس از اتمام پروژه از سوی صنعتگر، می تواند خستگی سال ها کارش را از تن او بزداید و او را دلگرم تر از پیش به سمت آینده رهنمون کند.
یکی از از مسائلی که باعث عدم جذابیت نتیجه عکاسی صنعتی یا عکاسی خط تولید است، استفاده از نور طبیعی کارخانه هاست. کارخانه ها از سوله های بسته ای تشکیل شده اند که نور کمتر به آنجا راه پیدا می کند و این دلیلی محکم برای استفاده از نور های مصنوعی در عکاسی خط تولید است. اما استفاده از اینگونه نورها و فلاش ها نیز مهارت خاصی را طلب می کند که این مهارت تنها در نزد یک عکاس صنعتی با سواد و با تجربه است که بداند کجا و چطور از نورهای فلش هایش استفاده کند که علاوه بر روشنایی و جلا بخشیدن به سوژه، حسی مصنوعی را از عکس خط تولید خود برای بیننده تداعی نکند.
در عکاسی صنعتی و عکاسی خط تولید، نمایش ایمنی نیز از وظایف عکاسی خط تولید است. مسلح بودن تمامی اپراتورها و کارگران به امکانات ایمنی از جمله کلاه ایمنی، کفش کار، دستکش و تمامی تجهیزاتی که در استاندارد یک فرایند صنعتی تعریف شده است، می تواند نشان از نظم و کنترل دقیق مدیران تولید بر روی تمامی پرسنل خط داشته باشد.
در نهایت باید گفت که عکاسی خط تولید هنری است که تنها با تجربه به دست می آید و در هیچ دانشگاه، کتاب و مقاله ای نمی توان به دنبال راه های کسب مهارت برای آن گشت.


نگارش : مهندس نیما ابوالقاسمی
هرگونه کپی برداری مقاله بالا، تنها با ذکر و لینک منبع ( https://www.studio9.co ) بلامانع است .


 

عکاسی خودرو

همیشه اولین گام در فروش یک محصول، تبلیغات قوی است. تبلیغاتی که بتواند مشتری را ترغیب به خریداری یک محصول نماید. اولین گام در زمینه تبلیغات نیز یک عکس صنعتی خوب و جذاب است. یک عکس صنعتی خوب از محصول می تواند با نمایش کامل ویژگی­های منحصر به فرد آن، بیننده را جذب کرده و تمایل او را برای تهیه آن محصول تقویت کند. در میان بازار کالاها و محصولات بی شمار صنعتی که روزانه در معرض دید قرار می گیرند، خودروها سهم بزرگی دارند. عکاسی صنعتی حرفه­ای از این محصولات زیبا و دل فریب تاثیر بسزایی در ذهن خریدار دارند، چراکه در اغلب مواقع به طور هوشمندانه­ای زیباتر و جذابتر از خود محصول هستند.
عکاسی خودرو، یکی از دشوارترین شاخه­های عکاسی صنعتی است. ما در عکاسی خودرو به عنوان شاخه­ای ازعکاسی صنعتی با یک غول بزرگ صنعتی روبرو هستیم که باید به شکلی زیبا به نمایش درآمده و حس منحصربفردی را به بیننده این عکس صنعتی منتقل کند. درست است که زیبایی خود خودرو کمک بزرگی در جذابیت این عکس صنعتی می کند اما این به آن معنی نیست که کار ساده ای پیش­رو است. عکاسی خودرو راه و روش خاص خود را دارد. نورپردازی، رنگ، تصویر، زاویه مواردیست که می بایست برای ثبت یک عکس صنعتی حرفه ای و اصولی از یک خودرو شکل گیرد. متاسفانه در کشور ما بسیار اتفاق می افتد که عکاسی خودرو بدون درنظر گرفتن نکات کلیدی انجام گرفته و نتیجه قابل قبولی را درپی نداشته است. 
یکی از نکات بسیار کلیدی در عکاسی خودرو، نمایش ویژگی های خودرو با کیفیت بسیار بالا و بدون اغراق و بزرگنمایی است. گاه یک عکاس صنعتی بی تجربه یک خودرو را تبدیل به یک کارتون یا کاریکاتور کرده و استفاده از آن عکس صنعتی، تبعات منفی را برای کمپانی صاحب برند داشته است. در تابلوهای شهرمان بارها دیده­ایم عکس خودروهایی را که به علت ویرایش بیش از حد توسط نرم افزارهای گوناگون ماهیت اصلی خود را از دست داده اند و عکس را نزدیک به انیمیشن یا تصاویر سه بعدی کرده اند. این عکاسی صنعتی یا عکاسی خودرو به هیچ عنوان مورد تایید نیست و در قالب استاندارد عکاسی صنعتی قرار نمی گیرد. جزییات طراحی برای گروه خودروسازی بسیار مهم و حیاتی است. گاهی یک شکستگی ظریف و زیبا و یا یک فرو رفتگی آرام، در بدنه خودرو می تواند ماهیت و نشانه اصلی یک برند باشد. حال نمایش این شکستگی یا فرو رفتگی به شکلی مبالغه آمیز در عکاسی خودرو می تواند دید و نظر بیننده را منحرف سازد. یکی دیگر از نکاتی که می بایست در عکاسی خودرو مد نظر قرار بگیرد عکاسی خودرو از زاویه دقیق و کارشناسانه است. یک عکاسی خودرو حرفه ای باید بسته به نوع اتومبیل، انتخاب لنز و فاصله مناسب، بیشترین جذابیت را برای بیننده به همراه بیاورد.دانستن این مطالب که برای مثال لنزهای واید و فاصله ها کانونی این چنینی برای کدام خودرو مناسب است و یا کدام زاویه می تواند بیشترین اثربخشی را برای جذابیت در عکاسی خودرو به همراه داشته باشد، وابسته به میزان علم و تجربه عکاس صنعتی است. با انتخاب اشتباه در عکاسی خودرو هدف منحرف شده و‌ عکس صنعتی نهایی به هدف نزدیک نخواهد بود. با انتخاب یک زاویه نادرست در عکاسی خودرو، عکاس صنعتی می تواند یک اتومبیل شاسی بلند را هم ابعاد با یک خودروی سواری بزرگ نشان دهد؛ اتفاقی که در تبلوهاب شهری رخ داد و نتیجه به جز نارضایتی کارفرمای عکاسی خودرو را به همراه نداشت.

اعمال نور مناسب در عکاسی خودرو نکته مهم دیگری درباره این نوع از عکاسی صنعتی است. روشنایی بیش از حد یا نور کم می تواند به سایه روشن های خودرو، خطوط و شکستگی ها، برامدگی و فرو رفتگی ها و رنگ دقیق در عکاسی خودرو لطمه بزند. معمولا عکاسی خودرو یا در فضای باز و طبیعت با نور طبیعی عکاسی می شود و‌یا در فضای استودیو و نورپردازی با نورهای مصنوعی که در هر دو مورد، نخست تجربه و مهارت عکاس صنعتی و از طرف دیگر
تجهیزات مورد استفاده بسیار پراهمیت است. برای کسب بهترین کیفیت در عکاسی خودرو، عکاس صنعتی به سافت باکس های بسیار بزرگی نیاز دارد تا بتواند نور یک نواختی را برای سوژه عکاسی صنعتی فراهم آورد.
ویژگی مهم دیگر در عکاسی خودرو استفاده از تکنیک سوژه متحرک یا پن
( Panning ) است. با کمک این تکنیک است که عکاسی خودرو بصورت در حال حرکت گرفته میشود. در این تکنیک عکاسی خودرو سوژه به صورت فوکوس و مناظر اطراف به صورت مات درمی­آیند. این تکنیک خاص و دشوار در عکاسی خودرو نیاز به مهارت و تجربه بسیار بالای عکاس صنعتی دارد، چرا که می بایست خودرو در فوکوس کامل قرار گیرد و این مسئله به دلیل متحرک بودن خودرو دشوار است. معمولا به علت ضعف در این تکنیک عکاسی خودرو از جانب عکاس صنعتی، گرافیست ها این گونه عکس ها را با استفاده از نرم افزار تولید می کنند که اغلب با نتیجه جالبی همراه نیست.
عکاسی خودرو در طبیعت و مناظر طبیعی نیز می بایست با نکات اصولی اجرا شود.
گاهی مناظر اطراف و قاب­بندی­ها به گونه ای است که سوژه اصلی را تحت­الشعاع قرار داده و تمرکز بیننده را با سویی غیر از سوژه اصلی عکاسی خودرو منحرف می­کند. و این در حالیست که عکاس صنعتی باید با تیزبینی و هوشمندی منظره ای را انتخاب کند که با خلوت­ترین و زیباترین حالت ممکن، هم تمرکز بیننده را به سمت خودرو هدایت کند و هم مناظر زیبا بتواند به جذابیت های عکس صنعتی بیافزاید. به دلیل حساسیت بالا از نظر رنگ، جزییات و ویژگی های منحصر به فرد در عکاسی خودرو،
عکاسی تبلیغاتی از خودرو یا همان عکاسی خودرو، معمولا باید با دوربین های قطع متوسط ( Medium Format ) یا دوربین های قطع بزرگ ( Large Format ) انجام گیرد. این دوربین ها به علت قدرت بسیار در ثبت جزییات و رنگ دقیق، ابزار مناسبی برای نمایش ویژگی در عکاسی خودرو می باشند.


نگارش : مهندس نیما ابوالقاسمی
هرگونه کپی برداری مقاله بالا، تنها با ذکر و لینک منبع ( https://www.studio9.co ) بلامانع است .


 

عکاسی طلا و جواهر

در طول تاریخ، صنعت طلا و جواهرات , زیورآلات و سنگهای قیمتی جزو محبوب ترین صنایع و هنرها بوده است. جایی که هنر و صنعت به شکلی ظریف و زیبا ادغام شده و محصولی زیبا خلق می شود.درهمان ابتدای تولد عکاسی صنعتی وعکاسی  تبلیغاتی به عنوان هنر و پیشه­ای مستقل، صنعت عکاسی طلا و جواهر جایگاه ویژه ای در این حرفه داشت. همواره بازار عکاسی از زیورآلات طلا و نقره و جواهرات و سنگهای قیمتی  یا همان عکاسی طلا و جواهر بازار رقابتی داغی را بین تولیدکنندگان طلا و جواهرات , زیورآلات و سنگهای قیمتی ایجاد کرده بود. در کشورهای پیشرفته که کیفیت را نخستین گام موفقیت می دانند، عکاسی صنعتی و عکاسی تبلیغاتی یکی از نیازهای اولیه و ملزومات پیشرفت قرار داشته و تا به امروز نیز با تکیه بر کیفت بالا، رو به فردایی بهتر گام برمی­دارند.
عکاسی طلا و جواهر ،‌ ( Jewelry Photography ) یکی از اصلی ترین و در عین حال تخصصی ترین سبک های عکاسی صنعتی است.
نمایش دقیق جزئیات، رنگ، درخشش، تراش و سایر نکاتی که یک طراح به زیبایی در محصول خود طراحی کرده و سازنده نیز با توان بالا آن را ساخته است، چالش وهدف اصلی عکاس صنعتی در عکاسی طلا و جواهر است.
طلا با آن درخشش خیره کننده، سنگ های ارزشمند و قیمتی با تراش­های منحصر به فرد، جواهرات رنگارنگ با رنگ های خاص و زیبای خود جزئیاتی نیستند که بتوان با حداقل تجهیزات و یک دوربین آماتور آنها را ثبت کرد.
استفاده از
لنزهای ماکرو ( Micro Lens ) از نکات کلیدی و مهم عکاسی طلا و جواهر است. اما آیا وجود یک لنز ماکرو به معنای توانایی ثبت جزئیات در عکاسی طلا و جواهر کوچک است؟ از خصوصیت لنزهای ماکرو بزرگنمایی و قابلیت نزدیک شدن به محصول است. این ویژگی در حالی که می تواند ازجزئیات بیشتری را برای ما نمایان کند اما در عین حال مقدار بیشتری از تاری و ماتی را در نقاط خارج از فوکوس برای ما ایجاد می­کند که با توجه با خصوصیات و ساختار لنز، این اتفاق غیرقابل اجتناب است. در اینجاست که ارزش اصلی ترین و تخصصی ترین تکنیک عکاسی  طلا و جواهرات، احساس می گردد. تکنیکی به نام فوکوس پی در پی ( Focus Stacking )عکاسی طلا و جواهر و به طور کلی اجسام ماکرو کارایی دارد، به طوری که با فوکوس های پی در پی وضوح کامل محصول در عکاسی طلا و جواهر به دست می­آید. این تکنیک که با مهارت و تخصص عکاس صنعتی ارتباط مستقیم دارد به اندازه­ای حساس است که کوچکترین اشتباه می تواند باعث از سرگیری تمام مراحل عکاسی طلا و جواهر گردد.
در رابطه با طلا و جواهر و زینت آلات قیمتی نیز یک دوربین قطع متوسط ( Medium Format ) می تواند وظیفه عکاسی صنعتی از آنها را عهده دار شود. این دوربین ها به علت بزرگی سنسور و نوع ساختار آنها ( درباره
دوربین های مدیوم فرمت، قسمت مقاله ها را مطالعه فرمایید ) می توانند عکس تبلیغاتی با جزئیات و رنگ دقیق برای ما ثبت کنند.
استفاده از منبع نوری مناسب نیز یکی از نکات بسیار حیاتی در زمینه عکاسی طلا و جواهر، زیورآلاتو سنگهای قیمتی است. نورهایی که با کلوین مناسب ( ۵۵۰۰ ) نور روز را تداعی میکنند می توانند رنگ دقیق محصول را در ثبت نهایی عکاسی طلا و جواهر برای ما به ارمغان بیاورند. این در حالیست که استفاده از نورهای متفرقه که کلوین دقیقی در هر شاخه ندارند با تداخل دمای رنگی، می توانند رنگ محصول را از رنگ دقیق آن منحرف کنند. معمولا عکاس صنعتی حرفه ای، برای عکاسی طلا و جواهر، از فلاش های دقیق اروپایی بهره می برند.
عکاسی طلا و جواهر به صورت عکاسی صنعتی، معمولا برای استفاده خود صنعتگران از
عکس صنعتی با کیفیت، برای استفاده در کاتالوگ هاو دفترچه های راهنمای فروش طلا و جواهرات , زیورآلات و سنگهای قیمتی و یا قرارگیری در آرشیو شخصی آنهاست. چرا که عکاسی صنعتی با ثبت دقیق جزئیات، رنگ، تراش و دیگر ویژگی های محصول، جدولی دقیق و تصویری برای محصولات طلا و جواهرات , زیورآلات و سنگهای قیمتی است.
کاربرد دیگر عکاسی از طلا و جواهرات , زیورآلات و سنگهای قیمتی، یا همان عکاسی طلا و جواهر برای ارائه مستقیم محصول در بازار و فروش آن است. اینگونه عکاسی طلا و جواهر  با استفاده از مدل ها، دکورها و جلوه های خاص، محصول را به شکلی جذاب و چشم نواز برای بیننده به تصویر می کشد تا مشتری را برای خرید محصول طلا و جواهرات , زیورآلات و سنگهای قیمتی ترغیب کند.
بصورت کلی عکاسی طلا و جواهر، سبکی دقیق، خاص و بسیار تخصصی است که می­بایست با تجهیزات مرتبط و مهارت و تجربه عکاس صنعتی به دقت ثبت و در راستای هدفی مشخص صورت پذیرد. هدفی که میتواند با استفاده از عکاسی طلا و جواهر، جزئیات دقیق محصولات طلا و جواهرات , زیورآلات و سنگهای قیمتی  را ثبت کند و یا با یک
عکاسی تبلیغاتی زیبا و خاص بازار فروش و نظر مخاطب را جلب کرده و به فروش محصول طلا و جواهرات , زیورآلات و سنگهای قیمتی کمک نماید.



نگارش : مهندس نیما ابوالقاسمی
هرگونه کپی برداری مقاله بالا، تنها با ذکر و لینک منبع ( https://www.studio9.co ) بلامانع است .


 

نحوه محاسبه تعرفه قیمت عکاسی

اگر عکاسي را از جنبه هنری اش نگاه کنیم، برای یک هنر هرگز نمی توان قیمتی در نظر گرفت اما اگر آن را از جنبه یک حرفه و پیشه بررسی کنیم می توان به آن سهمی از بازار نیز داد. عکاسی صنعتی از جمله حرفه هایی است که در آن نمی توان به دنبال قیمتی ثابت گشت، چرا که هر محصول و مکانی ویژگی منحصر به فرد خود را دارد. تجهیزات خاص خود را می طلب. کاربردهای گوناگونی را برای هر عکس می توان تعریف کرد و در کل عکاسی یا خاص تر عکاسي صنعتي در مکان و زمان خاصی نمی گنجد و از مواد اولیه ثابتی برخوردار نیست تا بتوان قیمت اولیه و محاسبات اقتصادی و حسابگرانه خاصی برای آن انجام داد.معمولا هر هنرمند عکاس یا استودیوی عکاسی صنعتی که در این بازار مشغول به فعالیت است، نسبت به تجربه، سطح کیفی کار، سابقه و رزومه کاری و در نهایت خروجی نهایی کار برای هنرش قیمتی تعیین می کند. در این بین قدرت انتخاب حق کارفرما است که با سطح سلیقه، دانش به روز، توان مالی و آینده نگری اش کدام هنرمند را برای فرایند عکاسی اش بر می گزیند.
به طور میانگین قیمت عکاسی صنعتی به دلیل تجهیزات حرفه ای و گران قیمت در این حرفه کمی شاید بالاتر از تصور صنعتگران باشد، و این موضوع برای آن دسته از صنعتگرانی که هیچگونه شناختی نسبت به علم و هنر عکاسی ندارند و تجهیزات این حرفه را نمی شناسند، طبیعی است. چه بسیارند کسانی که تصور می کنند عکاسی به همان دوربین خلاصه می شود و هر آن کس که دوربینی حرفه ای دارد عکاس حرفه ای نیز هست. اما هستند صنعتگران با تجربه و امروزه جوانی که با شناخت دقیق تجهیزات و لمس قدرت اثر گذاری یک عکس به تمام معنی حرفه ای، این موضوع را درک کرده و برای انتخاب خود، کیفیت را در اولویت کاری خود قرار می دهند. البنه هستند دوستان و همکاران عزیزی که با نام عکاس صنعتی، عکاس تبلیغاتی در حرفه عکاسی صنعتی و عکاسی تبلیغاتی ورود کرده و به علت عدم دانش کافی در این رشته، اندک زمانی را به تجربه می گذرانند و در نهایت به سراغ حرفه ای دیگر می روند، که البته در همان زمان آزمون و خطایشان با قیمت های بسیار نازلی که ارایه داندن هم برای خود و هم برای کارفرمای خود مشکلاتی را ایجاد کرده اند.
برای آگاهی بهتر نسبت به شرایط تاثیر گذار بر روی تعرفه قیمت عکاسی صنعتی، نکاتی کوتاه را در رابطه با سوژه های مهم تر و تاثیر گذار تر عکاسی صنعتی با هم مرور خواهیم کرد. با ما باشید


تعرفه قیمت عکاسی صنعتی خط تولید، کارخانجات و واحد های صنعتی و تجاری
عکاسی خطوط تولید و کارخانجات صنعتی، یکی از مشکل ترین و چالش برانگیز ترین شاخه های عکاسی در عکاسی تجاری ( Commercial Photography ) است. عکاس، برای عکاسی از یک خط تولید با چالش های گوناگونی روبه روست. از شیطنت های کارگران خط تا هماهنگی برای هر خط و دستگاه و…. به برخی از شرایط تاثیرگذار بر روی تعرفه قیمت عکاسی از خط تولید اشاره خواهیم کرد.
-  یکی از شرایط بسیار تاثیر گذار بر روی قیمت عکاسی صنعتی در خطوط تولید و کارخانجات، ابعاد و حجم کاری در آن واحد است. این موضوع می تواند هم در رابطه با پروژه های روزانه تاثیر گذار باشد و هم بر پروژه های تعدادی اثرگذار باشد. طبیعی است که هرچه کارخانه ای بزرگتر باشد عکاسی صنعتی از آن نیز هم از جهت عکاسی و هم در جهت ویرایش زمانبر تر خواهد و گاهی نیز ممکن است به جای یک تیم عکاسی، دو و یا حتی تیم بیشتری برای عکاسی به آن کارخانه اعزام شوند که این خود نیز شامل هزینه بیشتری نسبت به یک واحد تولیدی کوچک تر است.
-  مهمترین عامل شاید در
تعرفه عکاسی ، تکنیک هایی باشد که عکاس پروژه از آنها بهره برده است. معمولا یک خط تولید همواره با عکس های پانورامیک ( Panorama ) و کشیده عکاسی می شود. عکس های پانورامیک از مجموع چند عکس به دست می آیند که این عکس ها در نهایت به یک عکس کشیده عریض تبدیل می شوند. یا ممکن است عکاس تشخیص دهد دستگاه یا ماشینی قابلیت عکاسی سرعت بالا ( High Spped ) را داراست و می توان عکس های پر جلوه ای را از آن ثبت کرد و یا قسمت هایی از کارخانه از لحاظ نوری به گونه باشد که منجر به استفاده از تکنیک گستره داینامیکی بالا ( HDR ) شود یا از نظر زیبایی شناسانه عکاس یک عکس با همین تکنیک بگیرد. و این بدیهی است که عکس هایی که با استفاده از این تکنیک ها خلق می شوند به لحاظ فنی قیمت بالاتری نسبت به عکس های عادی دارند.
-  تعداد عکس های نهایی نیز عاملی تعیین کننده در تعرفه قیمت عکاسی دارند. این بحث در ارتباط با پروژه های روزانه نیست، زیرا در پروژه های روزانه با پیش توافق صورت گرفته، تعداد محدود و مشخصی عکس نهایی خواهد شد. اما در پروژه هایی که به صورت آزاد عکاسی می گردد، از بین صدها عکس ثبت شده، قیمت نهایی به تعداد عکس های انتخابی از سمت کارفرما بستگی دارد. در بسیاری از پروژه ها نیز اتفاق افتاده است که کارفرما به دلیل رضایت از تمامی عکس ها، بدون در نظر گرفتن قیمت، خواهان تمامی عکس های بدست آمده، در قالب یک پکیجی کلی شده است.
-  عامل دیگری که بر قیمت نهایی تاثیر گذار است، مقدار ویرایش نهایی یک مجمعوعه عکس است. بدیهی است که ویرایشی که ویرایشگر برای یک کارخانه با ماشین آلات و در کل ظاهری زیبا انجام می دهد بسیار متفاوت است با کارخانه ای مستهلک.
-  تعداد لانگ شات ها
( Long Shot ) نیز می تواند عامل مهمی باشد. ممکن است عکاسی از یک خط با اپراتورهایش، برای بدست آمدن یک عکس، حتی نیم روز به طول بی انجامد. این اتفاقی است که به طور معمول در کارخانه های بزرگ و خطوطی که بیش از ۲۰ دستگاه و اپراتورهای بسیاری دارد، با آن مواجه هستیم. این عکس ها به علت زحمت بسیار در زمان عکاسی و همین طور ویرایش زمانبرش قیمت بالایی نسبت به سایر عکس های خط تولید دارند و هرچه تعداد عکس های لانگ شات در یک کارخانه بیشتر باشد به صورت طبیعی روی قیمت نهایی اثرگذار خواهد بود.

تعرفه قیمت عکاسی هوایی
عکاسی هوایی ( Aerial photography ) نیز از جمله عواملی است که می تواند در بالا رفتن قیمت کلی یک پکیج عکاسی صنعتی ( Industrial Photography ) تاثیر گذار باشد. از آنجایی که هلی شات ها برخلاف فیلم برداری پر قدرتشان، عکاس برداری پر قدرتی ندارند، نمی توان خیلی در زمینه عکاسی صنعتی بر آنها تکیه کرد. از آن رو، همیشه سیاست استو دیو ۹ برای بدست آوردن عکس های حرفه ای دید از بالا با دوربین های حرفه ای تعریفی دیگر داشته است که بستگی به شرایط هر منطقه جغرافیایی مشخص می گردد. این گونه عکس ها نیز نسبت به عکس های عادی گران قیمت تر و البته بسیار با ارزش ترند و بدیهی است که وجود یک یا چند عکس هوایی می تواند بر تعرقه قیمت عکاسی صنعتی و عکاسی تبلیغاتی موثر باشد.

تعرفه عکاسی معماری، ساختمان ، دکوراسیون و ابنیه تاریخی
عکاسی معماری ( Architectural photography ) که عکاسی ساختمان هم نامیده می شود را می توان یکی از جذاب ترین شاخه ها بین شاخه های عکاسی دانست. عکاسی معماری که شامل عکاسی از نمای ساختمان هی مسکونی، دکوراسیون داخلی، برج های تجاری،ابنیه تاریخی، تندیس های شهری، پل ها، بناهای یادبود و… می شود نیز عوامل تاثیر گذاری را برای تعیین تعرفه قیمت را شامل می شود که مختصری از آن را مرور می کنیم
در عکاسی معماری سه حالت منحصر به فرد تعریف می شود که از نظر تعرفه قیمت بسیار متفاوت است  
- نخست عکاسی معماری با مرور زمان ( Time-lapse photography ) است. در این نوع عکاسی ، عکس های پیوسته و ممتد از یک عملیات عمرانی یا ساختمانی ( مانند بتن ریزی یا خاک برداری) گرفته می شود و در نهایت به صورت فیلمی کوتاه و سریع تبدیل می شود. این نوع عکاسی که چند سال اخیر بسیار هم پر طرفدار شده است. این نوع عکاسی بیشتر توسط عکاسان طبیعت و نجوم گرفته می شود، اما در صنعت معماری و ساخت و ساز از اهمیت ویژه ای برخوردار است، از این رو ما آن را در بخش معماری گنجاده ایم.اینگونه عکس ها به علت زمانبر بودن و استهلاک دوربین های حرفه ای، عکس های به نسبت گران قیمت تری است.
- دیگری عکاسی پی در پی از روند پروژه های عمرانی. تفاوت این سبک با سبک
( Time-lapse ) در مدت زمان و نوع ارایه است. در عکاسی تایم لپس یا تصویربرداری زمان‌گریز معمولا یک عملیات مثل بتن ریزی که نهایت یک روز زمان میبرد، عکاسی می گردد اما در عکاسی روند پروژه ممکن است عکاسی ماه ها یا حتی چند سال طول بکشد. از پی ریزی یک برج تجاری تا تکمیل آن را می توان به صورت پی در پی و با بازه های زمانی یکسان ( به طور مثال ماه به ماه ) عکاسی کرد و در نهایت روند ساخت آن را مرور کرد. بدیهی است که قیمت اینگونه عکس ها نیز به نسبت عکس های دیگر گران قیمت تر و البته ارزشمند ترند.
- و در نهایت معروف ترین و همه گیر ترین آن که همان عکاسی از یک ساختمان پایان یافته است که مهندس یا معمار برای رزومه کاری خود و یا فروش واحد های آن، اقدام به عکاسی میکند که به عکاسی معماری یا عکاسی ساختمانی ( Architectural photography )  معروف است. از مولفه های موثر در این حالت می توان به چند مورد اشاره کرد
- عکس های تکنیکی از تاثیر گذار ترین عوامل در تعین تعرفه عکاسی معماری است. عکس های پانوراما ( Panorama ) که طبق تشخیص عکاس به صورت کشیده و عریض از پروژه گرفته میشود. عکس های گستره دینامیکی بالا ( HDR ) که با توجه به اختلاف شدید نوری در یک پروژه ساختمانی گرفته می شوند. عکس های ۳۶۰ درجه خاصی که با نام سیاره کوچک ( Little Planet ) به خواست کارفرما از محیط و پروژه عکاسی می گردند.
-  این که پروژه در چه منطقه جغرافیایی قرار دارد. اگر پروژه در منطقه آب و هوایی خاصی  ( بسیار گرم یا بسیار سرد ) قرار گرفته باشد، تعرفه قیمت آن کمی متفاوت خواهد بود با پروژه هایی که در یک منطقه آب و هوایی عادی قرار دارند.
- پروژه هایی که تردد عابر زیادی دارند ( مانند پارک ها و شهربازی ها، پاساژها و…) نیز تعرفه متفاوتی نسبت به پروژه های عادی دارند.
- این که عکاسی در روز انجام خواهد شد و یا در شب نیز از جمله مولفه های موثر در پروژه های معماری و ساختمانی است. عکاسی در شب معمولا از قیمت بالاتری نسبت به روز برخوردار می باشد.
- مدت زمان پروژه در قراردادهای روزانه و همین طور تعداد عکس های درخواستی در پروژه های تعدادی می توانند تعرفه قیمت کلی را جابجا کنند.
- عکاسی با نورپردازی جانبی
( Portable Lighting ) با هدف روشنایی بخشی از صحنه که نور کافی ندارد نیز می تواند کمی بر قیمت نهایی اثر بخش باشد.

تعرفه قیمت عکاسی طلا و جواهرات، زینت آلات و سنگ های قیمتی
عکاسی طلا و جواهرات و زیورآلات ( jewellery photography ) یکی از اصلی ترین تخصص های عکاسی صنعتی است. عکاسی حرفه ای از این کوچک های زیبای قیمتی، به شدت سخت و جذاب است. نمایش تمامی جزئیات و ظرافت این محصولات تنها از عهده یک عکاس خبره و با تجربه بر می آید.می توان یک گوشواره کوچک را با یک دوربین تلفن همراه نیز در خیمه های نوری عکاسی کرد، اما یک عکس حرفه ای و تخصصی فنون، تکنیک ها و تخصص خواص خود را می طلبد. زیورآلات به علت درخشش خاصی که دارند باید که به صورت کاملا تخصصی و در فضای خاص خود عکاسی شوند. به طور معمول سنگ های قیمتی و جواهرات رنگ های منحصر به فرد خود را نیز دارند که عکاسی همراه با مدیریت رنگ ( Color Management ) همواره از اصول عکاسی از زیورآلات است. رنگ طلا نیز از رنگ های خاصی است که به طور حتم در کنار عکاسی باید با مدیریت حرفه ای رنگ همراه باشد. از عوامل موثری که در تعین تعرفه قیمت عکاسی از طلا و جواهرات می توان به چند مورد اشاره کرد.

* عکاسی صنعتی طلا و جواهرات، با استفاده از دوربین قطع متوسط ( Medium Format ). دوربین های مدیوم فرمت با توجه به ساختار و سنسور بزرگ و قدرتمند خود، توانایی خارق العاده ای در ثبت جزئیات، رنگ دقیق، وضوح ( Sharpnes ) ، وضوح در لبه ها ( Acutance ) و ویژگی های منحصر به فرد دیگرشان، گزینه اصلی برای عکاسی حرفه ای از طلا و جواهرات هستند، که البته عکس های این دوربین ها با حجم بالا و بسیار با کیفیت است و از نظر ابعاد و بزرگی تصویر، حتی با دوربین های حرفه ای فول فریم نیز قابل مقایسه نیستند. استفاده از این دوربین ها به منزله گران قیمت تر و البته با ارزش تر شدن تصاویر نهایی خواهد بود.

* تکنیک عکاسی از سوژه مورد نظر مهمترین عامل از مجموعه عوامل تاثیر گذار بر قیمت عکاسی از زیورآلات است. 
- عکاسی طلا، جواهر و زیورآلات با استفاده از لنز مایکرو. در این روش که به عکاسی مایکرو ( Macro photography ) معروف است،از نزدیک ترین فاصله از سوژه عکاسی می گردد و عکس ثبت شده با بزرگنمایی، جزییات را به صورت کامل نشان خواهد داد. در تصاویر مایکرو ( بدون تکنیک استکینگ ) فوکوس مقطعی و در یک قسمت خاص از سوژه ( جواهر، تراشی خاص و … ) وضوح امکان پذیر است و دیگر قسمت ها به نسبت فاصله از نقطه فوکوس محو خواهند شد.
- عکاسی با استفاده از لنز سوپر مایکرو ( Micro Lens ) با تکنیک فوکس پی در پی ( Focus Stacking ) ( لطفا مقاله مالتی فوکوس را مطالعه فرمایید ). با استفاده از این تکنیک که به تخصص کامل عکاس متکی است، یکی از پر کاربردترین تکنیک ها در عکاسی زیورآلات به شمار میرود محصولی کوچک با بزرگنمایی خارق العاده و البته در تمامی سطوح فوکوس کامل عکاسی می گردد. این تکنیک که نیازمند مهارت بسیار زیاد عکاس است، نسبت به عکس های مایکروی عادی از نظر کیفی غیر قابل مقایسه و البته گران قیمت تر خواهد بود.

* اینکه عکاسی از زیورآلات مورد نظر در چه زمینه، فضا و کجا اجرا شود.
- بی آلایش ترین شکل عکاسی از یک محصول زینتی، عکاسی در زمینه تک رنگ است. زمینه سفید و یا مشکی برای نمایش و درخشش سوژه از رایج ترین نوع عکاسی صنعتی از اینگونه محصولات است. قیمت ثابت این سبک عکاسی می تواند نسبت به نوع محصول تغیراتی داشته باشد. اینکه محصول طلاست، سنگ تراش خورده است یا تراش نخورده، برلیان و… زیرا محصولات زینتی هر یک تخصص و دانش نورپردازی خاص خود را دارند. 
-
عکاسی در فضای دکوراتیو و صحنه پردازی شده. هرگونه تصویری که علاوه بر سوژه اصلی، لوازم دکوری نیز در صحنه حضور داشته باشند را عکس دکوراتیو یا صحنه پردازی شده می گویند. لوازم دکور برای زینت آلات باید بسیار هوشمندانه استفاده شوند تا سوژه اصلی را تحت تاثیر قرار ندهند. عکاسی دکوراتیو از زیورآلات به طور معمول از عکس های زمینه تک رنگ گران قیمت تر هستند.
- عکاسی صنعتی طلا و جواهر به همراه مدل ( Fashion Photography ) و در لوکیشنی خاص. برای اینگونه عکس ها نیز نمی توان قیمت ثابتی را در نظر گرفت، معمولا دستمزد مدل و لوکیشن مورد نظر بالانس قیمتی در این نوع عکس برداری را بر هم زده و هرچه عکاسی، مدل مورد نظر و لوکیشن حرفه ای تر و خاص تر باشند عکس گران قیمت تر خواهد بود.
- عکاسی در محل استودیو صنعتی ناین انجام شود و یا در محل کارفرما. عکاسی طلا و جواهر به دلیل حساسیت بسیار بالا در عکاسی، نیازمند برپایی استودیویی مخصوص در محل کارفرما است. برپایی این تجهیزات به تعرفه عکس نهایی مبلغی را به عنوان استودیو سیار خواهد افزود.

* عکس های نهایی همراه با طراحی خاصی جهت استفاده مستقیم در شبکه های اجتماعی ، تحویل کارفرما شود. در این صورت تعرفه با توجه به دستمزد طراح تعین می گردد.


تعرفه قیمت عکاسی مواد غذایی
عکاسی غذایی ( Food Photography ) را می توان از مهترین و حساس ترین رشته های عکاسی صنعتی دانست. این سبک به علت حساسیت های بسیار بالا در تکنیک و تجربه، در زمره تخصص های مهم عکاسی قرار می گیرد. تنوع بسیار بالا در  غذاها و مواد خوراکی که انواع پختنی های، نوشیدنی ها، بستنی ها، شیرینی ها، کیک ها و انواع دسر را شامل میشود باعث به وجود آمدن تخصص و سبک جداگانه ای به نام عکاسی غذا شده است. در قیمت گذاری عکاسی این مواد عوامل موثری وجود دارد که با هم تعدادی از آنها را مرور خواهیم کرد.

* نخستین عامل می تواند نوع سوژه مورد عکاسی باشد. این که سوژه غذایی گرم و پخته شدنی است، یک غذای سرد یا حتی بسته بندی است ، نوعی بستنی و یا نوشینی است می تواند در تعیین قیمت عکاسی آن تاثیر گذار باشد. ( برای اطلاعات بیشتر، مقاله عکاسی غذایی را مطالعه فرمایید )
- در مورد نوشیدنی ها نکته خاصی وجود دارد و آن عکاسی سرعت بالا (  High Speed Photography ) است. برای تاثیرگذاری بیشتر نوشیدنی ها، آن ها را با تکنیک سرت بالا عکاسی می کنند تا هم جلوه ای خاص به عکس بدهند و هم در مواردی بتوانند غلظت، رنگ یا سایر ویژگی های فیزیکی نوشیدنی را به نمایش در آورند. ( در مورد این تکنیک، مقاله عکاسی سرعت بالا را مطالعه فرمایید )

* دیگری فضای مورد نظر برای عکاسی است. اینکه عکاسی برای چه منظوری و در چه زمینه ای انجام می گیرد می تواند در تعرفه قیمت عکس غذا، موثر باشد. عکاسی در زمینه سفید و به صورت مینیمال برای استفاده در منوها، عکاسی با دکور بندی و صحنه آرایی برای استفاده در تابلوها و بیلبوردهای شهری، عکاسی با فضای رستورانی برای استفاده در صفحات مجازی و شبکه های اجتماعی هر کدام بنا به خواست کارفرما تعریف قیمتی متفاوتی را خواهند داشت.
- نکته قابل ذکر در مورد عکاسی مینیمال در زمینه سفید، استفاده از نوع تکنیک درخواستی است. اینکه عکاسی با تکنیک فوکس پی در پی ( Focus Stacking ) انجام گیرد، عکس گران قیمت تری نسبت به
عکاسی ساده به دست خواهد آمد.
* از دیگر عوامل می توان به محل انجام پروژه عکاسی اشاره نمود. اینکه عکاسی در محل استودیو عکس صنعتی ناین انجام گیرد و یا در محل کارفرما. برپایی استودیو سیار در رستوران، فست فود و یا محل کارفرما مستلزم پرداخت مبلغی به عنوان استودیو سیار از سمت کارفرما خواهد بود.
* از مهمترین عوامل در تغییر بالانس قیمتی در عکاسی از غذا، حضور شخصی متخصص به عنوان فود استایلیست ( Food Stylist ) در کنار تیم عکاسی است. آراستن هر غذا هنری است که به مانند تمام هنرها و حفرفه های جهان، از تکنیک های خاصی برخوردار است ( درباره توضیحات بیشتر درباره شخص فود استالیست لطفا مقاله عکاسی مواد غذایی را مطالعه فرمایید ). حضور این شخص می تواند در حرفه ای تر شدن یک عکس در زمینه غذایی بسیار موثر باشد. به طور معمول دیزاین ها به وسیله سرآشپزها انجام میگیرد و به همان شکل عکاسی می گردد. گاه نیز خود عکاس با تجربه و سلیقه خود به حرفه ای شدن دیزاین و عکس کمک می کند و این در حالی است که فرد متخصص در امر استایل غذا با متدها و تکنیک های تخصصی خود رنگ و بویی دیگر به غذا و در نهایت به تصویر نهایی خواهد داد.


تعرفه قیمت عکاسی صنعتی و تبلیغاتی محصولات صنعتی و کالاهای تولیدی :
شاید شناخته شده ترین و پرکاربردترین شکل عکاسی صنعتی ( Industrial Photography )، عکاسی تبلیغاتی ( Advertising Photography ) و در کل عکاسی تجاری ( Commercial Photography ) را بتوان در عکاسی از محصولات صنعتی و کالاهای خانگی یافت. این سبک از عکاسی، به نمایش ظاهری محصولات از ابعاد گوناگون پرداخته و آنان را برای حضور در بازار فروش آماده می کند. در عصر حاضر بیشتر خریدها و کسب و کارها در فضای مجازی، وب سایت ها و شبکه های گسترده اجتماعی صورت می گیرد و این خود گواهی بر اهمیت عکاسی از محصولات و کالاها به شکلی با کیفیت و دقیق است ( مطالب کامل تر را در ارتباط با این سبک را در مقاله عکاسی و عکس صنعتی مطالعه فرمایید ). اما به دلیل تنوع بیشمار محصولات با سایز ها و جنس های گوناگون، قیمت گذاری و تعرفه دقیقی را هرگز نمی توان برای این سبک از عکاسی در نظر گرفت. تعدادی از اصلی ترین عوامل موثر در این گونه عکس برداری را با هم مرور خواهیم کرد.

* نخستین و مهترین عامل تاثیر گذار روی بالانس قیمتی در عکاسی از محصولات صنعتی، جنس مواد تشکیل دهنده آن محصول است. هر محصولی با توجه به مواد سازنده اش، دارای بافت و جنسیت منحصر به فرد خود است. کالاهای استیل، براق، شیشه و کریستالی، پلاستیکی، سرامیکی، چوب و ام دی اف و صدها جنس گوناگون که در این بین به دو نوع منحصر به فرد و خاص محصولات اشاره خواهیم کرد:
- فلزات و استیل ها. محصولاتی که از مواد فلزی و استیل تولید می شوند بیشتر از دو دسته فلزات مات و براق هستند. عکاسی از محصولات فلزی مات نسبت به فلزات براق کم دردسرترند. فلزات براق ( مانند
شیرآلات کرمی، لوازم خانگی استیل و…) به علت رفلکس شدید نوری، بی شک نیازمند به طراحی نور و فضای خلاء گونه ایست که بتوان براقیت، و جنس محصول را به درستی نشان داد و این به معنی گران تر تمام شدن عکس محصول است.
- محصولات بلورین
( شیشه ای و کریستالی ). این محصولات با توجه به جنس شیشه ای که حالت شفاف ( Transparent ) دارند، باید به صورت تخصصی عکاسی شوند. مهارت، تجربه و شناخت نور از اصلی ترین لازمه های عکاسی از اجسام بلورین است. نور پردازی این اجسام بی نهایت حساس است. شما با مقداری کمتر از حد استاندارد لوکس نوری مورد نیاز برای یک جسم شفاف، می توانید آن را به جسمی کاملا مات تبدیل کنید. این حالت در باره لوکس نور بیشتر از حد نیاز هم صادق است و این کار باعث از دست رفتن بافت و در نهایت عدم موفقیت در نمایش یک محصول کریستالی است. عکاسی صنعتی از اجسام بلورین، نیز  از سایر محصولات ساده تر عکس های گران قیمت تری هستند.

* اندازه و ابعاد محصول هدف نیز یکی از مواردی است که یک عکاس می تواند برای قیمت گذاری به آن تکیه کند. بدیهی است که نورپردازی، فن و تجهیزات مورد نیاز برای عکاسی از یک کمد چوبی بزرگ بسیار متفاوت است از یک جسم کوچک ۲۰ سانتی متری و همین طور یک ماشین تزریق پلاستیک ۱۵ متری نیز دردسرهای خاص خود را نسبت به یک کمد چوبی دارد. از این رو هرچه کالای هدف ابعاد بزرگ تری را دارا باشد به نسبت قیمت عکس صنعتی آن هم بالا تر خواهد.

*  برای تعین
تعرفه عکاسی صنعتی، در این سبک، تعداد محصولات نیز نقش مهمی ایفا می کند. معمولا محصولات صنعتی به خاطر تنوعی که دارند به تعداد هم عکاسی می شوند. هرچه تعداد محصولات در یک پارت عکاسی بیشتر باشد، هزینه هر فریم عکس، نسبت به همان فریم در صورت عکاسی تکی، کمتر خواهد بود.

* نوع ویرایش نهایی عکس نسبت به درخواست کارفرما. در عکس های صنعتی دو نوع ویرایش مرسوم است، ویرایش تبلیغاتی و ویرایش صنعتی. هر محصولی بنا به کیفیت و نوع تولید ممکن است گاهی از جنبه زیبایی، ایرادی ظاهری از تولید به همراه داشته باشد ( مانند زایده های پلاستیکی، لب پریدگی ها، مشکلات چاپ لیبل و محل قرار گیری آن). در ویرایش صنعتی که ماهیت آن نمایش دقیق و بی آلایش محصول است، محصول با نورپردازی دقیق و با کفیت عکاسی شده و در ویرایش نهایی نیز این موارد دست نخورده باقی می ماند. در ویراش تبلیغاتی، محصول از تمام عیوب احتمالی تهی شده و در نهایت یک تصویر بی نقص از محصول بدست می آید. بدیهی است که عکس به دست آمده از طریق ویرایش تبلیغاتی ، ارزشمند تر و گران قیمت تر خواهد بود.

* مکان عکس برداری. اینکه محصولات در کجا و چه شرایطی ( در محل استودیو عکس صنعتی ناین و یا کارخانه یا کارگاه کارفرما ) عکاسی می شوند نیز از عوامل تاثیر گذار بر روی قیمت تمام شده عکاسی است. منتقل کردن
تجهیزات و فضای عکاسی به محلی دیگر غیر از استودیوهای تخصصی استودیو عکس صنعتی ناین، شامل هزینه های استودیو سیار خواهد بود.


تعرفه قیمت عکاسی خودرو
عکاسی خودرو از جمله سبک های خاص عکاسی صنعتی است. خودرو به علت ابعاد، نورپردازی تخصصی، و ویژگی های خاصش ‌یکی از دشوارترین و در عین حال جذاب ترین سوژه ها برای عکاسی صنعتی است. تعرفه عکاسی خودرو به دلیل تجهیزات، مهارت خاص عکاس و شرایط ویژه بازار خودرو، نسبت به دیگر سبک های عکاسی صنعتی کمی گرانقیمت تر است. چند نکته از مواردی که در قیمت نهایی عکاسی صنعتی از خودرو تاثیر مستقیم دارند را با هم مرور خواهیم کرد.

- عکاسی از خودرو، در فضای باز و طبیعت انجام شود. در این شرایط با توجه به موقعیت نوری و آب و هوایی، و لوکیشن مورد نظر برای عکاسی، تعرفه قیمت عکاسی خودرو متغیر خواهد بود. با توجه به  نوع و فضای عکاسی، عکس نهایی با توجه با رفلکس های طبیعی ، نیاز به ویرایش خواهد داشت تا در صورت تداخل رفلکس ها با خطوط مهم و شکستگی های طراحی شده در خودرو، این عیوب بر طرف شده و در نهایت تصویری دقیق از بدنه خودرو بدست آید.
- عکاسی خودرو، در استودیو انجام پذیرد. در این شرایط با توجه به تجهیزات خاص مورد نیاز و همچنین ابعاد خودرو، تعرفه عکاسی، متغیر خواهد بود. هزینه ویرایش نهایی نیز پس از عکاسی  به قیمت نهایی افزوده خواهد شد
-
عکاسی صنعتی از داخل خودرو، نیز به دلیل شرایط ویژه و فضای کوچک داخل اتاق و نیاز به لنزهای سوپر واید ( Wide Lens ) و تجهیزات نور پردازی، به نسبت ابعاد و تعداد عکس ها متغیر خواهد


نگارش : مهندس نیما ابوالقاسمی
هرگونه کپی برداری مقاله بالا، تنها با ذکر و لینک منبع ( https://www.studio9.co ) بلامانع است .